“میدانستم این حکومت تا عهد دقیانوس سقوط میکند” انقلاب که شد، یک هفته تمام “جوانکی ۲۲ ساله” در دادگاه انقلاب بازجوییش کرد تا بهانهای برای زندانش پیدا کنند.نکردند!در نهایت مشاور وزیر فرهنگ را به جُرم تغییر حروفچینی و تصحیح غلطهای چاپی کتاب ِفرهنگ ِایران، اخراج کردند و حقوقش را مصادره.همان موقع به او گفتند؛ تنها راه نجات و بخششات، همکاری با انقلابیون است، و گرنه تحقیرت میکنیم.نکرد!اخراجش که کردند در پاسخ به “حالا چه غلطی میتوانی بکنی؟”به خانه رفت، هر چه داشت فروخت؛ حتی کتابها و ظرفهایش را و…و جلال ستاری ظرف ۴۰ سال خانهنشینی اجباری، قریب ۱۰۰ جلد کتاب نوشت و ترجمه کرد.دهها جایزهی فرهنگی گرفت؛ از نشان “لژیون دونور” و لوح هنر و ادب شوالیه فرانسه تا پژوهشگر برتر.در آن ایام که حسن حبیبی حکم پاکسازی و اخراجش را پس از ماهها قطع حقوق، بازجویی و مصادره وسائل شخصی، امضاء میکرد، همان هشداری را به شبزدگان داد که بعدها در “اسطوره در جهان امروز” نوشت:«برای نگاهی که مصلحت ِزندگان و آیندگان را فدای نگاهداری جایگاه مردگان و رفتگان میکند،سقوط و پسروی تا عهد دقیانوس هم کم است»شاید هم از بخت ما بود که حکومت ِسفلگان، چنین جانِ شیفتهای را خانهنشین کرد تا هزاران صفحه، برای مردم و فرهنگ ایران به یادگار بگذارد.چنانکه خودش در آخرین مصاحبهاش گفت؛هر چند در حصر شدم، اما توانستم آن خدمتی را که میخواستم، به مردم ایران بکنم!پیش از مرگش، ۵ سال پیش در چنین ایامی، در جایی گفته بود:«احساس میکنم که ما مردم، آدمهای تنهایی هستیم. ولی بیکس نیستیم و تنهایی با بیکسی فرق میکند…عاقبت همرنگ نشدن، غریب افتادن است. پس باید تاوانش را هم قبول کنیم که کار سختی است»بیسبب نبود که در زندگینامهاش، در پاسخ به دکتر ناصر فکوهی که پرسید؛بهعنوان محققی که ۹۰ کتاب منتشر کرده است آیا کسی، قدری را که لازم است به شما داده یا نه؟استاد جلال ستاری گفت:«مردم چرا، حکومت نه! انتظار هم نداشتم» از پیج توییتر آدرنو @aztaclub