تنهایی جزء جدانشدنی زندگی بشر است. اشکال گوناگونی دارد و هر کس به نحوی راهی برای زندگی با آن پیدا م…
انتشار: 2026/08/02 07:30 UTCدریافت: 2026/08/02 09:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 09:47 UTC
تنهایی جزء جدانشدنی زندگی بشر است. اشکال گوناگونی دارد و هر کس به نحوی راهی برای زندگی با آن پیدا میکند، برخیمان آن را پس میزنیم و بعضی دیگر سازگاری در پیش میگیریم. طبقات اجتماعی، مسائل اقتصادی، تمایلات جنسی و گرایشات سیاسی همه میتوانند ما را منزویتر کنند یا با گروهی پیوندمان دهند و از تنهاییمان بکاهند. تاریخ ادبیات از گذشته روایتی از سرگذشت تنهایی است. شخصیتهای بسیاری علیرغم تلاششان برای درک شدن و فرار از تنهایی، سرخوردهتر از قبل به انزوا کشیده شدهاند، برخی از آنها به خلق شخصیتهای ماندگار داستانیای تبدیل شدهاند که کموبیش میشناسیمشان، مثل بنجی در «خشم و هیاهو» که معلولیت از او فردی تنها ساخته یا امرنسِ رمان «در» که همواره دری میان او و آدمها فاصله میاندازد یا هولدن کالفیلدِ «ناتور دشت» که تنهایی را انتخاب کرده، چون نمیتواند با اطرافیانش ارتباط برقرار کند. کدام شخصیتهای ادبی را با تنهاییشان به یاد میآورید؟(قلب، شکارچی تنها، کارسون مکالرز، ترجمۀ آرش افراسیابی نشر بیدگل)@aztaclub
