جنگل خودمان است؛ آتشش بزنیم!🔥اگر از من بپرسند دردناکترین موضوعی که در ایران دیدی چه بوده، پاسخم یک…
انتشار: 2026/08/14 22:26 UTCدریافت: 2026/08/15 05:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:11 UTC
جنگل خودمان است؛ آتشش بزنیم!🔥اگر از من بپرسند دردناکترین موضوعی که در ایران دیدی چه بوده، پاسخم یک کلمه است: بنزین!مسئلهٔ سوخت و انرژی همیشه در ایران معضل بوده است، اما هیچوقت تا این حد بهتآور نبوده. ظاهراً این تنها حوزهای است که مردم، حکومت، اپوزیسیون و دشمنان سرزمینی ایران در آن توافق تام دارند: مصرف احمقانهٔ آب و برق و سوخت، با بالاترین سرعت و پایینترین قیمت و بیشترین ضرر.از این میان، بنزین واقعاً شاخصترین است: در حالی که متوسط قیمت خردهفروشی بنزین در جهان لیتری حدود یکونیم دلار است، در ایران ــ این ایرانِ جنگزده، پالایشگاهازدستداده، تحت تحریم و محاصره و واردکنندهٔ بنزین ــ بنزین، بسته به نوع سهمیه، لیتری ۱۵۰۰ تا پنجهزار تومان و مصرف مازاد نیز با کمترین محدودیت فروخته میشود. بله؛ درست خواندید: چیزی که متوسط قیمتش لیتری حدود صد و پنجاه سنت است، لیتری حدود ۰٫۸ تا ۲٫۷ سنت فروخته میشود! (گازوئیل سهمیهای؟ قیمت جهانی حدود ۲۹۰ هزار تومان و در ایران ۳۰۰ تا ۶۰۰ تومان. واقعاً علامت تعجب کم میآورد و به ایموجی پناه باید برد😱🤯🤬.)سادهترین توجیه این است که روی دریای نفتیم و سطح درآمد پایین است و این چیزها. توجیهاتی همانقدر کودکانه که مردم روسیه انتظار داشته باشند چون بزرگترین جنگلهای جهان را در اختیار دارند، نامحدود و به قیمت یکصدم بهای چوب روسی در بازارهای جهانی، جنگل را آتش بزنند! با این تفاوت که آنها لازم ندارند چوبشان را یکبار بفرستند خارج و بعد وارد کنند و حتی در این تمثیل هم دو گام از ما جلوترند.حتی در ونزوئلا که از نظر تولید ناخالص داخلی سرانهٔ اسمی نسبتا همسطح ایران است ــ طبق برآورد صندوق بینالمللی پول برای سال ۲۰۲۶، حدود ۴۱۴۰ دلار در ونزوئلا و ۳۴۱۵ دلار در ایران ــ و اتفاقاً تحت زعامت مدبرانهٔ بزرگاملاکی آمریکا اداره میشود، بنزین [بسیار اندک] سهمیهای لیتری حدود دو سنت، اما بنزین آزاد حدود پنجاه سنت است. یعنی در مقام قیاس و با همه ارفاقات بنزین آزاد باید حدود لیتری ۷۵ هزار تومان باشد که تازه به سطح ونزوئلای سوسیالیستی برسیم که عوام اقتصاددان و اقتصاددانهای عوام ما معتقدند چپگرایی این بلا را سرش آورد و اگر اقتصادش بازار آزادی بود به این روز نمیافتاد. در همین ایران و اتفاقاً در دوران یکی از عوامگراترین دولتها، که شعار اصلیاش حمایت از مستضعفان بود، بنزین با نرخی عرضه شد که، بر مبنای دلار رسمی، حتی از قیمت آن در آمریکا بالاتر بود؛ وقتی رجایی به تلویزیون آمد و ــ نقل به مضمون ــ گفت دولتی که درگیر جنگ است نمیتواند به بنزین سوبسید بدهد تا یک عده باک کادیلاکهایشان را پر کنند و بروند دوردور: از فردا بنزین آزاد لیتری شش تومان؛ حاجی خلاص. قیمتی که با نرخ رسمی دلار آن روز، از قیمت بنزین در آمریکا ــ لیتری حدود ۳۵ سنت ــ گرانتر درمیآمد. گفتن ندارد که آن دوره هم میان سطح درآمد ایرانیان و آمریکاییها شکاف بزرگی وجود داشت؛ آنچه احتمالاً اینقدر از هم فاصله نداشت، شعور اقتصادی در فهم بدیهیات اقتصاد و منافع ملی بود.البته که آن همه را لولو خورد و آن محبوبیت و اقتدار و اعتماد نسبی، به همت زعمای قوم دود شد و به هوا رفت. چنانکه هفت سال پیش، وقتی در اقدامی انقلابی و نیمهشبانه قرار شد قیمت بنزین به لیتری حدود سیزده تا بیستوشش سنت ــ حدود یکدهم تا یکچهارم قیمت جهانی وقت ــ نزدیک شود، اعتراضات و شورشهای بزرگی درگرفت.وضعیت طوری است که پوپولیستترین دولت تاریخ معاصر ایران، که سرمایهٔ ملی را کامل حیفومیل کرد، پیش آن روسفید است. حتی احمدینژاد هم با چپاول هفتصد میلیارد دلار صندوق ذخیره ارزی، و نفتی که قیمتش تا نزدیک ۱۵۰ دلار هم رسید، حواسش بود که نمیشود بنزین را مفت و نامحدود روانهٔ باک ماشینها کرد. همهٔ شعارهای باند و حامیان نادرستکردارش ــ بهشمول احمد توکلی و امثال او ــ در اعتراض به گرانی حاملهای انرژی، که صرفاً مصرف انتخاباتی و ضداصلاحطلبانه داشت، را کنار گذاشت و علاوه بر افزایش قیمت، با کارتی و سهمیهایکردن بنزین اندکی کنترلی بر آن گذاشت. خاطرم هست صبح روزی که طرح اجرا شد، خیابانهای تهران خلوت بود و اگر کسی دغدغهٔ قیمت نداشت، نگران تمامشدن سهمیهاش بود. بماند که اگر به قیمت جهانی حساب کنیم، قیمت بنزین ایران در آن ایام دستکم ده برابر الان بود.وضعیت سوخت در ایران، در یک کلام، فاجعه است. سود قاچاق در این بخش و با این قیمتها چنان است که اگر کسی تریاک را سر مزرعه از برادران طالب بخرد و آنطرف ترکیه تحویل اروپاییان بدهد، بعید است بتواند دههزار درصد سود کند؛ اما اگر به هر نحوی گازوئیل را از این طرف مرز ایران به آنطرف ببرد، دو برابر چنان سودی به جیب میزند و حتی در صورت گیرافتادن هم مجازات چندانی در انتظارش نیست. معنای «کارتیبودن بنزین» در ایران را باید در پمپها دید و فهمید. با کارت، لیتری ۱۵۰۰ تومان میزنی؛ بدون کارت از متصدی میخواهی کارتش را بدهد و با قیمت لیتری پنجهزار تومان ــ حدود ۲٫۷ سنت ــ باکت را پر میکنی. قیمتها حتی در مقایسه با سایر اقلام در داخل مسخره است: در حالت اول، کل هزینهٔ یک باک میشود پول یک استکان چای در ارزانترین قهوهخانه؛ در حالت دوم میشود چند قطره اسپرسو در کافهای متوسط!همهٔ اینها در حالی است که فقط هزینهٔ حمل هر لیتر بنزین تا جایگاه و حق جایگاهدار، بین سه تا چهار هزار تومان است. برای هرچه سوررئالتر کردن این کاریکاتور مسخره باید دانست که اندکی پیش اعلام شد سوخت گاز مایع در جایگاهها رایگان عرضه میشود (بار الها، پاول دورفا، ایموجی برسان)تأسفآورتر از انتظارات تودهٔ کودکمانده، رفتار قلیلکسانی است که این واقعیات را میدانند و فاجعههای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی ناشی از آنها را میبینند، اما برای بهدستآوردن دل مشتی عامی چند، دم برنمیآورند و گاه حتی برای گدایی چند لایک، به دفاع از وضع موجود میپردازند.نزنید... سرمایههای این مملکت را آتش نزنید... نه تو، ای دولت و حکومت، که فکر میکنی داری باج میدهی تا وضعیت حساس کنونی ــ که انگار همیشه در آن هستیم ــ بگذرد و نه تو، ای شهروند، که عادت کردهای به ننربودن... کارتان از جنگل را بیابان کردن گذشته، آتشش میزنید، شادمان، با نفط رایگان. و همهمان هم تویش هستیم.

