ایران: عقبماندگیِ فزاینده میبینید در این روند چطور شرایط مشارکت زنان در حوزه اقتصاد و سیاست در ایر…
انتشار: 2026/08/09 13:44 UTCدریافت: 2026/08/14 10:41 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 10:41 UTC
ایران: عقبماندگیِ فزاینده میبینید در این روند چطور شرایط مشارکت زنان در حوزه اقتصاد و سیاست در ایران همواره بدترین وضعیت را داشته. حالا در کمال وقاحت زنان در روایت رسمی (وزارت بهداشت، ستاد ملی جمعیت) بعنوان عامل بحران جمعیت معرفی میشوند روش انتخاب اولویتهای زنان را بهعنوان یک «بحران جمعیتی» و تهدید امنیت ملی طرح میکنند، نه بهعنوان نتیجهی محرومیت ساختاری زنان. #زنان #توسعه_پایدار🆔@azambahramiranایران: عقبماندگیِ فزاینده میبینید در این روند چطور شرایط مشارکت زنان در حوزه اقتصاد و سیاست در ایران همواره بدترین وضعیت را داشته. حالا در کمال وقاحت زنان در روایت رسمی (وزارت بهداشت، ستاد ملی جمعیت) بعنوان عامل بحران جمعیت معرفی میشوند روش انتخاب اولویتهای زنان را بهعنوان یک «بحران جمعیتی» و تهدید امنیت ملی طرح میکنند، نه بهعنوان نتیجهی محرومیت ساختاری زنان. #زنان #توسعه_پایدار🆔@azambahramiran
پستهای تلگرام — اعظم بهرامی
*دومین دور از سلسله گفتگوهای ایران ناپیدا- خوزستان* Join Zoom Meetingus06web.zoom.us/j/84946627599Meeting chat linkus06web.zoom.us/launch/jc/84946627599 ◀️مشارکت برای عموم ازاد است.# ۳.۳۰ بعدازظهر به وقت ایران۲#بعدازظهر به وقت اروپای مرکزی۸#صبح به وقت شرق کانادا و آمریکا🆔@azambahramiran
غورباقه را ارام بپزبپزنظام چهارلایه بنزین: از سهمیهبندی تا نرخ پالایشگاهینظام قیمتگذاری بنزین در حال حاضر چهار لایه دارد: نرخ اول ۶۰ لیتر با قیمت ۱۵۰۰ تومان، نرخ دوم ۵۰ لیتر با ۳۰۰۰ تومان (که پیشتر ۷۰ لیتر بود و کاهش این سهمیه از ۷۰ به ۵۰ لیتر یک تصمیم سراسری و ملی اعلام شده، نه اقدامی مختص کرمان)، نرخ سوم ۴۰ لیتر با ۵۰۰۰ تومان، و اکنون نرخ چهارم که در استان کرمان با قیمت ۸۷,۲۰۰ تومان عرضه آغاز شده است.نکتهٔ مهم اینجاست که نرخ چهارم هنوز طرحی ملی نیست؛ زیرساخت آن تنها در ۱۰۰ جایگاه منتخب استان کرمان فراهم شده و قیمت نهایی آن پس از تصمیم مسئولان استانی اعلام شده است. این الگو، اجرای پایلوت در یک استان پیش از تعمیم احتمالی به سطح کشور، نشان میدهد سیاستگذار عمداً از تصمیم سراسری و یکبارهٔ سالهای قبل (که با اعتراضات گسترده روبهرو شد) فاصله گرفته و ترجیح میدهد واکنش اجتماعی را ابتدا در مقیاس محدود بسنجد.◀️از منظر تحلیلی، این رویکردبرای من چند پیام دارد:گذار تدریجی به سمت نرخ واقعی: فاصلهٔ نجومی بین نرخ اول (۱۵۰۰ تومان) و نرخ چهارم (۸۷,۲۰۰ تومان) را ببینید! نزدیک به ۵۸ برابر و این نشان میدهد هدف نهایی، همسویی تدریجی قیمت داخلی با نرخ واقعی/صادراتی سوخت است.◀️آزمایش اجتماعی-سیاسی: انتخاب کرمان بهعنوان استان پایلوت، پس از سابقهٔ نارضایتیهای اخیر در همین استان بر سر سهمیهبندی، میتواند هم به معنای تلاش برای جبران اعتماد و هم سنجش آستانهٔ تحمل اجتماعی باشد.ریسک چندنرخیشدن بازار: وجود همزمان چهار نرخ متفاوت، ظرفیت رانت و قاچاق بیناستانی سوخت را افزایش میدهد و نظارت را پیچیدهتر میکند.اگر طرح در کرمان با واکنش کنترلشده مواجه شود، احتمال تعمیم آن به سایر استانها در ماههای آینده بالاست.#بنزبن🆔@azambahramiran
گرمترینهاروند بلندمدت کشور ~۰.۴ درجه در دهه است، و هفتهی اخیر (منتهی به ۲۰ مرداد ۱۴۰۵) کرمانشاه و خوزستان بیشترین گرمایش را نسبت به بلندمدت داشتند (+۲.۶ و +۲.۳ درجه)، در حالی که سمنان تنها استانی بود که سردتر از بلندمدت ثبت شد. از ابتدای سال زراعی هم گیلان با +۲.۲ درجه پیشتاز است.🆔@azambahramiran
اینترنت در ایران نه تنها بحران زیرساختی بلکه سیستم « تولید رنج اجتماعی » استاین چند روز، برای خیلیهامان اینترنت شده یک موجود عجیبوغریب؛یک لحظه 4G، چند دقیقه بعد E، دوباره 4G و بعد هیچ… 😢اولین واکنش معمولاً این است:«نت خرابه.»«آنتن مشکل داره.»«احتمالاً شبکه شلوغه.»اما اگر کمی از نگاه فنی فاصله بگیریم، یک سؤال مهمتر پیش میآید:آیا هر اختلال ارتباطی فقط یک مشکل فنی است؟چند سال پیش Nate Millington در مطالعهای درباره بحران آب سائوپائولو نشان داد که بحران آب را نمیشود فقط با خشکسالی توضیح داد. خشکسالی واقعی بود، اما اینکه چه کسی بیشتر آب نداشت، چه کسی توانست خودش را با بحران وفق دهد و چه کسی کمتر آسیب دید، به زیرساخت، سیاست، تصمیمهای دولتی و نابرابری اجتماعی هم مربوط بود.فکر میکنم همین نگاه را میشود درباره اینترنت ایران هم به کار برد. در همه دنیا گاهی هم ممکن است یک اختلال فنی اینترنت واقعاً وجود داشته باشد؛ اما تجربه ما در ایران از این اختلال با همه جهان فرق دارد.بحران دسترسی به اینترنت در ایران به مثابه نوعی رابطه اجتماعی سیستم حکمرانی با مردم است. بحرانی که بیش از فنی بودن؛ به ابزار تنظیم رفتار کاربران تبدیل شده و اثر بحران بر زیست اجتماعی ما هرچند رنج آور اما بسیار متنوع است. یعنی سیستم رنج اجتماعی متنوع تولید می کند. برای یک نفر، قطع شدن اینترنت یعنی چند دقیقه حوصلهسررفتن.برای پژوهشگر یعنی ارسال نشدن مقاله و از دست رفتن ساعتها کار.برای دانشجو یعنی کلاس و دسترسی به منابع.برای کسبوکار آنلاین یعنی از دست رفتن مشتری.برای خانوادهای که منتظر خبر عزیزش است، ممکن است معنای کاملاً دیگری داشته باشد.پس مسئله فقط «قطع اینترنت» نیست؛ مسئله، تولید نوعی ناامنی اجتماعی - ارتباطی است. یعنی آدم دیگر نمیداند:چه زمانی وصل است؟چه زمانی قطع میشود؟چه چیزی قابل دسترسی است؟چه چیزی نیست؟و اصلاً تا چه زمانی میتواند روی ارتباطش حساب کند.همچنین بحران فقط خودِ اختلال نیست، بلکه روایتهایی است که درباره اختلال ساخته میشود که خود هم بخشی از بحران است. مثل حرف رئیس جمهور که گفت: عده ای نمی خواهند اینترنت باز شود ، ولی ما باز کردیم نکته این است وقتی دسترسی به اینترنت به عنوان حق عامه مختل شده و این اختلال با عنوان «مشکل فنی»، «شرایط اضطراری»، «امنیت»، «حمله سایبری» یا هر عنوان دیگری توضیح داده میشود، این روایت فقط قرار نیست به مردم بگوید چه اتفاقی افتاده. روایت میتواند به مداخله در زیرساخت مشروعیت بدهد.در عصری که اینترنت با تمام زندگی ما در آمیخته و حتی آدمهای ناتوان با نیمه سایبورگ و توانا می شوند؛ اینترنت فقط یک فناوری نیست. اینترنت یک زیرساخت اجتماعی حیاتی است؛ و کنترل یا اختلال در آن، میتواند تجربههای اجتماعی بسیار متفاوت و رنج آوری تولید کند. و مسأله این است که اینترنت به زیست ما گره خورده و زیست ما تحت کنترل کسانی است که تصمیم میگیرند چه کسی، چه زمانی، با چه کیفیتی و تحت چه شرایطی میتواند وصل بماند. این اثر بحران، اثر حکمرانی و اثر اجتماعی بحران؛ هزینه های نابرابری را ایجاد کرده که منجر به یک رنج اجتماعی فرصت سوز شده است.🔷 @WaterForUs
فقر ساختاری و تنزل محیطزیست به کالای بقا:مکانیسم روانشناختی روشن است: وقتی خانوار زیر خط فقر مطلق زندگی میکند، ظرفیت توجه صرف بقای روزانه میشود و افق برنامهریزی به کوتاهمدت فرومیافتد.اما در ایران این پدیده دیگر استثنا نیست، بلکه وضعیت اکثریت جمعیت است. بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، نرخ فقر مطلق در کشور از سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳ حدود ۳۰ درصد تثبیت شده که معادل ۲۵ تا ۲۶ میلیون نفر است (گزارش مرکز پژوهشهای مجلس درمورد جمعیت فقرا در ایران) ، و این رقم در دهه ۱۳۹۰ نسبت به یک دهه پیش از آن حدود ۱۱ میلیون نفر افزایش داشته است. نرخ فقر روستایی بهطور مداوم از فقر شهری بالاتر بوده — در سال ۱۴۰۰ به ترتیب ۳۵.۶ و ۲۸.۸ درصد یعنی دقیقاً همان جمعیتی که در تماس مستقیمترین با جنگل، مرتع و آبخوان زندگی میکند، تحت بیشترین فشار معیشتی است.نمونهٔ مستند آن زغالگیری در زاگرس است.مقامات ادارهٔ منابع طبیعی خوزستان رسماً تخریب جنگل را ناشی از سه عامل فقر، ناآگاهی و سودجویی میدانند.در مناطقی مانند عثمانوند و جلالوند کرمانشاه، فقر و بیکاری مهمترین عامل رویآوردن اهالی به تخریب جنگلهای بلوط برای تهیهٔ زغال بوده است .این یک جنگل زینتی نیست زاگرس معیشت نزدیک به ۱۰ میلیون نفر ایرانی در ۱۲ استان را تحت تأثیر قرار میدهد و حدود ۱.۵ میلیون هکتار از این جنگلها اکنون درگیر آفت و بیماریاند. یعنی فقر و بحران اکولوژیک در یک چرخهٔ تشدیدکننده به هم گره خوردهاند: تخریب معیشت را تضعیف میکند، و تضعیف معیشت تخریب را تشدید میکند.نمونهٔ دوم: آب زیرزمینی بهعنوان دارایی قابل استخراج کوتاهمدتبیش از ۸۰۰ هزار حلقه چاه مجاز و غیرمجاز سالانه حدود ۴۵ میلیارد مترمکعب از منابع آب زیرزمینی کشور را استخراج میکنند. نتیجه: کسری تجمعی مخازن آب زیرزمینی کشور به ۱۴۳ میلیارد مترمکعب رسیده. رقمی بیش از کل آب تجدیدپذیر سالانهٔ کشور از میان ۶۰۹ دشت مطالعاتی کشور، ۴۲۰ دشت اکنون ممنوعه یا ممنوعهبحرانی طبقهبندی شدهاند رشدی چشمگیر نسبت به ۳۱۷ دشت ممنوعه در سال ۱۳۹۲.این برداشت بیرویه در بخشهایی برای کشاورزی معیشتی و کوتاهمدت رخ میدهد، نه از سر انتخاب آگاهانه، چون بازار فوری محصول، تنها گزینهٔ در دسترس کشاورز کمدرآمد است.اما در این موضوع هم حکومت با دست داشتن مستقیم در گسترش فقر و محرومیت نقش مهمی در تخریب و غارت دارد. جز آنکه سیستماتیک به یغما میبرد. 🆔@azambahramiran
فروپاشی اقتصادی زنان؛ بحرانیتر و شتابگرفتهتر در بهار ۱۴۰۵نرخ بیکاری زنان در بهار ۱۴۰۵ به ۱۶.۷٪ رسیده، بیش از دو برابر مردان که ۷.۵٪ است. این رقم یک وضعیت ایستا نیست؛ موجی رو به تشدید است که هر فصل شکاف را عمیقتر میکند.اما نرخ بیکاری تنها بخش قابلرؤیت ماجراست. سهم مشارکت اقتصادی زنان تنها ۱۳.۷٪ است، یعنی بخش بزرگی از زنان حتی وارد بازار کار نشدهاند یا از آن بیرون رانده شدهاند، پیش از آنکه در آمار بیکاری ثبت شوند. بخشی از این کنارهگیری از یک مکانیسم آماری میآید: زنان اخراجشده، ذیل عنوان «خانهدار» دستهبندی و عملاً از مخرج محاسبات حذف میشوند. یعنی رقم ۱۶.۷٪ خودش زیر-برآوردی از واقعیت است، نه بیشبرآورد.۲۹ میلیون نفر از ۳۹ میلیون جمعیت غیرفعال کشور، معادل ۷۵٪، را زنان تشکیل میدهند. این یعنی مسئلهٔ اصلی دیگر «بیکاری» به معنای متعارف نیست، بلکه اخراج ساختاری از تعریف رسمی نیروی کار است.زنانی که در بازار کار باقی میمانند نیز عمدتاً به اقتصاد غیررسمی رانده میشوند. بیش از ۵۰٪ از اشتغال زنان در خدمات خرد و بدون بیمه و قرارداد است، و کارگران فصلی زن مزارع با دستمزد روزانه ۸۰۰ هزار تومان تحت استثمار شدید قرار دارند.فاصلهٔ شاخص فلاکت میان زنان (۵۸.۹) و مردان (۵۰.۸) نشان میدهد این نابرابری ساختاری مستقیماً به رنج محسوس در سطح خانوار ترجمه میشود.سهگانهٔ این بحران را میتوان چنین صورتبندی کرد: حذف آماری، طرد اقتصادی، و استثمار در بازار غیررسمی سه گام بههمپیوسته که هرکدام شرط لازم برای گام بعدی است.🆔@azambahramiran

