آمدم پیش دو چشمانت بمیرم نیستیاز شفای بوسهات حاجت بگیرم نیستیمیروم شاید که بعد از مردنم یادمکنیبی تو حکم مرگ خود را میپذیرم نیستیغرق رویاهای شیرین تو خسرو میشوممثل فرهادی سحرگاهان فقیرم نیستینیستی طوفان بپا کردی به دریای دلمبادبان بشکسته در طوفان اسیرم نیستیسینه از تیر نگاهت زخم دارد تا ابدتا قیامت عاشق این زخم و تیرم نیستیدر تنور غصه میسوزم میان شعله هازیر سنگ آسیاب غم خمیرم نیستیمنتظر، چشمان بی خوابم براه قاصدی مثل من مشتاق یک نامه برایم نیستی💗🍃@Avayebaranie