عدم امکان سنجش و برآوردها به فقدان روشها و تکنیکهای اندازهگیری برنمیگردد بلکه به عدم وجود روابط…
انتشار: 2026/07/29 11:40 UTCدریافت: 2026/08/15 02:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:35 UTC
عدم امکان سنجش و برآوردها به فقدان روشها و تکنیکهای اندازهگیری برنمیگردد بلکه به عدم وجود روابط پایدار (تکرارپذیر-مترجم) در دانش کنش انسانی ارجاع دارد.اگر علت تنها به ناکافی بودن ابزارها و روشهای اندازهگیری برمیگشت، دست کم سطحی از سنجش در برخی از موارد باز ممکن بود.اما موضوع اصلی این است که این حوزه روابط ثابتی وجود ندارد و آنچنانکه پوزیتیویستها بصورتی ناآگاهانه بارها تکرار میکنند، غیر کمی بودن اقتصاددانان نشان از عقب مانده بودنشان نیست.عدم وجود روابط پایدار موجب غیر کمی بودن این عرصه شده و دادههای آماری از رخدادهای تاریخی صرفاً بیانگر وقایعی تکرار ناپذیرند.پدیدههای فیزیکی بر بستر روابطی پایدار بنا شدهاند که بصورتی آزمایشگاهی قابل بررسیاند ولی در پدیدههای تاریخی امکان چنین بررسیهایی وجود ندارد.صفحه ۱۰۸کتاب #کنشانسانی - Human Action اثر لودیگ فون میزس - ترجمه سلیمان عبدیt.me/human_action%D9%BE%DB%8C نوشت : منظور میزس این است که مشکل اقتصاد و علوم انسانی، ناتوانی ابزارهای آماری یا ریاضی نیست؛ بلکه ماهیت خود موضوع مطالعه است.به زبان ساده، او چند ادعا را مطرح میکند:1. در علوم طبیعی روابط پایدار وجود دارد. مثلاً آب در فشار معین در ۱۰۰ درجه سانتیگراد میجوشد. این رابطه را میتوان بارها در آزمایشگاه تکرار و اندازهگیری کرد.2. اما در کنش انسانی چنین روابط ثابتی وجود ندارد. مثلاً اگر بانک مرکزی نرخ بهره را ۱٪ کاهش دهد، نمیتوان گفت همیشه و همهجا سرمایهگذاری دقیقاً مثلاً ۵٪ افزایش مییابد. چون تصمیم انسانها به انتظارات، دانش، فرهنگ، شرایط سیاسی و هزاران عامل دیگر وابسته است.3. پس دادههای آماری فقط وقایع گذشته را ثبت میکنند، نه قوانین ثابت. اگر ببینیم در سالی خاص افزایش مالیات با کاهش سرمایهگذاری همراه بوده، این فقط یک رخداد تاریخی است و تضمین نمیکند که در آینده نیز همان نتیجه تکرار شود.4. بنابراین، از دید میزس، اقتصاد ذاتاً مانند فیزیک قابل آزمایش نیست. چون نمیتوان شرایط را ثابت نگه داشت و یک متغیر را جداگانه آزمود. هر رویداد اقتصادی یکتا و تکرارنشدنی است.میزس میگوید پوزیتیویستها گمان میکنند اگر اقتصاد هنوز مانند فیزیک فرمولهای دقیق و پیشبینیهای کمی ندارد، دلیلش عقبماندگی این علم یا ضعف ابزارهای آماری نیست . دلیل اصلی، نبودِ «روابط پایدار تکرارپذیر»در کنش انسان است، نه ضعف اقتصاددانان یا ابزارهای اندازهگیری.به همین دلیل، در مکتب اتریشی، نظریه اقتصادی از منطق کنش انسانی (پراکسیولوژی) استخراج میشود و آمار بیشتر برای توصیف تاریخ اقتصادی به کار میرود، ممکنه این واقعه ده بار تکرار شود یکبار درست درنیاد یا برعکس


