🧠 تحلیلی بر «ارادهی آزاد» و عاملیت انسانی در عصر سرمایهداری دیجیتالدر مقاله «ارادهی آزاد و انکشا…
انتشار: 2026/08/27 14:43 UTCدریافت: 2026/08/28 03:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/28 03:35 UTC
🧠 تحلیلی بر «ارادهی آزاد» و عاملیت انسانی در عصر سرمایهداری دیجیتالدر مقاله «ارادهی آزاد و انکشاف عاملیت انسانی در سرمایهداری امروز» به قلم منوچهر صالحی لاهیجی، نویسنده به بررسی مفهوم «ارادهی آزاد» از منظر علوم اعصاب، فلسفه و مارکسیسم پرداخته و سپس تأثیرات سرمایهداری دیجیتال بر عاملیت انسانی را تحلیل کرده است.---🔬 ارادهی آزاد از دیدگاه علوم اعصابپژوهشهای عصبشناسانی مانند بنجامین لیبت نشان دادهاند که مغز انسان چند صد میلیثانیه پیش از آنکه فرد بهطور آگاهانه تصمیمی بگیرد، فعالیت خود را برای اجرای آن تصمیم آغاز میکند. این پدیده «پتانسیل آمادگی» نام دارد. هرچند مغز زودتر عمل میکند، اما ذهن آگاه هنوز حدود ۲۰۰ میلیثانیه فرصت دارد تا آن تصمیم را وتو کند.فیزیکدانی به نام زابینه هوزنفلدر نیز معتقد است که ارادهی آزاد توهمی بیش نیست، زیرا مغز از ذراتی تشکیل شده که یا از قوانین جبرگرایانه تبعیت میکنند یا رفتار تصادفی دارند و هیچکدام نمیتوانند منشأ ارادهای آزاد باشند. او میگوید محدودیت پردازش مغز باعث میشود ما فکر کنیم در حال انتخاب آزادانه هستیم، در حالی که نتیجهی محاسبات از پیش تعیین شده است.---📚 ارادهی آزاد در مارکسیسممارکس و انگلس هر دو به مقولهی اراده پرداختهاند، اما اختلافهای مهمی با یکدیگر دارند:🔹 مارکس: ارادهی آزاد را دستاورد عمل آگاهانه و انقلابی (پراکسیس) میدانست. او معتقد بود انسانها تاریخ را میسازند، اما نه در شرایطی که خود انتخاب کردهاند، بلکه در شرایطی که از گذشته به ارث بردهاند. در جامعهی سرمایهداری، کارگر به دلیل ازخودبیگانگی از ارادهی آزاد محروم است و تنها در جامعهی بیطبقه میتواند به «قلمرو آزادی» وارد شود.🔹 انگلس: ارادهی آزاد را بیشتر بهعنوان شناخت قوانین طبیعی و بهرهگیری از آنها تعریف میکرد. او تحت تأثیر هگل، آزادی را «درک ضرورت» میدانست. این نگاه جبرگرایانه، بعدها به تفسیر رسمی مارکسیسم ارتدوکس تبدیل شد که فروپاشی سرمایهداری را مانند یک قانون طبیعی و اجتنابناپذیر مینگریست.---🧩 مارکسیسم غربی؛ لوکاچ و گرامشیپس از جنگ جهانی اول و شکست انقلابهای کارگری در اروپا، روشنفکرانی مانند گئورگ لوکاچ و آنتونیو گرامشی به نقد جبرگرایی انگلس پرداختند:🔸 لوکاچ با نظریهی «شئیوارهگی» نشان داد که در سرمایهداری، روابط انسانی به شکل روابط اشیاء درمیآید و کارگر به بخشی از ماشین تولید تبدیل میشود. این فرایند، ذهنیت کارگران را مسموم کرده و مانع از آگاهی طبقاتی میشود.🔸 گرامشی با نظریهی «هژمونی فرهنگی» توضیح داد که بورژوازی با استفاده از نهادهایی مانند مدرسه، رسانه و خانواده، ارزشهای خود را به «فهم عامه» تبدیل میکند و سلطهاش را با اقناع، نه فقط زور، تداوم میبخشد.---🏛️ مکتب فرانکفورت و نقد سرمایهداری مدرنمکتب فرانکفورت با تلفیق مارکسیسم و روانکاوی، به نقد عقلانیت ابزاری و سلطهی سرمایهداری پرداخت. هربرت مارکوزه در کتاب «انسان تکساحتی» نشان داد که سرمایهداری مدرن چگونه اندیشهی انتقادی را سرکوب میکند.---🌐 ارادهی آزاد در عصر هوش مصنوعینویسنده با اشاره به آثار شوشانا زوباف و بیونگ چولهان، وضعیت کنونی را چنین توصیف میکند:🔹 سرمایهداری نظارتی (زوباف): امروز الگوریتمهای پلتفرمهایی مثل گوگل و اینستاگرام، نه فقط رفتار، بلکه احساسات و علایق ما را پیشبینی و کنترل میکنند. ارادهی ما در خرید، کلیک و اشتراکگذاری، فرآوردهی پردازش دادههای گذشتهی ما توسط ماشینهاست.🔹 جامعهی فرسودگی (چولهان): سرمایهداری دیجیتال بهجای سرکوب مستقیم، با ایجاد احساس آزادی کاذب، افراد را بهسوی «بهینهسازی خود» و استثمار داوطلبانه سوق میدهد.---💎 آیندهی انقلاب سوسیالیستی؟نویسنده در پایان با طرح این پرسش که اگر مارکس امروز زنده بود، چه میگفت، به نکات زیر اشاره میکند:🔸 پرولتاریای امروز، بهجای انقلاب، به احزاب راستگرا و حتی فاشیست روی آورده است.🔸 «شئیوارهگی» و «خودآگاهی کاذب» دیجیتال، مانع از شکلگیری آگاهی طبقاتی شده است.🔸 شاید تنها راه رهایی، چیزی باشد که مارکس در جلد سوم «سرمایه» به آن اشاره کرده: نابودی سرمایهداری به دست خود سرمایه، یعنی فروپاشی درونی سیستم.---🔗منبع: نقد اقتصاد سیاسی 🆔 @asrgooyeshpardaz

