✳️چرا دشمن امریکایی، مجبور شد میدان جنگ را از نظامی به اقتصادی تغییر دهد؟🔹جنگ ۱۲ روزه در تیر ۱۴۰۴ ک…
انتشار: 2026/08/22 13:30 UTCدریافت: 2026/08/22 14:44 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 14:44 UTC
✳️چرا دشمن امریکایی، مجبور شد میدان جنگ را از نظامی به اقتصادی تغییر دهد؟🔹جنگ ۱۲ روزه در تیر ۱۴۰۴ که تمام شد، دشمن امریکایی و متحدانش احتمالاً با این توجیه که فکر نمیکردیم ایرانیها از مردم عادی تا نیروهای نظامی، اینگونه واکنش نشان دهند و مقاومت کنند و اگر ما این بار تلاش کنیم با اجرای برنامهها و نقشههای مختلف در حوزههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، دوگانه ملت- حاکمیت را ایجاد و تقویت کنیم و با تجهیزات و امکانات کامل با آنها وارد جنگ شویم، کارشان را تمام میکنیم، به جنگ ۴۰ روزه رسیدند. در جنگ ۴۰ روزه نیز وقتی تمام نقشههایشان مثل همیشه با شکست روبهرو شد و مثل دفعه قبل، دست به دامن واسطهها و آتشبس شدند، تلاش کردند جنگ را از میدان نظامی به میدان دیپلماسی ببرند.🔹️ اما در آن میدان نیز علیرغم رسیدن به تفاهمنامه اسلامآباد و کلی تلاش برای تفسیر آن به نفع خودشان در میدان، بعد از حدود یک ماه به این نتیجه رسیدند که در میدان نظامی و دیپلماسی حریف ایران نمیشوند. از اینجا بود که آنها تلاش کردند بر روی میدان جدید متمرکز شوند، میدانی که در ظاهر با حملات نظامی و زدن زیرساختها در یک دوره ۱۳ روزه پیگیری شد، اما در پشت پرده، اهداف دیگری دنبال میشد.❓️در این مقطع، احتمالاً مهمترین سؤال این است که، چرا دشمن امریکایی، مجبور شد میدان جنگ را از نظامی به اقتصادی تغییر دهد؟🔹️همانطور که در توضیحات ابتدایی نیز مطرح شد، امریکا بعد از جنگ ۴۰ روزه تلاش کرد، منافع و اهدافی را که در میدان نظامی نتوانسته بود کسب کند، در قالب و فضای آتشبس و مذاکره به دست آورد، اما وقتی دید با دیپلماسی، مذاکره و نقض عهدهای مکرر در میدان همچون ایجاد مسیر عمان نیز نمیتواند اهداف مدنظر خود را محقق کند، تصمیم گرفت میدان تخاصم را تغییر دهد. 🔹️یعنی در واقع، امریکا دقیقاً از همین مقطع زمانی، میدان جنگ را از نظامی به اقتصادی تغییر داده بود و این تغییر میدان حتی قبل از حملات نظامی ۱۳ روزه به زیرساختهای ایران بود و به همین دلیل، حملات نظامی این دوره را نیز باید در میدان جنگ اقتصادی دید نه نظامی.🔹در یک بازنگری، امریکا ترجیح داد بهجای تداوم رویارویی مستقیم نظامی که هزینههای فزاینده و نتایج نامطمئن داشت، میدان نبرد را به عرصهای دیگر منتقل کند که در آن بتواند از ابزارهای غیرمستقیمتر و کمهزینهتر، اما به همان اندازه فرساینده مثل عرصه اقتصاد و بهطور مشخص، زنجیرههای تولید و تأمین، بهره ببرد. این انتقال میدان، آغازگر آن چیزی است که نویسنده در این یادداشت آن را «جنگ زنجیرههای راهبردی» نامگذاری کردهاست، نبردی که هدف آن، از کار انداختن ظرفیت بازتولید قدرت در طرف مقابل است. 🔹️به همین دلیل، امریکاییها همزمان با محاصره دریایی ایران، تلاش کردند در یک دوره ۱۳ روزه، زنجیرههای تولید و تأمین این کشور را زیر ضرب برده و آنها را مجبور به تسلیم در برابر خواستههای خود کنند. این دقیقاً همان مقطعی بود که در اکثر رسانهها، تحولات میدانی، تحرکات و حملات امریکاییها در راستای حمله زمینی قریبالوقوع به ایران و تصرف یکی از جزایر با هدف آزادسازی تنگه هرمز، تحلیل و تفسیر میشد که ناشی از دستورالعملهای تعیینشده در پیوست رسانهای امریکاییها در میدان جدید بود.🆔️ @asrghanoon

