وصال شیرازی، شاعر محبّ اهل بیت علیهم السلام که مرثیه گوی امام حسین (ع) بود شب خواب حضرت زهرا سلام ا…
انتشار: 2026/08/11 21:11 UTCدریافت: 2026/08/16 04:18 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 04:18 UTC
وصال شیرازی، شاعر محبّ اهل بیت علیهم السلام که مرثیه گوی امام حسین (ع) بود شب خواب حضرت زهرا سلام الله علیها را دید و با وجود این که به حضرت (س) سلام کرد حضرت زهرا (س) خیلی به او اعتنا نکردند. برایش سوال بود که چرا حضرت زهرا (س) به او اعتنا نکرد و طاقت نیاورد و گفت: خانم جان! من مرثیه گوی حسین و روضه خوان پسر شما هستم. چرا به من اعتنا نکردید؟ حضرت زهرا (س) فرمودند: مگر وصال، حسن فرزند من نیست؟! چرا برای او چیزی نمیگویی؟! گفتم: خانم چه بگویم؟! شعری تا حالا برای امام حسن علیهم السلام نداشته ام و چه بگویم؟!حضرت زهرا (س) فرمودند: وصال! این را بگو: از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد...این مصراع را حضرت زهرا (س) به وصال شیرازی گفتند و این شاعر از خواب که بیدار شد دنباله شعر را سرود و مطلع این شعر از خانم حضرت زهرا (س) بود و ادامه شان این بود: از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد آن طشت راز خون جگر باغ لاله کردخونی که خورد در همه عمر، از گلو بریختدل را تهی زخون دل چند ساله کردنبود عجب که خون جگر گر شدش بجامعمریش روزگار همین در پیاله کردنتوان نوشت قصه درد و مصیبتشور میتوان ز غصه هزاران رساله کردزینب درید معجر و آه از جگر کشیدکلثوم زد به سینه و از درد ناله کردهر خواهری که بود روان کرد سیل خونهر دختری که بود پریشان کُلاله کردیا رب به اهل بیت ندانم چه سان گذشتآن روز شد عیان که رسول از جهان گذشت
