#خاکستریکعشقزان روز که در ذهنم عقلم به جنون پیوستتا اوج جنون رفتم با ساقی چشمت مستدل محو تماشا بو…
انتشار: 2026/08/04 22:16 UTCدریافت: 2026/08/05 00:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 00:42 UTC
#خاکستریکعشقزان روز که در ذهنم عقلم به جنون پیوستتا اوج جنون رفتم با ساقی چشمت مستدل محو تماشا بود در پیچ و خم مویتمن محو نگاه تو تا آنکه سبو بشکستهر شعله ی جانکاه عشقت ز سرِ مستی چون رعد سراسیمه بر جان و دلم بنشستمن اشکم و من آهم ، تو شعله ی جانکاهیمی سوزم و راهی نیست کز دست جنونم جستبی شعله ی رقصان و افسرده و دلسردیمخاکستر یک عشقیم در پیچ و خم بُن بستدست من و دامانت ، از فکر سفر بگذرما هردو در این منزل بودیم چنانکه هستما سنگ صبور هم در این ره بی پایاناما که در این پیمان ، جانانه شدن بایستاین خواب خوش مستی ایکاش حقیقت داشتروزی که تو بازایی، میشد که زغم وارَست#بهار 🌺🌿


