نقدینه ی عشقی که دلم خرج سرش کردطومار غزل بود که وصف هنرش کردهر باغ که دیدم ثمری داشت و سودیجز این…
انتشار: 2026/07/28 19:42 UTC
نقدینه ی عشقی که دلم خرج سرش کردطومار غزل بود که وصف هنرش کردهر باغ که دیدم ثمری داشت و سودیجز این دل درمانده که غم در به درش کردای عشق بسوزی که در این ورطه ی حسرتهر دیده که دیدم ، غمِ تو، پر شررش کردهرجا که دلی عاشق و درمانده زعشق استعقل آمد و در گیر قضا و قدرش کرداین عقل کجا بود که دل در شرر افتاد؟تقدیر چرا درد و جنون همسفرش کرد؟تا بود همین بوده و تا هست همین استکی عشق دمی رحمِ پدر یا پسرش کردبر کام دل ما که نگشته شب و روزیلعنت به همه عشق وره پر خطرش کرد#بهار 🌺🌿


