@asheghaneha_shakibaee
انتشار: 2026/08/02 12:19 UTCدریافت: 2026/08/08 23:58 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 23:58 UTC
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 1 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — عاشقانه های خسرو شکیبایی🌱
با تو آبی می بینم تمام بیناییم راچشمانت شکوه شکیبایی گیسوانت ادامه ی باران هاو دلت ترانه ی دریاهاست 🌱 از آلبوم مهربانی #محمدرضا_عبدالملکیان دکلمه : زنده یاد #خسرو_شکیبایی @asheghaneha_shakibaee
با تو آبی می بینم تمام بیناییم راچشمانت شکوه شکیبایی گیسوانت ادامه ی باران هاو دلت ترانه ی دریاهاست 🌱 #محمدرضا_عبدالملکیان @asheghaneha_shakibaee
دشتهایی چه فراخکوههایی چه بلنددر گلستانه چه بوی علفی میآمدمن در این آبادی، پی چیزی میگشتمپی خوابی شایدپی نوری، ریگی، لبخندیمن چه سبزم امروزو چه اندازه تنم هوشیار استزندگی خالی نیستمهربانی هست، سیب هست، ایمان هستآری تا شقایق هست، زندگی باید کرددر دل من چیزی است،مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبحو چنان بیتابم، که دلم میخواهدبدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوهدورها آوایی است، که مرا میخواند 🌱برشی از شعر "در گلستانه" از آلبوم صدای پای آب #سهراب_سپهری دکلمه : زنده یاد #خسرو_شکیبایی @asheghaneha_shakibaee
نسخه کامل فیلم سینمایی کیمیا (۱۳۷۳) با هنرمندی زنده یاد #خسرو_شکیبایی و زنده یاد بانو بیتا فرهی @asheghaneha_shakibaeeخاطره ای از هارون یشایایی تهیه کننده فیلم کیمیا 🌱 خسرو بازیگر تصادفی نبود و درس این کار را خوانده بود و این مسئله خیلی مهم است، دوم اینکه خودش هم آدم بسیار خوبی بود. او یک خصوصیت استثنایی در مدارا با دیگران و قبول شرایط داشت. هیچگاه قهر نکرد و کار را نیمهکاره رها نکرد. یک داستان جالب، در حال فیلمبرداری فیلم «کیمیا» بودیم که خسرو باید با موتور از آبادان به اهواز میرفتند. وسط راه بودند که موتور تصادف کرد و دست خسرو شکست، بردیم دست خسرو را گچ گرفتند و برای اینکه تکلیف کار را بدانیم از دکتر پرسیدیم که جوش خوردن دستش چقدر طول میکشد و دکتر هم گفت دستکم باید سه هفته در گچ باشد. ما هم بچهها را جمع کردیم و به آنها گفتیم که سه هفته فیلمبرداری نخواهیم داشت، اگر میخواهند برگردند تهران اگر نه هر کاری دوست دارند انجام دهند. یکدفعه خسرو آمد پیش ما و گفت مگر یک نفر که در اسارت است امکان ندارد دستش بشکند؟ گفتم چرا! گفت خب پس دست من در اسارت شکسته و تا آخر فیلم با همان دست شکسته بازی کرد.او ادامه داد: یادم میآید که برای همین فیلم و فیلمبرداری یک سکانس به حرم امام رضا رفتیم. به کسی اجازه فیلمبرداری در صحن را نمیدادند و حالا هم نمیدهند. احمدرضا درویش هم خیلی اصرار داشت این تکه در فیلم باشد و رفت از آقای طبسی که آن زمان تولیت آستان قدس رضوی بودند، وقت گرفت. من و خسرو رفتیم پیش ایشان و آقای طبسی هم به ما گفتند امکان ندارد، من اگر به شما اجازه دهم، باید به همه اجازه دهم و این ماجرا بسیار سخت میشود.در آخرین لحظات که داشتیم از آنجا خارج میشدیم، خسرو گفت حاجآقا من یک طلبی از روحانیون دارم. آقای طبسی گفتند چه طلبی؟ خسرو گفت من همان فردی هستم که نقش مدرس را بازی کردم. آقای طبسی تعجب کردند و گفتند به من گفته بودند که شما آخوند هستید. خسرو هم گفت نه. آقای طبسی هم گفتند من باور نمیکنم و خسرو برای اینکه این ماجرا را اثبات کند بلند شد و آن مونولوگ اصلی را خواند. آقای طبسی بسیار تعجب کرد، خسرو را بوسید و اجازه داد در صحن فیلمبرداری کنیم.
سلام ، اگر حیا اجازه می داد حرفم را رودر رو می زدم عمریست در سایه سنگی دیوارصبوری کردم و معنای یافتن رادر طعم ازدست دادن دریافتم"شکوه " تو "کیمیا" را در میان آتش و خون به آغوش مادرانه ات فشردیپس به حرمت نام عزیز مادرسلامحالا دیگر چه فرقی داردچه کیمیا در مشهدچه کیمیا در جنوبخواهرم ای تو بهترین مادرپاره تنم را به خداو به مهربانی مادرانه ات می سپارمسهم ما هم فقط یک یادت بخیر سادهبه امید روزی که تبسم عشق رادر سیمای مادرانه کیمیا ببینیموداعی در بین نیستکه این آغاز سلام استرضا رضایی منش 🌱 پایان بندی فیلم کیمیا ۱۳۷۳( زنده یاد #خسرو_شکیبایی و زنده یاد بانو بیتا فرهی)


