طرحی از چاپ دستی ژاپنی در پس زمینه به چشم می خورد. خودنگاره با گوش باندپیچیشده — ۱۸۸۹#ونگوگSelf-Po…
انتشار: 2026/07/12 15:33 UTCدریافت: 2026/08/15 03:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:27 UTC
طرحی از چاپ دستی ژاپنی در پس زمینه به چشم می خورد. خودنگاره با گوش باندپیچیشده — ۱۸۸۹#ونگوگSelf-Portrait with Bandaged Ear — 1889#van_Gogh
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 1 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — هنر برای هنر
یکی از خطرات بسیار بزرگ شکست در عشق این است که مردم وسوسه می شوند برای آرام کردن ما حرف های خوشحال کننده بزنند. از آنجا که مشتاق تسکین درد ما هستند به ما اطمینان می دهند که شادی همین دوروبر است، که رنج مان کوتاه خواهد بود و اینکه طرف ارزش اشک ریختن ندارد. نادرست تر و احمقانه تر از این اظهارات مبتذل وجود ندارد و بسیار بهتر می بود که به جای این خزعبلات با ادوین چرچ همراه می شدیم. او می توانست تصویری اطمینان بخش خلق کند؛ شاید کشتی ای که به سلامت به بندر باز می گردد یا شبی آرام با جزیره ای در دوردست؛ به عبارت دیگر، می توانست بگوید همه چیز درست می شود، اما به جایش این تصویر می گوید که سفرها خطرناک اند، که خطر واقعی است. او ما را به درک دقیق تری از شجاعت هدایت می کند؛ این سفر باشکوه است، اما باید خطرها را شناخت و توان مقابله با آنها را ستود.📚 هنر همچون درمان، آلن دوباتن، جان آرمسترانگ، ترجمه مهرناز مصباح، نشر چشمه@artforartt
"توقع نداشته باشید که سفرهای ارزشمند آسان باشند."ادوین چرچ، کوه یخ، ۱۸۹۱#Frederic_Edwin_Church@artforartt
بانوی شالوت — ۱۸۸۸ #ویلیام_واترهاوس The Lady of Shalott — 1888 #Waterhouse @artforartt"بانوی شالوت" نام شعری رمانتیک از آلفرد تنیسون (۱۸۰۹-۱۸۹۲) است. این شعر الهامگرفته از داستانی از مجموعه بزرگ افسانههای شاه آرتور (از پادشاهان بزرگ بریتانیا) است که دورهٔ قرون وسطی در میان مردم نقل میشد.این شعر طولانی که از افسانهٔ اِلنِ آستلات، (قرن سیزدهم) الهام گرفته است، داستان بانوی جوانی است که در قلعهای در جزیرهٔ شالوت در نزدیکی شهر کاملوت(مرکز حکومت شاه آرتور) زندگی میکند.این بانو طلسم شده است، به طوری که نمیتواند دنیای بیرون را به طور مستقیم نگاه کند. او هر روز از طریق آینهای که در مقابل پنجرهای در بالای برج قرار دارد به دنیای بیرون مینگرد و آنچه را که میبیند بر روی قالیچهای میبافد.در یک روز پاییزی، او تصویر شوالیه لانسلو(از دوستان شاه آرتور) را در آینه میبیند و چنان جذب او میشود که با وجود آگاهی از طلسم، از پنجره به طور مستقیم به او نگاه میکند. آنگاه است که آینه میشکند، باد قالیچه را به هوا بلند میکند و بانوی شالوت شدت و نیروی طلسم را احساس میکند. او در طوفانی شدید قلعهاش را ترک میکند، قایقی را مییابد و نامش را بر روی آن حک میکند، بر آن مینشیند و سرود مرگش را زمزمه میکند. چندی بعد مردم کاملوت جنازهٔ او را در قایق مییابند و هنگامی که از هویت او آگاه میشوند اظهار تأسف میکنند. در همین حین لانسلو به قایق نزدیک میشود، او به مینگرد، اظهار میدارد که او صورت زیبایی داشت و برای او از خدا آمرزش میخواهد.@artforartt
بانوی شالوت — ۱۸۸۸#ویلیام_واترهاوسThe Lady of Shalott — 1888#Waterhouse@artforartt
طرح هایی از چاپ دستی ژاپنی در پس زمینه دیده می شود.پرترهٔ پدر تانگی — ۱۸۸۷#ونگوگPortrait of Pere Tanguy — 1887#van_Gogh




