✍🏻#روایت_نگار 📍کربلایی در کربلا 🔻در فضای غریب و پر از حزن و اندوه که کربلای معلی را در بر گرفته بود…
انتشار: 2026/07/21 17:06 UTCویرایش: 2026/08/01 00:04 UTCدریافت: 2026/08/15 02:03 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:03 UTC
✍🏻#روایت_نگار 📍کربلایی در کربلا 🔻در فضای غریب و پر از حزن و اندوه که کربلای معلی را در بر گرفته بود، من خود را در میان جریانی یافتم که نه تنها از گوشه و کنار جهان، بلکه از اعماق قلبهای مشتاق جاری بود. روایتم را از شب قبل از تشییع آغاز میکنم، وقتی که دستههای عزادار با حالی حزنانگیز اما پرشور وارد بینالحرمین میشدند؛ در آن ساعات، با دیدن هر یک از دستههای عزاداری، اشتیاقِ حضور در این محفل، مرا با تمام خستگیها دوباره سرپا نگاه میداشت و چه شبی بود گویی تمام زمین به سوگ فقدانی بزرگ نشسته بود. 🔸مواکبی که با عشق مردم عراق به قائد شهید برپا شده بودند، حال و هوای اربعین را پیش از موعد به شهر کربلا بازگردانده بود و هر گوشه از شهر، بوی وفاداری و غم میداد. در ساعات باقی مانده به آغاز مراسم، تلاشهای بیدریغ گروههای مردمی و مردم عراق برای برگزاری شایستهترین مراسم ممکن، چشمگیر بود؛ گویی همه میخواستند میزبانی لایق برای این میهمان بلندپایه باشند. 📌با نزدیک شدن به ساعت ۴ عصر، موج عظیمی از جمعیت شکل گرفت که هر ساعت بیشتر از قبل میشد؛ دریایی از انسانها که با قلبی لرزان، در انتظار لحظهای بودند که قرار است در صفحات تاریخ تا ابد حک شود.ساعتها انتظار کشیدیم اما ذرهای از این موج خروشان کم نشد و هر دقیقهای که میگذشت، اشتیاق برای دیدن ماشین حامل پیکر رهبر شهیدمان بیشتر میشد و اضطرابِ وصال، فضای مشایه تا بینالحرمین را پر کرده بود. در این انتظار، به یاد ایستادگیهای بیپایان و صلابت رهبر شهیدمان افتادم که تا آخرین لحظه، نماد استواری، عزت و کرامت در برابر ستم بود. 🖇️سرانجام، لحظه وصال فرا رسید و هنگامی که پیکر مطهر ایشان نمایان شد، انگار زمان ایستاد. در آن لحظه، میان آن موج بیپایان جمعیت، تنها صدای گریه و ندبههای دلتنگ شنیده میشد و مردم عراق با شور «یزله» و «هروله» کنان به سوی رهبر شهید ما میدویدند و اینگونه اشتیاق خود را برای رسیدن به محضر ایشان ابراز میکردند. در میان این شور و اندوه، فریادهای خونخواهی و وعدههای انتقام از سوی مردم به گوش میرسید؛ عهدی با امام شهید که خون او هرگز پایمال نخواهد شد و گرفتن انتقام خون ایشان، در قلب هر یک از ما، در هر قدمی که به سوی عدالت برمیداریم، جاری است. ⚜️و اما شبی که آخرین لحظاتِ حضورِ رهبر شهید در میان ما بود، با شبِ جمعه و شب زیارتی امام حسین (ع) گره خورده بود. در آن فضای قدسی، طنین دعاهای مردم در زیر قبه، تجربهای تکاندهنده خلق میکرد؛ هر کسی با قلبی شکسته، از امام حسین (ع) طلب صبر میکرد و هر تضرع، شکایتی بود از ستم دشمنان اسلام که در محضر مولای مظلوم جاری میشد تا آسمان کربلا را لبریز از اندوه و نیاز کند.▫️به راستی که مردم عراق برای پدر امت سنگ تمام گذاشتند و رسم مهماننوازی را به زیباترین شکل به جا آوردند. حضور در این جمع عظیم و مشاهده این همه عشق و اندوه، تجربهای بود که هرگز از حافظهام نخواهد رفت.▪️فاطمه اکبرزاده، عضو شورای مرکزی مجمع دانشجویی آرمان (عدالتخواه) دانشگاه شیراز💠مجمع دانشجویی آرمان (عدالتخواه) دانشگاه شیراز@armanshirazu
