مارتین بوبو معتقد است اگر کسی که خود را بیخدا میداند و حتی از خداوند بیزار است، بتواند بهنحو مطل…
انتشار: 2026/07/29 10:33 UTCدریافت: 2026/08/15 01:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:52 UTC
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — نشر اَریش
بیزاری از بیبیسی کافی نیستما ایرانیان درست همانطور که دولت انگلستان را بهلحاظ تاریخی، دولتی توطئهگر علیه کشور خودمان میدانیم، بیبیسی را نیز نماد دسیسهچینیِ رسانهای علیه کشورمان میشناسیم. اما آگاهی دربارۀ سوگیریِ بیبیسی یا هر رسانۀ دیگر چنانچه با خوشبینی و سادهلوحی در برابر رسانههای دیگر همراه شود، صرفاً نوعی «توهم هوشمندی» و پیروی از مُد زمانه است که میتواند حتی مانع برخورد سنجشگرانۀ ما با رسانهها شود.عصر ما را میتوان «عصر سلطۀ رسانهها» نام نهاد. تقریباً همۀ شئون زندگی ما، از نگرشهایمان دربارۀ خوراک و پوشاک و تنآمیزی تا قضاوتمان دربارۀ زیبایی خودمان و باورهای مذهبی و سیاسی، به سوژۀ دستکاری رسانههایی تبدیل شده که گرچه با ادعای بیان حقیقت به سراغمان میآیند، غالباً کارشان به رقابت با حقیقت از راه دروغگویی آشکار یا پروپاگاندا میکشد.شناسایی پروپاگاندای رسانهای21 درس کوتاه در تشخیص سوگیری و پروپاگاندای رسانهایریچارد پل و لیندالر الدرکاوه خسروانینشر نایش/کرگدن
وقتی از شرم حرف میزنیم، دقیقاً از چه چیزی سخن میگوییم؟ما در زندگی روزمره بارها با روایتهای شرم مواجه میشویم: «من به اندازهٔ کافی خوب نیستم»، «نباید این اتفاق برای من میافتاد»، «دیگران دربارهٔ من چه فکر میکنند؟»، «اگر اشتباه کردهام، پس آدم بدی هستم.» اما آیا همهٔ این روایتها واقعاً حقیقت دارند؟ یا بخشی از آنها محصول قضاوتهای عجولانه، هنجارهای اجتماعی، تربیت، ترس و نگاه دیگراناند.تفکر نقادانه کمک میکند میان «آنچه واقعاً اتفاق افتاده» و «روایتی که از آن ساختهایم» فاصله بگذاریم. ممکن است یک تجربهٔ شرمآور را بارها در ذهن خود تکرار کنیم و هربار همان نتیجهٔ قبلی را بگیریم؛ بیآنکه بپرسیم آیا پیشفرضهای ما درست بودهاند؟ آیا قضاوت ما منصفانه است؟ آیا مسئولیتی که بر دوش خود گذاشتهایم واقعاً متعلق به ماست؟شرمآگاهی؛ آغاز مسئولیتکندوکاو در روایتهای شرم با تفکر نقادانهنویسندگان: محمدعلی صفرپور-احسان اژدری-زهرا پذیراییویرایش: کاوه خسروانینشر نایش/کرگدن
«تقلای اراده در عصر لذتگرایی» یک کتاب فلسفی پیچیده و یا روانشانسی زرد با شعارهای سطحی نیست.این کتاب یک راهنمای جامع برای انسان سرگردان امروزی است؛ به دور از جملات انگیزشی، با نگاهی تحلیلی و کاربردی به موضوع سستی اراده در برابر وسوسههای تمامنشدنی دنیای امروز میپردازد.در این کتاب با زبانی ساده اراده را بهعنوان مفهومی ذهنی میشناسیم و اینکه آگاهی و شناخت بهتنهایی برای موفقیت کافی نیستند؛ انسان به مهارت نیاز دارد. «تقلای اراده در عصر لذتگرایی» با اشاره به تجربههای شخصیتهای تاریخی، تأکید میکند که پشت هر دستاورد بزرگ، نوعی استمرار، سختیکشیدن و توانایی ادامهدادن وجود دارد؛ چیزی که با توصیههای ساده و انگیزشی قابلتوضیح نیست؛ بنابراین اراده بهعنوان یک فرایند ذهنی و شناختی مطرح میشود.تقلای اراده در عصر لذتگرایینویسندگان: محمدعلی صفرپور-احسان اژدری-زهرا پذیرایینشر نایش با همکاری نشر کرگردن
اگر منصفانه نگاه کنیم، تصویری که یالوم در دو رمان «وقتی نیچه گریست» و «درمان شوپنهاور» پیش چشم میگذارد حاوی حقایقی بسیار اساسی دربارۀ موجودیت روانشناختی فیلسوفان و فلسفهورزان است: اینکه همانند هر انسان دیگری نیازهایی دارند (نیاز به تعلق، رابطۀ سالم، دوست داشتهشدن، کنارآمدن با تنهایی، و …) و فلسفۀ آنها از وضعیت روانشناختیشان تأثیر میپذیرد.اما این تصویر کاستیهایی اساسی نیز دارد: سادهانگاری و تقویت پیشانگارههای کلیشهای دربارۀ فیلسوف، فلسفه، و مشاورۀ فلسفی. آیا هیچ فلسفهورزی میتواند باور کند که اتفاقاتی شبیه آنچه یالوم در این دو رمان توصیف میکند بر نیچه یا شوپنهاور تأثیرِ فکری یا روحی قابلملاحظه بگذارند (چه رسد به اینکه موجب تحول نیچه یا شوپنهاور شوند)؟کتابهای یالوم در ایران با استقبال فراوانی روبهرو شدهاند، اما نگاه سنجشگرانه به اندیشه و آثار او هنوز بهطور جدی آغاز نشده است. در این جستار، شلومیت شوستر (از پیشگامان مشاورۀ فلسفی) یالوم را از منظر مشاورۀ فلسفی و با تکیه بر دو رمان «وقتی نیچه گریست» و «درمان شوپنهاور» نقد میکند.نقدی فلسفی به یالومشلومت شوسترمهدی خسروانینشر نایش/کرگدن
واژۀ «اخلاق» در زبان فارسی تقریباً همیشه با احترام بیشازاندازه و حتی تقدیس به کار میرود. بنابراین، روبهرو شدن با واژۀ «اخلاقزدگی» (که خواننده را بهدرستی به یاد پدیدههایی همچون کپکزدگی، فلکزدگی، افراطزدگی، و … میاندازد) احتمالاً خلاف عادت است. اما باید به یاد داشت که هر پدیدهای، حتی اخلاق و گفتار اخلاقی، میتواند آفتزده شود.احتمالاً همۀ ما نمونههای این آفتزدگی را در موعظههای اخلاقی و مسابقههای مرسوم در قضاوت اخلاقی (بهویژه در بحثهای مبتذل شبکههای اجتماعی) دیدهایم.در این کتاب، جولیا درایور به دو نمونه از آفتهای فراگیرِ مرتبط با اخلاق میپردازد: اخلاقزدگی (کاربرد نابهجای ملاحظات اخلاقی) و بیشفعالیِ اخلاقی (گرایش به تحمیل ارزشهای اخلاقیِ خود بر دیگران).اخلاقزدگی و بیشفعالی اخلاقیجولیا درایورمهدی خسروانی نشر نایش/کرگدن






