💐🌼🍃🌸🍂🌾🌹🌼🌺🍂🍃🍂🌸🍂🌾🌹ای خدای بزرگکه در آشپزخانه هم هستیو رویِ جِلدِ قرصهای مرا میخوانیلطفاً کمی آن طرف…
انتشار: 2026/08/06 21:30 UTCدریافت: 2026/08/11 23:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 23:00 UTC
💐🌼🍃🌸🍂🌾🌹🌼🌺🍂🍃🍂🌸🍂🌾🌹ای خدای بزرگکه در آشپزخانه هم هستیو رویِ جِلدِ قرصهای مرا میخوانیلطفاً کمی آن طرفتر...🙏باید همه ی این ظرفها را آب بِکِشَمو همینطور که دارم با تو حرف میزنمبه فکرِ غذای ظهر هم باشمنَه!... کمک نمیخواهم🙏خودم هوای همهچیز را دارمپذیرایی جارو میخواهدغذا سر نمیرودبه تلفنها هم خودم جواب میدهموگردگیریِ این قاب....یادت هست؟ اینجا کوچک بودم و تو هنوز خشمگین نبودی و من آرامبخش نمیخوردمدُرُست بعدِ طعمِ توتفرنگی بود و خواب، که تو اَخم کردیبه سیزدهسالگیملافهو رویاهایمببخش بیپرده میگویم اما تو به جیبهایمکیفِ دستیِ کوچکمو حتی صندوقچهی قفلدارِ منچشم داشتی!.ای خدای بزرگ که توی آشپزخانهام نشستهایحالا یک زنِ کاملمچیزی توی جیبهایم پنهان نمیکنمکیفم روی میز باز مانده استهر هشت ساعت یک آرامبخش میخورمو به دکترم قول دادهام زیاد فکر نکنملطفاً پایت را بردارمیخواهم تِی بِکِشَم!😔✍ #ناهید_عرجونی 👇👈@ARIAMEHR1304🌹🌾🍂🌸🍃🍂🌼🌺🍂💐🌼🍃🌸🍂🌾🌹


