از شرف اهل قلم تا بالیخلی چای حسین بشیری کیوی #روزنامه_نگار ✍یاد معلم کبیر انقلاب معرفتی ایران بهخ…
انتشار: 2026/08/08 19:36 UTCدریافت: 2026/08/15 01:44 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:44 UTC
از شرف اهل قلم تا بالیخلی چای حسین بشیری کیوی #روزنامه_نگار ✍یاد معلم کبیر انقلاب معرفتی ایران بهخیر؛ چه زیبا گفت: «قلم توتم من است، توتم ماست؛ امانت روحالقدس است.»خداوند نیز در قرآن به قلم و آنچه مینویسد سوگند یاد کرده است.✍هرکس توتم و شرفی دارد. برای برخی، شرف در زمین و پول و مقام خلاصه میشود؛ اما برای روزنامهنگار و خبرنگار، قلم شرف است، فضیلت است و توتم اوست.✍در چنین روزی، میخواستم از شرف روزنامهنگاران بنویسم که یاد خاطرهای از مهندس بازرگان افتادم.پس از کودتای ۲۸ مرداد، بازرگان به قرارداد نفتی اعتراض کرد و یادداشتی نوشت. علیاکبر سیاسی، رئیس وقت دانشگاه تهران، به او گفت: «میدانی این کارها تأثیری ندارد؛ فقط پروندهات قطورتر میشود.»بازرگان در پاسخ گفت: «برای ثبت در تاریخ مینویسم و اعتراض میکنم؛ تا فرزندانم در آینده نگویند ایران را تار و مار کردند و پدران ما پفیوز بودند.»✍امروز در اردبیل، مسئلهای در جریان است که شاید از بسیاری از مسائل روزمره مهمتر باشد؛ مسئلهای که مستقیماً با آینده شهر و حیات آن گره خورده است: #بالیخلی_چای.✍سالهاست درباره ضرورت احیای بالیخلیچای میگوییم و مینویسیم. اما اکنون، به نام احیای رودخانه، بر کف آن بتن میریزند.ما سالهاست از احیای بالیخلیچای سخن میگوییم؛ رودخانهای که برای اردبیل فقط یک مسیر آب نیست، بلکه بخشی از هویت، حیات و سیمای شهر است. ممکن است تصمیم گرفته شده باشد و ممکن است مسئولان خودشان تصمیم گرفته و خودشان هم اجرا کنند. اما کار روزنامهنگار این نیست که فقط زمانی بنویسد که نوشتهاش قرار است تصمیمی را تغییر دهد.گاهی باید نوشت برای ثبت در تاریخ.باید نوشت تا فردا، فرزندانمان از ما نپرسند:«وقتی کف رودخانه را بتن میکردند و حیات رودخانه را به مرگ رودخانه تبدیل میکردند، شما کجا بودید؟ چرا چیزی نگفتید؟»✍من امروز درباره بالیخلیچای مینویسم، نه با این توهم که حتماً تصمیمی را تغییر خواهم داد؛ مینویسم تا در تاریخ بماند که کسانی بودند که هشدار دادند، اعتراض کردند و سکوت نکردند.شاید امروز به جای احیای بالیخلیچای، برای شهروندان بالیخلیحوض بسازیم؛ اما اگر چنین شد، دستکم قلم باید شهادت دهد که ما این تغییر را دیدیم، فهمیدیم و دربارهاش نوشتیم.چون شرف روزنامهنگار همین است:آنچه را نادرست میداند، حتی اگر صدایش به جایی نرسد، ثبت کند.تا آیندگان نگویند:ایران و شهرشان را تار و مار کردند و پدران ما پفیوز بودند.t.me/Political_sociology_h


