
کوچینگ سازمانی
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 20 نمونه پست · پوشش داده: 2026/07/29 تا 2026/08/13
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 20 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
🔴 هر قانونشکنی، نشونهی یک کارمند مسئلهدار نیست.گاهی کارمند از یه قانون عبور میکنه، چون اون قانون با واقعیت کار جور درنمیاد.🔻مقالهای در Harvard Business Review با مرور بیش از ۲۵۰ پژوهش در چهار دهه، به یه نکته مهم میرسه:برای فهمیدن قانونشکنی کارکنان، فقط خودِ تخلف رو نبینید؛ انگیزه، شرایط و حتی سیستم رو هم بررسی کنید.۱۰ اصل برای مواجهه با قانونشکنی کارکنان:۱. هر تخلفی یه مسئله انضباطی نیست؛ گاهی یه پیام مدیریتیه.۲. وقتی یه قانون مدام شکسته میشه، شاید وقتشه خودِ قانون رو هم بررسی کنید.۳. تکرار یه تخلف میتونه درباره نقص سیستم بهتون اطلاعات بده.۴. قبل از برخورد، بفهمید انگیزه پشت قانونشکنی چی بوده.۵. همه قانونشکنیها از منفعت شخصی نمیان.۶. گاهی کارکنان برای کمک به مشتری، همکار یا حتی خودِ سازمان از یه قاعده عبور میکنن.۷. دو رفتار مشابه ممکنه انگیزههای کاملاً متفاوتی داشته باشن.۸. گاهی کارمند بین رعایت قانون و درست انجام دادن کار گیر میکنه.۹. تنبیه ممکنه رفتار رو متوقف کنه، اما لزوماً علتش رو برطرف نمیکنه.۱۰. یه تخلف ممکنه مسئله یک فرد باشه؛ تکرار یک تخلف میتونه مسئله سیستم باشه.📌اگر مدیر یا صاحب کسبوکارید و دوست دارید با ایدهها و پژوهشهای روز مدیریت جلو برید، آکادمی مدیران برجسته رو دنبال کنید🖊️آرامش روزخوش آکادمی مدیران برجسته ✅ آدرس اینستاگرام: instagram.com/arameshrouzkhosh?igsh=N21lY…
🔴 شاید سازمانی که شما مدیریت میکنید، همان سازمانی نباشد که کارکنانتان در آن کار میکنند!Harvard Business Review در یکی از مقالات جدیدش در سال ۲۰۲۶ به مسئله جالبی پرداخته:The Two-Organizations Problem«مسئله دو سازمان»در بسیاری از کسبوکارها، دو تصویر از سازمان وجود دارد:🔻سازمانی که مدیر میبیند:گزارشها، KPIها، جلسات مدیریتی، چارت سازمانی، فرایندهای تعریفشده و داشبوردها.🔺و سازمانی که کارکنان هر روز تجربه میکنند:نحوه واقعی انجام کار، تصمیمگیری، همکاری بین واحدها و حل مسائل روزمره.فاصله زمانی شکل میگیرد که ساختار رسمی سازمان با واقعیت عملیاتی آن همراستا نباشد.ممکن است روی کاغذ اختیار تفویض شده باشد، اما تصمیمها همچنان در مدیر متمرکز بمانند؛ فرایندها تعریف شده باشند، اما کارکنان برای پیشبرد کار مسیرهای غیررسمی خودشان را ساخته باشند؛ یا شاخصها عملکرد مناسبی نشان دهند، درحالیکه بخشی از مسائل واقعی سازمان در گزارشها دیده نشود.هرچه سازمان بزرگتر میشود، تشخیص اینکه اطلاعاتی که به مدیر میرسد چقدر بازتاب واقعیت جاری سازمان است، دشوارتر میشود.گزارشها و داشبوردها ضروریاند، اما هر لایه از گزارشدهی بخشی از اطلاعات را خلاصه و فیلتر میکند. تکیه صرف بر آنها میتواند تصویری ناقص از آنچه واقعاً در سازمان میگذرد ایجاد کند.برای دیدن تصویر واقعیتر، باید فراتر از گزارشها رفت؛ نحوه انجام کار را از نزدیک دید، روایت واحدها و سطوح مختلف را با هم مقایسه کرد و فاصله میان آنچه مدیریت تصور میکند و آنچه کارکنان تجربه میکنند را پیدا کرد.شاید بد نباشد این سؤال را درباره سازمان خودتان بررسی کنید:سازمانی که شما میبینید، چقدر شبیه سازمانی است که کارکنانتان هر روز تجربه میکنند؟🖊️آرامش روزخوش آکادمی مدیران برجسته آدرس اینستاگرام: instagram.com/arameshrouzkhosh?igsh=N21lY…
اثربخشی عملیاتی با استراتژی یکی نیست. اینکه کاری رو بهتر، سریعتر یا کمهزینهتر از رقبا انجام بدیم مهمه؛ اما استراتژی از جایی شروع میشه که فقط به «بهتر انجام دادن» فکر نکنیم و بپرسیم: چطور میتونیم متفاوت بازی کنیم؟ #مزیت_رقابتی @arameshrouzkhoshcoachمزیت رقابتی همیشه از «بهتر بودن» نمیاد؛ گاهی از «متفاوت بودن» میاد.یکی از اشتباهات رایج کسبوکارها اینه که مدام تلاش میکنن از رقیب بهتر باشن:🔹 محصول بهتر🔹 قیمت پایینتر🔹 تبلیغات بیشتر🔹 تحویل سریعتر🔹 خدمات بیشتراما استراتژی یه سؤال مهمتر داره:اصلاً چرا باید توی همون زمینی بازی کنیم که رقیب بازی میکنه؟فرض کنید دو رستوران با منوی مشابه و قیمتهای نزدیک برای یک مشتری رقابت میکنن؛ خیلی زود رقابتشون میره سمت قیمت پایینتر، تخفیف بیشتر و خدمات بیشتر.اما رستورانی که مشتری هدف مشخص، منوی متفاوت و تجربه خاص خودش رو میسازه، دیگه فقط بر سر قیمت و کیفیت با بقیه مقایسه نمیشه.📌 این همون تمایز استراتژیکه.اما همونطور که در تصویر میبینید، هر تفاوتی هم مزیت رقابتی نیست.تفاوت زمانی ارزشمند میشه که برای مشتری مهم باشه، امکان کسب سود ایجاد کنه و رقبا هم نتونن بهراحتی ازش تقلید کنن.پس استراتژی فقط این نیست که از رقیب بهتر باشیم؛ گاهی باید طوری متفاوت بازی کنیم که مقایسه مستقیم سختتر بشه.چون اگر تمام تمرکزمون روی بهتر شدن از رقیب باشه، ممکنه هنوز رقیب باشه که قواعد بازی ما رو تعیین میکنه#مزیت_رقابتی#استراتژی @arameshrouzkhoshcoach
اثربخشی عملیاتی با استراتژی یکی نیست.اینکه کاری رو بهتر، سریعتر یا کمهزینهتر از رقبا انجام بدیم مهمه؛ اما استراتژی از جایی شروع میشه که فقط به «بهتر انجام دادن» فکر نکنیم و بپرسیم:چطور میتونیم متفاوت بازی کنیم؟#مزیت_رقابتی @arameshrouzkhoshcoach
🏆چطور با هر نوع رقیب رقابت کنیم؟شناخت رقبا کافی نیست؛ مهمتر این است که بدانیم در برابر هر نوع رقیب، روی چه چیزی باید تمرکز کنیم.🔸 ۱. رقیب مستقیم نزدیک :تمایز بسازیداینجا مشتری شما را مستقیماً با رقیب مقایسه میکند. بهجای اینکه سریع وارد جنگ قیمت و تخفیف شوید، دلیل انتخاب خودتان را قویتر کنید.کیفیت، تجربه مشتری، تخصص، سرعت، خدمات، دسترسی، اعتماد و قدرت برند میتوانند زمینههای تمایز شما باشند.سؤال کلیدی:چرا مشتری باید من را به رقیب مستقیمم ترجیح دهد؟🔸 ۲. رقیب مستقیم دور :بازار خود را تقویت و رقیب را رصد کنیدصرف اینکه رقیب در بازار دیگری فعالیت میکند، دلیل خوبی برای ورود شما به بازار او نیست.توان توسعه رقیب، کانالهای ورود، مزیتهایش و احتمال ورود او به بازار خودتان را بررسی کنید و همزمان جایگاهتان را در بازار فعلی قویتر کنید.سؤال کلیدی:اگر این رقیب فردا وارد بازار من شود، چه چیزی از جایگاه من دفاع میکند؟🔸 ۳. رقیب غیرمستقیم نزدیک :روی نیاز اصلی مشتری تمرکز کنیداینجا رقابت فقط بر سر محصول نیست؛ بر سر حل یک نیاز است.بررسی کنید چرا مشتری ممکن است راهحل جایگزین را انتخاب کند: ارزانتر است؟ راحتتر است؟ سریعتر است؟ یا تجربه بهتری ارائه میدهد؟بعد ارزش پیشنهادی خودتان را بر اساس همین شناخت تقویت کنید.سؤال کلیدی:چرا مشتری ممکن است راهحل دیگری را به راهحل من ترجیح دهد؟🔸 ۴. رقیب غیرمستقیم دور :تغییرات را زودتر ببینیداین گروه شاید امروز سهم بازار شما را تهدید نکند، اما تغییر فناوری، مدلهای کسبوکار یا رفتار مشتری میتواند در آینده آن را به یک رقیب جدی تبدیل کند.روندهای بازار، فناوریهای جدید و تغییر رفتار مشتری را رصد کنید تا تغییرات مهم را قبل از تبدیل شدن به تهدید ببینید.سؤال کلیدی:چه تغییری میتواند قواعد بازی صنعت من را عوض کند؟هدف رقابت، شکست دادن رقیب نیست؛ ساختن دلیلی قویتر برای انتخاب شدن است.و چون مشتری شما را در برابر رقبای مختلف با معیارهای متفاوتی میسنجد، استراتژی رقابت با هر نوع رقیب هم باید متفاوت باشد#بازاریابی #رقیب @arameshrouzkhoshcoach
📌رقبای کسبوکارت را بهتر بشناس۱. رقیب مستقیم نزدیکمحصول یا خدمتی مشابه شما ارائه میکند و همان بازار هدف شما را دنبال میکند. این همان رقیبی است که مشتری هنگام خرید، معمولاً شما و او را مستقیماً با هم مقایسه میکند.مثال: دو کافیشاپ در یک محله.🔸 ۲. رقیب مستقیم دورمحصول یا خدمتی مشابه شما ارائه میکند، اما در بازار هدف متفاوتی فعالیت دارد؛ مثلاً در شهر، منطقه یا بازار دیگری. ممکن است امروز مستقیماً بر فروش شما اثر نگذارد، اما با توسعه بازار میتواند وارد میدان رقابت شما شود.مثال: یک برند مشابه در شهر یا کشور دیگر.🔸 ۳. رقیب غیرمستقیم نزدیکمحصول یا خدمت متفاوتی ارائه میکند، اما همان نیاز مشتری را به روش دیگری برطرف میکند. یعنی مشتری برای رسیدن به یک هدف مشخص، میتواند بهجای شما راهحل دیگری را انتخاب کند.مثال: برای کسی که بهدنبال فضایی برای قرار کاری است، کافیشاپ و فضای کار اشتراکی میتوانند جایگزین یکدیگر باشند.🔸 ۴. رقیب غیرمستقیم دورراهحل متفاوتی ارائه میکند و فعلاً بازار هدف متفاوتی هم دارد. شاید امروز تهدید فوری نباشد، اما با تغییر فناوری، رفتار مشتری یا توسعه بازار میتواند در آینده به رقیب شما تبدیل شود.مثال: یک فناوری یا مدل جدید در صنعت دیگری که امروز ارتباط مستقیمی با بازار شما ندارد، اما در آینده میتواند بخشی از نیاز مشتری شما را به شکل دیگری برطرف کند.📌 نکته مهم:رقیب شما فقط کسی نیست که محصولی شبیه شما میفروشد؛ هر گزینهای که مشتری بتواند برای برطرف کردن همان نیاز، بهجای شما انتخاب کند، میتواند رقیب شما باشد.🔶پس در تحلیل رقبا فقط نپرسید:«چه کسانی محصولی شبیه من میفروشند؟»بپرسید:🔶«مشتری برای برطرف کردن این نیاز، بهجز من چه گزینههای دیگری دارد؟»#بازاریابی #رقیب@arameshrouzkhoshcoach
۴ نوع رقیب در بازاریابی مدرنوقتی از رقبا حرف میزنیم، معمولاً اولین چیزی که به ذهنمان میرسد کسبوکارهایی هستند که محصول یا خدمتی شبیه ما ارائه میکنند؛ در حالی که همه رقبای ما لزوماً شبیه ما نیستند.برای شناخت بهتر رقبا، میتوانیم آنها را از دو زاویه بررسی کنیم:محصولی که ارائه میکنند و بازاری که هدف گرفتهاند.از ترکیب این دو، چهار نوع رقیب شکل میگیرد.📌 نکته مهم:رقیب شما فقط کسی نیست که محصولی شبیه شما میفروشد؛ هر گزینهای که مشتری بتواند برای برطرف کردن همان نیاز، بهجای شما انتخاب کند، میتواند رقیب شما باشد#رقیب#بازاریابی@arameshrouzkhoshcoach
چرا بعضی برندها در ذهن مشتری ماندگار میشوند؟ خیلی از کسبوکارها فکر میکنند اگر بیشتر تبلیغ کنند، برند قویتری خواهند داشت. اما برندهای ماندگار، قبل از تبلیغات، یک جایگاه مشخص در ذهن مشتری میسازند. اگر میخواهید برندتان قدرتمند شود، این ۴ اصل را جدی بگیرید:…چه چیزی یک برند را در ذهن مشتری ماندگار میکند؟هویت مشخص باعث میشه برند شما راحتتر شناخته بشه. ثبات هم کمکم برند رو در ذهن مخاطب جا میاندازه. وقتی به وعدههاتون عمل میکنید، اعتماد شکل میگیره و مأموریت و ارزشهای روشن به مخاطب نشون میده برند شما به چه چیزی متعهده.برند قوی زمانی شکل میگیره که حرفی که میزنید، تصویری که از خودتون میسازید و تجربهای که مشتری از ارتباط با برند شما داره، با هم همخوان باشن.مشتری قرار نیست فقط اسم و لوگوی شما رو به خاطر بسپاره. مهم اینه که در هر نقطه تماس با برند، همون کیفیت، همون معنا و همون وعدهای رو تجربه کنه که از ابتدا باهاش شما رو شناخته#برندسازی @arameshrouzkhoshcoach
✅ هر تفاوتی، مزیت رقابتی نیستاگر چیزی که امروز باعث برتری کسبوکارت شده، رقیبت بتونه چند ماه دیگه عینش رو اجرا کنه، بیشتر با یک برتری موقت طرفی تا یک مزیت رقابتی پایدار.محصول جدید، تخفیف، تبلیغات یا حتی بعضی خدمات معمولاً قابل کپیان.اما چیزهایی مثل اعتماد مشتری، دانش و تجربهی تیم، فرهنگ سازمانی، اعتبار برند، شبکهی ارتباطات و سیستم اجرایی خیلی سختتر تکرار میشن.در مدیریت استراتژیک، برای سنجش این موضوع از چارچوب VRIO استفاده میشه. طبق این چارچوب، یک منبع یا قابلیت زمانی میتونه مزیت رقابتی پایدار ایجاد کنه که هر ۴ ویژگی رو داشته باشه:🟠V — Valuable ارزشمندبرای مشتری یا کسبوکار ارزش واقعی ایجاد کنه.🟠R — Rare کمیاببین رقبا فراگیر و در دسترس همه نباشه.🟠I — Inimitabl. دشوار برای تقلیدرقبا نتونن بهراحتی کپی یا جایگزینش کنن.🟠O — Organized سازمانیافتهکسبوکارت سیستم، فرایند و توان لازم برای استفاده از اون رو داشته باشه.گاهی مزیت رقابتی فقط «یک ویژگی خاص» نیست؛ ترکیبی از چند قابلیت مختلفه که کنار هم، یک سیستم سختتقلید میسازن.📌 حالا چیزی رو که فکر میکنی مزیت کسبوکارت هست، با این ۴ سؤال بسنج:آیا ارزشمنده؟ کمیابه؟ تقلیدش سخته؟ و سازمانت توان استفاده درست ازش رو داره؟اگر پاسخ هر ۴ سؤال «بله» باشه، اون منبع یا قابلیت میتونه منشأ یک مزیت رقابتی پایدار برای کسبوکارت باشه#مزیت_رقابتی#استراتژی @arameshrouzkhoshcoach
استراتژی یعنی تصمیم بگیری منابع محدودت را کجا خرج کنی و مهمتر از آن، کجا خرج نکنی.خیلی از مدیرها فکر میکنند استراتژی یعنی فهرستی بلند از برنامهها: فروش بیشتر، توسعه بازار، محصول جدید، استخدام، برندسازی و…اما وقتی همهچیز اولویت باشد، عملاً هیچچیز اولویت نیست.در نگاه مایکل پورتر، استراتژی با انتخاب و Trade-off «چشمپوشی آگاهانه»معنا پیدا میکند؛ یعنی برای تمرکز روی یک مسیر، آگاهانه از بعضی مسیرهای دیگر بگذری.گاهی حتی باید به یک فرصت خوب «نه» بگویی، چون فرصت مهمتری وجود دارد.پس یک استراتژی خوب باید دو چیز را شفاف کند:چه کارهایی را انجام میدهیم و چه کارهایی را فعلاً انجام نمیدهیم.ارزش استراتژی در تعداد برنامهها نیست؛ در کیفیت انتخابها و قدرت «نه» گفتن به گزینههای دیگر است#استراتژی@arameshrouzkhoshcoach
مشتریها همیشه محصول شما را به خاطر نمیسپارند؛ اما حسی که موقع خرید از شما داشتهاند، معمولاً میماند.ممکنه محصول خوبی داشته باشید، قیمتتون هم رقابتی باشه؛ اما اگر مشتری برای گرفتن یک جواب ساده چندبار پیگیری کنه، بین واحدها پاس داده بشه یا بعد از پرداخت دیگه کسی سراغش رو نگیره، کیفیت محصول بهتنهایی نمیتونه تجربه بدش رو جبران کنه.یکی از نکات مهم کتاب «تمرکز بر مشتری» اینه که تجربه مشتری حاصل یک اتفاق بزرگ نیست؛ از مجموعهای از برخوردهای کوچک ساخته میشه.نحوه پاسخگویی کارکنان، سرعت حل مسئله، عمل کردن به قولها، راحتی فرایند خرید و رفتاری که بعد از پرداخت با مشتری دارید، همه بخشی از محصول واقعی شما هستند.برای همین اگر مدیر هستید، فقط نپرسید:«محصول ما چقدر خوبه؟»گاهی سؤال مهمتر اینه:«خرید کردن از ما چقدر راحت و خوشاینده؟»چون ممکنه مشتری محصول شما رو فراموش کنه، اما تجربهای که با کسبوکارتون داشته، دلیل خرید بعدی یا دلیل رفتنش به سمت رقیب بشه#مشتریآرامش روزخوش آکادمی مدیران برجسته @arameshrouzkhoshcoach
چرا بعضی برندها در ذهن مشتری ماندگار میشوند؟ خیلی از کسبوکارها فکر میکنند اگر بیشتر تبلیغ کنند، برند قویتری خواهند داشت. اما برندهای ماندگار، قبل از تبلیغات، یک جایگاه مشخص در ذهن مشتری میسازند. اگر میخواهید برندتان قدرتمند شود، این ۴ اصل را جدی بگیرید:…آینده، متعلق به برندهاییه که جامعه میسازند، نه فقط مخاطببرند شخصی + جامعه وفادار + شبکه ارتباطی + ارزش مشترک = برند قدرتمند یعنی مسیر برندسازی از «من مشهور باشم» به سمت «ما یک جامعه قدرتمند بسازیم» میره .#برندسازی@arameshrouzkhoshcoach
برای شاد بودن، میبایست که عشق ورزید. هرچه میخواهد باشد. گلدانی کوچک، پرندهای آنسوی پنجره، یا عابری میان خیابانهای دلت. بدون عشق، هیچ چیز این زندگی زیبا نیست 🫰🧡@arameshrouzkhoshcoach
«تجربه مشتری»خروجی یک واحد سازمان نیست؛ حاصل هماهنگی کل کسبوکار است. مشتری برند شما را تکهتکه تجربه نمیکند. او همه چیز را بهعنوان یک تجربه واحد در ذهنش ثبت میکند. هر تعامل، یا اعتماد را تقویت میکند یا از آن کم میکند. به همین دلیل، برندهای ماندگار قبل…چرا بعضی برندها در ذهن مشتری ماندگار میشوند؟خیلی از کسبوکارها فکر میکنند اگر بیشتر تبلیغ کنند، برند قویتری خواهند داشت.اما برندهای ماندگار، قبل از تبلیغات، یک جایگاه مشخص در ذهن مشتری میسازند.اگر میخواهید برندتان قدرتمند شود، این ۴ اصل را جدی بگیرید:🔹 روی یک ارزش مشخص تمرکز کنید.همهچیز بودن، یعنی در ذهن مشتری هیچ جایگاه مشخصی نداشتن.🔹 محتوای ارزشمند تولید کنید.محتوایی که به مخاطب آموزش بدهد یا مشکلی از او حل کند، اعتماد میسازد.🔹 ارتباطهای معنادار بسازید.اعتبار یک برند، فقط از تبلیغات نمیآید؛ از ارتباط با افراد و شبکهای که پیرامون خودش ایجاد میکند هم شکل میگیرد.🔹 در تجربه مشتری ثبات داشته باشید.اگر پیام، رفتار، محصول و خدمات شما همسو باشند، برندتان بهمرور در ذهن مخاطب ماندگار میشود.برندسازی، فقط دیده شدن نیست؛ساختن یک تصویر مشخص، قابل اعتماد و ماندگار در ذهن مشتری است.برندهایی که در ذهن مشتری حک میشوند، قبل از هر چیز میدانند میخواهند با چه چیزی شناخته شوند#برندسازی @arameshrouzkhoshcoach
۹ نکته که موقع اخراج کارکنان باید یادت باشه:۱. اگر مشکل، عملکرد فرده، نذار اخراج اولین بازخوردی باشه که ازت میشنوه. قبلش شفاف بهش بگو مشکل چیه و فرصت اصلاح بهش بده.۲. خبر پایان همکاری رو مستقیم، شفاف و محترمانه بگو. نه مبهم حرف بزن، نه تحقیرش کن.۳. این گفتوگو رو حتماً در یک فضای خصوصی انجام بده تا شأن و احترام فرد حفظ بشه.۴. باهاش همدلی کن، اما توی تصمیمت مردد یا دوپهلو نباش.۵. زمان جلسه رو طوری انتخاب کن که بعد از اون، فرد بتونه درباره تسویه، مدارک یا سؤالهاش پیگیری لازم رو انجام بده.۶. اگر امکانش هست، درباره اینکه خبر پایان همکاری چطور به بقیه اعلام بشه، نظر خود فرد رو هم بپرس.۷. تیم رو از پایان همکاری مطلع کن، اما وارد جزئیات یا مسائل شخصی و محرمانه نشو.۸. قبل از جلسه، همهچیز رو آماده کن؛ از مدارک و تسویه گرفته تا مسائل حقوقی و تحویل مسئولیتها.۹. یادت باشه پایان همکاری هم بخشی از مدیریته. عملکرد فرد رو نقد کن، نه شخصیتش؛ احترام آدمها نباید با پایان همکاری از بین بره#اخراج #استخدام #تیم_سازی @arameshrouzkhoshcoach
در اقتصاد امروز، برندهای بزرگ فقط محصول نمیفروشند؛ آنها اکوسیستم اعتماد و جذابیت میسازند.این اکوسیستم از کنار هم قرار گرفتن چند بخش شکل میگیرد:📺 رسانه قوی🎯 تبلیغات هدفمند🤝 روابط عمومی📱 دیجیتال مارکتینگ✨ تجربه مشتریوقتی این بخشها هماهنگ عمل کنند، مشتری فقط یکبار خرید نمیکند؛ به برند اعتماد میکند، دوباره برمیگردد و آن را به دیگران هم پیشنهاد میدهد. تفاوت یک شرکت معمولی با یک برند قدرتمند، دقیقاً همین اکوسیستم اعتماد و جذابیت است.#برندسازی @arameshrouzkhoshcoach
«هیچ چیز برای کارکنان ارزشمندتر از این نیست که در تصمیمهایی که بر کارشان اثر میگذارد، شریک باشند.»👤 جودیت باردویک📌”مشارکت دادنِ کارکنان” یعنی قبل از تصمیمهای مهم، نظر کسانی را بپرسی که قرار است آن تصمیم را اجرا کنند. همین کار ساده، حس مالکیت، تعهد و مسئولیتپذیری را چند برابر میکند.#مشارکت#تصمیم_گیری @arameshrouzkhoshcoach
«نمونه بودن، مهمترین روش اثرگذاری بر دیگرانه.» #آلبرت_شوایتزرخیلی از مدیرا دنبال تکنیکهای رهبریان، اما مهمترین ابزار رهبری، شخصیت خود رهبره.تیم، قبل از اینکه به حرفهای تو اعتماد کنه، به رفتار تو نگاه میکنه. اگر خودت اهل یادگیری، مسئولیتپذیری، انضباط، فروتنی و پایبندی به ارزشها نباشی، انتظار نداشته باش همین ویژگیها توی تیمت شکل بگیرن.تیم، همون چیزی رو زندگی میکنه که رهبرش هر روز تمرینش میکنه@arameshrouzkhoshcoach
۱۰ پاشنهآشیل که رشد بسیاری از بنگاههای اقتصادی ایران را متوقف میکنند️۱. مدیران «دانای کل»۲. غلبه سلیقه مدیر بر قانون و فرایندها۳. نبود تفکر سیستمی ۴. مقاومت در برابر تغییر و یادگیری ۵. بهرهوری پایین سرمایه انسانی ۶. نبود مشاوران و منتورهای توانمند ۷. نظام جبران خدمات نامتناسب با ارزشآفرینی ۸. غلبه فرهنگ اقتدارگرایی بر مشارکت ۹. نبود نظام ارزیابی عملکرد و پاسخگویی ۱۰. ترجیح تجربه و عرف بر دانش روز مدیریت #توسعه_بازار #بنگاه_اقتصادی آرامش روزخوش آکادمی مدیران برجسته @arameshrouzkhoshcoach
💢کسبوکار شما محصولمحور است یا مسئلهمحور؟🔺کسبوکار محصولمحوربه محصول و خدماتش دلبسته میشود. تمام تمرکزش این است که همان محصول را بیشتر بفروشد و موفقیتش را با میزان فروش میسنجد.🔻کسبوکار مسئلهمحوربه خودِ محصول دلبسته نیست؛ به سیستمی دلبسته است که مسئله مشتری را حل میکند.برای او، محصول فقط یکی از ابزارهای خلق ارزش است. اگر فردا راه بهتری برای حل مسئله مشتری پیدا شود، محصولش را تغییر میدهد، اما مأموریتش را نه.کسبوکارهای محصولمحور، محصول میفروشند.کسبوکارهای مسئلهمحور، راهحل خلق میکنند.کلیتون کریستنسن میگوید:«مشتریان، محصول شما را استخدام میکنند تا کاری برایشان انجام دهد.»🔶پس مزیت رقابتی واقعی، خودِ محصول نیست؛ توانایی حل بهتر مسئلهی مشتری است.آرامش روزخوش آکادمی مدیران برجسته @arameshrouzkhoshcoach