در قصرِ دیو و دلبر، کنار پنجرهای که نورِ بنفشِ غروب روی فنجانم میرقصد، آرام برای خودم چای میریزم…
انتشار: 2026/08/04 07:09 UTCدریافت: 2026/08/07 20:41 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 20:41 UTC
در قصرِ دیو و دلبر، کنار پنجرهای که نورِ بنفشِ غروب روی فنجانم میرقصد، آرام برای خودم چای میریزم... ☕💜این روزها یاد گرفتهام عاشقِ دختری باشم که هر صبح از آینه لبخندش را قرض میگیرد؛ همان دختری که دلش را با یک فنجان چای، چند رؤیای بنفش و کمی خیال، دوباره زنده میکند.گاهی تمامِ قصههای عاشقانه از جایی شروع میشوند که یک دختر، خودش را بیشتر از همیشه دوست دارد.🫖🏰✨『 T.me/Aqhoshe_eshqh ∞💓』