😞لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواببین ساعات ۷:۰۰ تا ۷:۱۵ وجود داشت توی هیچ چیزی دیگه و…
انتشار: 2026/08/16 17:16 UTCدریافت: 2026/08/16 19:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 19:22 UTC
😞لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواببین ساعات ۷:۰۰ تا ۷:۱۵ وجود داشت توی هیچ چیزی دیگه وجود نداشت و ندارد و نخواهد داشت .🚸 👈یادش بخیر؛ در به در دنبال یکی میگشتیم کتابامونو جلد کنه !😊همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من می فته 😄یادش بخیر یکی از استرس های زمان مدرسه این بود که زنگ ورزشمون چه روزیه و چه ساعتی ؟!!😉افتادن زنگ ورزش اونم دو زنگ آخر پنجشنبه از انتصاب به عنوان مدیر کل شرکت مایکروسافت هم بالاتر بود 😂من مدرسه که میرفتم همیشه سر کلاس به این فک میکردم که اگه پنکه سقفی بیفته کله کیا قطع میشه !🤔😐🚸 👈وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیمالکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم😅گوشه کلاس دم سطل آشغال بتراشیمتو مدرسه آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن😆یادتون میاداوج احتراممون به یه درس این بود که دفتر صد برگ واسش انتخاب می کردیم !!!!!!!!!!😎🚸 👈يادش به خير........ چه زود بزرگ شدیم و آرزوها و خاطرات زیبای کودکیمون رو فراموش کردیم . تقدیم به همه دوستان🤔یادش بخیر، ﺑﭽﻪ که ﺑﻮﺩﯾﻢ ﭼﺎﺩﺭ. ﻣﺎﺩﺭﻣﻮﻧﻮ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ تا ﮔﻢ .ﻧﺸﯿﻢ.😘 💐💐💐💐💐یادتون نیست عکس برگردون میخریدیم و با آب دهن میچسبوندیم تو دفترمون ☺یا عکس آدامس خرسی رو با آب دهن میچسبوندیم ساق دستمونکلی هم کیف میکردیمیادت میاد؟؟؟ 😃وقتی کوچیک بودیم تلویزیونبا شام سبکبا پنکه شماره 5مشقاتو مینوشتی خط خط از بالا به پایین////////😌اون وقتا زندگی شیرین بود و طعم دیگه ای داشت😍🚸 👈یادت میاد؟؟؟🤔وقتی ک صدای هواپیما رو میشندیممی پریدیم تو حیات براش دست تکون میدادیم✋می نشستیم به انتظارکلاس چهارم تا با خودکار بنویسیم ✍یادت میاد؟؟؟🤔وقتی مامان می پرسید ساعت چنده میگفتیم بزرگه رو6 و کوچکه رو4😊یادت میاد؟؟؟🤔وقتی نقاشی میکردی خورشیدو رو زاویه برگه میکشیدی😄یادت میاد؟؟؟🤔فکرمیکردی قلب انسان این شکلیه♡❤یادت میاد؟؟؟🤔🚸 👈در یخچالو کم کم میبستی تا ببینی لامپش چه جور خاموش میشه👀یادت میاد؟؟؟🤔اگه کسی بهت میگفت برو آب برام بیار اول خودت از سر لیوان میخوردی😅و دهنتو با دستت پاک میکردی😋*بگذارش به اشتراک تا لبخند رولب همه جاری کنی.😊😉این متن آرامش خوبی به آدم میدهﺑﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻗﻬﺮ ﻧﮑﻦ ﭼﻮﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﻨﺖ ﻫﯿﭻ ﮐﺴی رﻮ ﻧﻤﯽ ﮐﺸﻪقديما شبا بالا پشت بوم ميخوابيديم و ستاره ها رو می شمرديم و دلمون به وسعت يه آسمون بود ...🤗اين روزها چشم ميندازيم به سقف محقر اتاقمون و گرفتاری هامونو می شمريم ...🤕 💐💐💐قديما يه تلويزيون سياه و سفيد داشتيم و يه دنيای رنگی ...😊اين روزا تلويزيونای رنگی و سه بعدی و يه دنيای خاكستری ...😞قديما اگه نون و تخم مرغ تموم ميشد ، راحت می پريديم و زنگ همسايه رو هر ساعتی از شبانه روز می زديم و كلی باهاش می خنديديم ...😄اين روز ها اگه همزمان ، درب واحد اونا باز شه بر ميگرديم تا كه مجبور نشيم باهاش سلام عليك كنيم ...😒قديما از هر فرصتی استفاده می كرديم كه با دوستا و فاميل ارتباط داشته باشيم چه با نامه چه كارت پستال و چه حضوری ...☺اين روزها با "بهترین دستگاه های رسانه ای" هم ، ارتباط با هم نداريم ...😔قديما تو يه محله جديد هم كه می رفتيم با دقت و اشتياق به همه جا نگاه می كرديم ...🙄اين روزها دنيا را از پشت دوربينای عكاسی و فيلمبرداری می بينيم ...😒قدیما یه پنجشنبه جمعه بود و یه خونه پدر بزرگه با فک و فامیل...😌 این روزا پر از تعطیلی، ولی کو پدربزرگه؟😔کو اون فامیل؟😔کو اون خونه؟😔قديما توی قديما موند ...
