۲- بیا با من بازی کن، خیلی غمگینم تکنیک دوم خوابها تکنیک ادغام است. در این تکنیک دو یا چند چیز در…
انتشار: 2026/07/30 20:50 UTCویرایش: 2026/08/01 00:01 UTCدریافت: 2026/08/15 04:59 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 04:59 UTC
۲- بیا با من بازی کن، خیلی غمگینم تکنیک دوم خوابها تکنیک ادغام است. در این تکنیک دو یا چند چیز در یک تصویر مشترک نشان داده میشوند. بنابراین ادغام در واقع عکس آن ترانسپوزیسیونی است که یک چیز را در قالب چند چیز ظاهر میکرد. به نظر میرسد گُلِ شازده کوچولو هم ادغام باشد؛ یعنی اینکه تصویری از دو یا حتی چند زن باشد! آخر آنتوان دو سنت اگزوپری هم مثل بعضی از نوابغ دیگر عشقهای رمانتیک متعددی را تجربه کرد. وقتی شازده کوچولو چاپ شد، دوستان و اطرافیان سنت اگزوپری فوراً اشخاص و اتفاقاتی از زندگی او و بعضی اطرافیانش را شناسایی کردند که با تغییر شکلهایی به این کتاب انتقال پیدا کرده بودند. مثلاً همان سیلویا همیلتون، که علاوه براینکه برای نقاشیهای روباه مدل میشد، یکی از تکیه کلامهایش هم از زبان روباه گفته میشود: «آدم تا با دل نبیند خوب نمیبیند.» یا خود سنت اگزوپری، که شناساییاش در قالب راوی و شازده کوچولو کار سختی برای دوستانش نبود. حتی مثلاً آن گنجی که خلبان صحبتی ازش میکند از واقعیت به این کتاب منتقل شده بود. گویا خانوادهٔ سنت اگزوپری اعتقاد داشتند در یکی از خانههای قدیمیشان گنجی هست که از اجدادشان باقی مانده. و خیلی چیزهای دیگر. اما در مورد گل اختلاف نظرهایی بروز کرد. بعضی کانتکستها میگفتند گل باید کونسوئلو باشد. کونسوئلو همسر آنتوان دو سنت اگزوپری بود. حتی یک بار یکی از دوستانشان از آنتوان پرسید گلِ شازده کوچولو کونسوئلو است دیگر؟ آنتوان گفت: بله. اما مسئله اینجاست که چنان سؤالی، حتی اگر جواب واقعیاش «نه» باشد، معمولاً باز هم با «بله» جواب داده میشود. البته آنتوان در یکی از نامههایش هم دوباره اشاراتی به کونسوئلو بودن آن گل کرده است. اما همچنان که گفتم کانتکستهایی هست که نمیگذارند این گل فقط کونسوئلو باشد. مثلاً همان شروع آشنایی شازده با روباه را بخوانید: صدا گفت: «من اینجا هستم. زیر درخت سیب.»شازده کوچولو گفت تو کی هستی؟ چقدر خوشگلی!»روباه گفت: «من روباهم.»شازده کوچولو گفت: بیا با من بازی کن... من خیلی غمگینم.» من اینجا هستم. زیر درخت سیب... سیب در فرهنگ مسیحیت و یونان و روم قدیم نماد عشق رمانتیک است. در دو سال اول پناهندگی آنتوان به آمریکا زنش با او نبود. در این مدت نرد عشقش را با سیلویا میباخت. وقتی هم که شازده کوچولو در آمریکا چاپ شد، و آنتوان داشت به مأموریتی میرفت که از قضا آخرین مأموریتش شد، نسخهٔ دستنویس کتاب و نقاشیهایش را به سیلویا داد. سیلویا هم آنها را ۲۵ سال با خودش نگه داشت و آن وقت به موزه تحویلشان داد. عباس پژمان [ادامه دارد]@apjmn
