برداشت هایی فلسفی از تنهایی یا چندجهانی هر نظریهای دربارهی جهان به دوراهی میرسد، جهان ما تنها نمونهی واقعیت است یا یکی از بیشمار جهانهای ممکن؟ این پرسش از ریاضیات، کیهانشناسی و مکانیک کوانتومی برخاسته. با معیارهای علمی و احتمالاتی، چندجهانی محتملتر از جهان تنهاست. کسی که آن را رد میکند باید توضیح دهد چرا طبیعت در هر نقطهی گسترش طبیعی، ناگهان متوقف میشود. ثابتهای بنیادین در بازههای بسیار دقیقی اند که اتم پایدار، ستاره، شیمی و حیات را ممکن میکنند. تغییر اندک در هر یک جهان را نابود یا بدون کوچکترین انسجام میکرد. برای این مورد علمی سه توضیح فلسفی را میتوان آورد الف) تصادف محض: از نظر آماری گزینه ای ضعیف و در علم خیلی پذیرفته نیست البته نمیتوان آنرا کنار گذاشت. ب) طراحی هدفمند: توان پیشبینی ندارد، مسئله را عقب میبرد و سازوکار قابلآزمون ندارد. ج) گزینش پسانگر در جمعیت جهانها (اصل آنتروپیک): ابزار آماری استاندارد است. گزینهی سوم منسجم و مبتنی بر سازوکار مختصات ریاضیاتی و فیزیکی است. طرفداران جهان تنها به تصادف یا طراحی غیرقابلآزمون پناه میبرند. تورم برای حل مسائل تختبودگی، افق و تکقطبیها آمد و با دادههای CMB تأیید شد. در مدلهای واقعبینانه میدان تورمی یکنواخت پایان نمییابد. نوسانات کوانتومی برخی نواحی را زودتر خارج میکنند و پاکت یونیورس میسازند، در حالی که نواحی دیگر همچنان تورم میکنند. حجم نواحی تورمی غالب میماند و در نتیجه تورم ابدی خواهیم داشت. هر ناحیهی خارجشده (همین پاکت یونیورس ها) حباب مستقلی است که هرگز به دیگران نمیرسد. چندجهانی تورمی پیامد ریاضی معادلات تأییدشده است، نه فرض اضافه. رد آن مستلزم رد تورم یا فرض توقف همزمان بیدلیل است. نظریهی ریسمان ابعاد اضافی فشردهشدهای پیشبینی میکند که ثابتهای چهاربعدی را تعیین میکنند. تعداد راهها حدود 10⁵⁰⁰ که حتی در بعضی معادلات 10²⁶²⁰⁰⁰ راه را نتیجه میدهد.این چشمانداز با تورم ابدی ترکیب میشود و هر حباب میتواند ثابتهای متفاوتی داشته باشد. ترکیب دو خط مستقل استدلال، سازوکار مورد نیاز تنظیم ظریف را فراهم میکند. تاریخ فیزیک بدون استثنا نشان میدهد هر بار که جایگاه ما «ویژه» تصور شد، کشف بعدی آن را رد کرد (زمین، خورشید، کهکشان، جهان قابلمشاهده). کسی که امروز مدعی تنهایی جهان ماست باید توضیح دهد چرا اینبار الگو معکوس میشود. و موارد ششم و آخر که نقد های وارد بر آن را بررسی میکنیم: الف) «ابطالناپذیر است!»: ابطالپذیری در سطح نظریه است. تورم آزمونپذیر و تأییدشده، رد پیامد های منطقی آن بدون ارائه شواهد محکم نامعقول است. ب) «تیغ اوکام ردش میکند»: اوکام قوانین بنیادین را مینیمم میکند، نه تعداد چیز هارا (جهان ها). معادلهی ساده میتواند بیشمار جهان تولید کند. ج) «هرگز نمیتوانیم بیازماییم»: بسیاری از نتایج پذیرفتهشده مستقیماً غیرقابلمشاهدهاند اما از نظریههای تأییدشده استنتاج میشوند.جمعبندی: بار اثبات کجاست؟ ۱. تنظیم ظریف با تصادف یا طراحی توضیح داده نمیشود، گزینش پسانگر بهتر آن را پر میکند. ۲. تورم ابدی تأییدشده بهطور ریاضی جهانهای بیشمار تولید میکند. ۳. چشمانداز ریسمانی فضای نمونهای عظیم فراهم میکند. ۴. الگوی تاریخی همواره جایگاه ویژهی ما را کاهش داده.پس محتمل تر این است بگوییم بار اثبات بر دوش مدعی استثنایی بودن جهان ماست، دلیلی فراتر از شهود ارائه نشده. مخالفت با نتایج ریاضی حاصل از معادلات کیهانشناسی یا کوانتومی آنهم فقط بخاطر عدم تایید شهودی تا به الان مانند این است در ۹ آوریل ۲۰۱۹ تنها یک روز قبل از مشاهده مستقیم سایه سیاه چاله M87، منکر وجود سیاه چاله میشدی با اینکه بسیاری از معادلات ریاضی بیانگر وجود آنها بود و جان میشل از سال ۱۷۸۳ بر اساس گرانش گفت جاذبه اجسام بسیار پرجرم میتوانند آنقدر زیاد باشد که نور هم از آن فرار نکند و نامش را ستاره سیاه گذاشت، بیش از دویست سال فاصله بود بین طرح ایده و مشاهده اش⚛ @AndisheKonim