به نیمه سال نزدیک میشویم هنوز درگیر این هستیم که تنگه باز میشود یا بسته؟فردا جنگ میشود یا توافق..و…
انتشار: 2026/08/04 20:24 UTCدریافت: 2026/08/05 18:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 18:07 UTC
به نیمه سال نزدیک میشویم هنوز درگیر این هستیم که تنگه باز میشود یا بسته؟فردا جنگ میشود یا توافق..و این زندگی مان است که میگذرد...🔴 اندیشه آزادیJoin👉 🕊🆑 @andishe_azady
پستهای تلگرام — 🕊️اندیشه آزادی
روزی شاه عباس کبیر در اصفهان به خدمت عالم زمانه شیخ بهائی رسید پس از سلام و احوالپرسی از شیخ پرسید: «در برخورد با افراد اجتماع اصالت ذاتی آنان بهتر است یا تربیت خانوادگیشان؟»شیخ گفت: «هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من اصالت ارجح است.»و شاه بر خلاف او گفت: «شک نکنید که تربیت مهمتر است!»بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچیک نتوانستند یکدیگر را قانع کنند به ناچار شاه برای اثبات حقانیت خود او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش را به کرسی نشاند. فردای آن روز هنگام غروب، شیخ به کاخ رسید. بعد از تشریفات اولیه وقت شام فرا رسید. سفرهای بلند پهن کردند و برای روشن کردن مهمانخانه، پادشاه دستی به کف زد و با اشاره او چهار گربه شمع به دست حاضر شدند و آنجا را روشن کردند!درهنگام شام، شاه دستی پشت شیخ زد و گفت: «دیدی گفتم تربیت از اصالت مهمتر است. ما این گربههای نا اهل را اهل و رام کردیم که این نتیجه اهمیت تربیت است.»شیخ در عین اینکه هاج و واج مانده بود گفت: «من فقط به یک شرط حرف شما را میپذیرم و آن اینکه فردا هم گربهها مثل امروز چنین کنند!»شاه که از حرف شیخ سخت تعجب کرده بود گفت: «این چه حرفی است! فردا مثل امروز و امروز هم مثل دیروز! کار آنها اکتسابی است که با تربیت و ممارست و تمرین زیاد انجام میشود.»ولی شیخ دست بردار نبود که نبود تا جایی که شاه عباس را مجبور کرد تا این کار را فردا تکرار کند. آن شب شیخ فکورانه به خانه رفت. او وقتی از کاخ برگشت بیدرنگ دست به کار شد چهار جوراب برداشت و چهار موش بخت برگشته در آنها نهاد.فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت. تشریفات همان و سفره همان و گربههای بازیگر همان.شاه که مغرورانه تکرار مراسم دیروز را تاکیدی بر صحت حرف هایش میدید زیر لب برای شیخ رجز میخواند که در این زمان شیخ موش ها را رها کرد که در آن هنگام، هنگامهای به پا شد. یک گربه به شرق دیگری به غرب آن یکی شمال و این یکی جنوب. این بار شیخ دستی بر پشت شاه زد و گفت: «شهریارا! یادت باشد اصالت گربه موش گرفتن است گرچه تربیت هم بسیار مهم است ولی اصالت مهم تر! یادت باشد با تربیت میتوان گربه اهلی را رام و آرام کرد ولی هرگاه گربه موش را دید به اصل و اصالت خود بر میگردد و همان گربه نااهل و ناآرام و درنده میشود!»🔴 اندیشه آزادیJoin👉 🕊🆑 @andishe_azady
پدربزرگ من ... چیز زیادی ازش یادم نمیاد جز اینکه شطرنج بازی کردن رو بهم یاد داد. هر بار که بازیمون تموم میشد و مهره ها رو توی جعبه ش میذاشتیم، یه چیز بهم می گفت، هنوز صدای آرومش تو گوشمه:" میبینی کرول! زندگی مثل شطرنجه، وقتی بازی تموم میشه همه مهره ها، پیاده ها، شاه ها و وزیرها همه به یک جعبه برمیگردن."📘#دروغگویی_روی_مبل✍#اروین_یالوم🔴 اندیشه آزادیJoin👉 🕊🆑 @andishe_azady
از chat gpt خواستم برام حساب کنه که با این پول چنتا مدرسه 10 کلاسه و چنتا بیمارستان 100 تخت خوابه میشد ساخت ( با درنظر گرفتن تمام هزینهها به قیمت روز و دلارِ 188هزار تومنی )؛و اما جوابی که داد:🏥بیمارستان 100 تخته:اگه ارزونتر تموم بشه (حدود 4.5 میلیون دلار): تقریباً 330 تا 335 تا میتونی بسازی اگه متوسط حساب کنیم (حدود 6 میلیون دلار): حدود 250 تااگه گرونتر تموم بشه (حدود 8 میلیون دلار): حدود 185 تا 190 تا یعنی تو یه محدوده واقعی، با 1.5 میلیارد دلار میتونی چیزی بین 190 تا 330 تا بیمارستان 100 تخته بسازی.🏫مدرسه 10 کلاسه:اگه ارزونتر باشه (حدود 130 هزار دلار): حدود 11,500 تا اگه متوسط حساب کنیم (حدود 200 هزار دلار): حدود 7,500 تااگه گرونتر باشه (حدود 270 هزار دلار): حدود 5.500 تا یعنی با همون پول میتونی بین 5,500 تا 11,500 تا مدرسه 10 کلاسه بسازی.نتیجهگیری نهایی:با 1.5میلیارد دلار، با درنظر گرفتن بالاترین هزینههای ساخت، میشد 2700 تا مدرسهی 10 کلاسه + 95 تا بیمارستان 100 تختخوابه ساخت.🔴 اندیشه آزادیJoin👉 🕊🆑 @andishe_azady
زنان ریشه های انسانیت اند اشتباه خواهد بوداگر فکر کنیم با محدود کردن ریشه ها،شاخه ها بهتر رشد خواهند کرد. هر قدر ریشه ها محدود تر شوندشاخه ها پژمرده ترفاسد ترو رشد نایافته تر خواهند شد....🔴 اندیشه آزادیJoin👉 🕊🆑 @andishe_azady
سادگیبسکه ما دلمهربان سادهایمهر خری آمد سواری دادهایمبارشان بردیم وقتی عاقبتگفته شد: «ای خاکِ عالم بر سرتتهمت بیجا نزن بر دیگریهست تقصیرِ خودت، زیرا خری»ما خطاکاریم و خِنگ و روسیاهدزدها اما زرنگ و بیگناهسادگی جرم است بیتردید و شکای دوصد لعنت به دستِ بینمکمحسن مردانی🌺 گل آقاJoin 👉😂 @tanzz_golagha
"ماسابومی هوسونو"(Masabami hosono )کارمند وزارت حمل و نقل ژاپن تنها مسافر ژاپنی کشتی تایتانیک بود که در شب حادثه به طرز معجزه آسایی از قسمت درجه دو کشتی ، خود را به عرشه کشتی رساند و در تاریکی شب و دور از چشم مامورین به داخل قایق نجات شماره 10 که تنها یک جای خالی داشت پرید و نجات یافت...!وی به محض ورود به ژاپن مورد حمله مردم و رسانه ها قرار گرفت ،مردم ژاپن بخاطر اینکه او نتوانسته بود روح از خود گذشتگی و ایثار را آنگونه که در وجود ژاپنی ها هست را نشان دهد،به او پشت کردند و او را ترسویی نامیدند که با نادیده گرفتن زنان و کودکان توانسته بودجان خود را نجات دهد!دولت به دلیل رفتار دون شان یک کارمنددولت ژاپن او را از کار اخراج کرد !از جامعه طرد شد ،و حتی داستان بزدل بودن و ترسو بودنش را در کتابهای درسی ژاپن گنجاندند ...و از او به عنوان کسی که نتوانسته بود روح مردم ژاپن را نشان دهد انتقاد شده بود!تا سرانجام در فقر و تنهایی و سرافکندگی بدرود حیات گفت...!ما در فرهنگ خود اینگونه افراد را "تیز"یا زرنگ می نامیم!در هر جامعه ایی این تفاوت فرهنگهای غنی است که باعث پیشرفت و تمدن ملتها میشود ...!🔴 اندیشه آزادیJoin👉 🕊🆑 @andishe_azady

