با اصرار مادرم رفتیم خواستگاری کسی که دخترِ دوست مامانم بود. از همون شب، احساس میکردم دختره رو جایی…
انتشار: 2026/08/17 05:49 UTCدریافت: 2026/08/17 06:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 06:50 UTC
با اصرار مادرم رفتیم خواستگاری کسی که دخترِ دوست مامانم بود. از همون شب، احساس میکردم دختره رو جایی دیدم، هرچی فکر کردم #یادم نیومد، اما مهرش به دلم نشسته بود و قرار عروسی گذاشتیم. چند روز بعد سر سفره عقد نشستیم.......همه منتظر بودن #خطبه خونده بشه.تو محضر فیلمی برام به گوشی فرستادن که شوکه شدم... دختری ک میخواستمش قبلا لباس عروس تنش بوده ....ادامه داستان
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- درجستجوی آرامش · تطابق دقیق — ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، ۶:۲۲
- ❤🌊امواج عشق🌊❤ · تطابق دقیق — ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، ۶:۵۰
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند

