جنگِ بی‌حساب وننگِ بی‌حساباز عبارتِ "جنگ تا آخرین نفس" دو برداشت، می‌توان داشت.نخست آن که در آخرین نفس نیز، جنگ ادامه یابد و جنگجو کشته، یا پیروز شود.  این نوع جنگیدن، در جنگ‌های  دفاعی و تنها زمانی مجاز است که انسان میان "مرگ و بدتر ازمرگ" قرار گیرد. همان‌گونه که برای سرور شهیدان امام حسین(ع) در کربلا رخ داد.اما برداشتِ دوم از "تا اخرین نفس"، این است که جنگجو تا مرز آخرین نفس بجنگد ولی در آخرین نفس‌ها که ناتوانی خود را مشاهده کرد، دستانش را به سوی "آتش بس" دراز کند. این همان "ننگ در آخرین نفس" است. هیچ عارف و آزاده‌ای چنین نمی‌کند و هیچ سیاستمدار خردمندی سرنوشتِ ملت‌‌اش را به این تنگنا نمی‌کشانَد.اما سیاستمدارانِ بی‌خرد، پیش از جنگ، توش و توان دو طرف را نمی‌سنجند. متوهمانه، چشم بسته و گاه تکلیف‌گرایانه(!) وارد جنگ می‌شوند و هنگامی که کار به جای باریک کشیده شد، تازه به یاد آیات صلح می‌افتند و هوای آشتی به سرشان می‌زند!دیگران را قربانی می‌کنند و حرث و نسل را می‌سوزانند و هزینه‌ها و خسارت‌های جبران ناپذیری را به جامعه تحمیل می‌کنند و همین که خطر به خودشان نزدیک شد، عاقل و محتاط می‌شوند!!!چنین راهبردی از نگاه مبنایی و ارزشی نیز لرزان است. زیرا در آغاز جنگ، "وظیفه گرا"، و در پایانش "نتیجه گرا" می‌شوند.با اندک هوشی می‌توان یافت که "جنگِ بی‌حساب"، به "ننگِ بی‌حساب" منجر می‌شود. این حقیقت آن‌چنان روشن و عقلانی است که هیچ نیازی به ارجاع به شواهد فراوانِ تاریخی و دینی، ندارد. ۴۰۵/۴/۳۱سید زین‌العابدین صفوی@zeinoddin43