به روی دیدهام جانا، قدم با چشمِ تر داریبه دل عطر تمنا و به لب رازِ اثر داریبه زیر چتر زلف خود شب ت…
انتشار: 2026/08/11 18:23 UTCدریافت: 2026/08/15 20:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 20:40 UTC
به روی دیدهام جانا، قدم با چشمِ تر داریبه دل عطر تمنا و به لب رازِ اثر داریبه زیر چتر زلف خود شب تاریک تنهاییببین با روی چون ماهت چه غوغایی دگر داریدل آشفتهام هر دم به سوی کوی تو پویدخوشا چشمی که در راهش تو تصویر گذر داریبه پای قامت سروت که شد فخر چمنزارانببند آن شال زرین را که خوش طوقی کمر داریدرون سینهٔ عاشق، چراغی از صفا روشنز نور معرفت جانا، درون خود گهر داریدل من در هوای تو ندارد باک از طوفاناگر چه در مسیر خود هزاران ره خطر داریدر این بستان پاییزی که برگ از شاخهها ریزدتو چون نخل امید ما، امید صد ثمر داریمیان کاروانِ ما که رو سوی افق داردتو با آن چشم بینایت، نشان از راهبر داریبیا و آستر برکش بر این تنهایی مفرطکه در این کلبهٔ احزان، رخی همچون قمر داریتجلی میکنی هر دم به صد رنگ و به صد جلوهکه در آئینهٔ چشمت شکوهی از هنر داریبیا رو سوی باختر کن مرو در ظلمت مغرب که تو در مشرق چشمم طلوعی مستمر داری #امیرپرهام_عبدی@amirparham_a


