نوبهار آمد و آن غصهی بسیار گذشتبویِ گل آمد و هنگامهی دیدار گذشتدلِ من در پیِ آن خندهی دلفار گذشت…
انتشار: 2026/08/06 12:00 UTCدریافت: 2026/08/08 23:58 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 23:58 UTC
نوبهار آمد و آن غصهی بسیار گذشتبویِ گل آمد و هنگامهی دیدار گذشتدلِ من در پیِ آن خندهی دلفار گذشتهمه شب گریه کُنان از سرِ بازار گذشتقدمی رنجه کن و سویِ دلِ خسته بیادگر آن غصهی جانکاه و شبِ تار گذشتطعمِ لبخندِ رُخت شهد و شکر بود و دگرکارِ مدهوشیام از حسرتِ گفتار گذشتآمدی، باغ دگر حاجتِ مشّاطه نداشتتا که بر ساحتِ آن، رویِ تو گلزار گذشتمرغِ دل پر بکشید و به گلستان بنشستنغمهخوان شد که دگر نوبتِ آزار گذشتصنما، همدمِ من، محرمِ اسرارِ دلیمحنتِ دوری و آن حالتِ ناچار گذشت#امیرپرهام_عبدی@Amirparham_a


