● شیخ اجل؛ حضرت سعدی○ سدهٔ هفتموجودی دهد روشنایی به جمع:که سوزیش در سینه باشد چو شمعشنیدم که در دشت…
انتشار: 2026/08/18 04:41 UTCدریافت: 2026/08/18 15:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 15:35 UTC
● شیخ اجل؛ حضرت سعدی○ سدهٔ هفتموجودی دهد روشنایی به جمع:که سوزیش در سینه باشد چو شمعشنیدم که در دشتِ صنعا، جُنِید:سگی دید برکنده دندان ز صیدز نیروی سرپنجهٔ شیرگیر:فرومانده، عاجز چو روباهِ پیرچو مسکین و بیطاقتش دید و ریش:بدو داد، یکنیمه از نانِ خویششنیدم که میگفت و خون میگریست:"که داند که بهتر ز ما هر دو، کیست...!؟"بهظاهر، من امروز از او بهترم؛دگر تا چه رانَد قضا، بر سرم...از آن، بر ملایک، شرف داشتند:که خود را بِه از سگ، نپنداشتند...@amir1972diba