● نادر نادرپور○ معاصر [۱۳۷۸ - ۱۳۰۸]آن قهوههای تلخِ دهنسوزوان حلقههای دودِ پریشان:بر پیشخوانِ کاف…
انتشار: 2026/08/13 13:15 UTCدریافت: 2026/08/14 23:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 23:00 UTC
● نادر نادرپور○ معاصر [۱۳۷۸ - ۱۳۰۸]آن قهوههای تلخِ دهنسوزوان حلقههای دودِ پریشان:بر پیشخوانِ کافهٔ میعاددر شهرِ دوردستِ جوانی...آن قلبِ کودکانهٔ ساعت:بر سینهٔ برهنهٔ دیوار؛وان ساعتِ تپندهٔ پنهان:در ماورای پیرهنِ من...هر یک ز شوقِ لحظهٔ دیدار:در اوجِ اضطرابِ نهانی...آن بوسهٔ درشتِ نخستین:بر سرخیِ عطشزدهٔ لب؛با خندهای به گسترشِ موج:بر چهرهای به روشنیِ آب؛در لحظهای که افتد و دانی...آن بانگِ گامهای هماهنگ:در کوچههای خاکی و خاموشوان گفتگوی زنجره با ماه:از لابلای برگ درختاندر جملهای دراز و نفَسگیر؛با لکنتِ شدیدِ زبانی...آن یادهای دورِ کهنسالآن پارهعکسهای قدیمیهمراهِ بادهای حوادث:سوی دیارِ گمشده رفتند؛سوی کرانهای که از آنجا:هرگز نه هیچگونه خبر هست؛هرگز نه هیچگونه نشانی...اکنون در این خیالِ شِگِفتم:کز انهدامِ جیوهٔ هستی،آیینهٔ زلالِ ضمیرم:خالی ز نقشِ خاطره، گردد؛چون آسمان نیلیِ مغرب:از آفتاب زردِ خزانی...آنگاه، من در آنشبِ نِسیان:نوزادِ سالخوردهٔ قرنم؛کز بختِ بد، بهخاطرِ من نیست:جز یادِ دلخراشِ تولّد؛با گریهای بهشدتِ فریاد:در بسترِ سکوتِ جهانی...@amir1972diba