آقا بدونید چی شد. امروز که نگهبان بودم یه اتفاق پیچیدهای افتاد. اول بذارید یه جوری بگم که تصویر دا…
انتشار: 2026/07/22 10:52 UTC
آقا بدونید چی شد. امروز که نگهبان بودم یه اتفاق پیچیدهای افتاد. اول بذارید یه جوری بگم که تصویر داشته باشید. ستاد ما داخل شهره. بعد نگهبانی هم اینجوریه که نگهبان روی سقف دژبانی که مسطحه وامیسته و ویوی روبروش خیابونه. زیر پاشم پیادهروئه. جونم براتون بگه یکی…حقیقتش اگه قرار به انتخاب بود، راه دوم رو انتخاب میکردم. اما قبل از این که بتونم موقعیت رو تجزیه و تحلیل کنم و واکنشی نشون بدم، رفیقم برگشت گفت:آقای نژادصالحی شما دیگه چرا؟ از شما که متاهلی بعیده.دختره با تعجب و عصبانیت گفت:متاهلی؟ خاک تو سرت. واقعاً که.گفتم بابا بقرآن با این ازگل بودم. اصلاً با شما نبودم.حالا رفیقم اونور هر هر میخندید واسه خودش🤦🏻♂
