بنبست ژئوپولیتیک و چشم انداز برون رفتتشدید تنشها بار دیگر به موج نگرانی از سرگیری جنگ دامن زده اس…
انتشار: 2026/07/09 07:59 UTCدریافت: 2026/08/15 00:32 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:32 UTC
بنبست ژئوپولیتیک و چشم انداز برون رفتتشدید تنشها بار دیگر به موج نگرانی از سرگیری جنگ دامن زده است. آمریکا که از دید بسیاری از ناظران به اهداف خود در جنگ چهلروزه دست نیافت، در تلاش برای تضعیف ج.ا. ایران و ایجاد اجماع جهانی علیه آن است. سفر ترامپ به ترکیه و شرکت او در نشست ناتو نیز در همین راستا ارزیابی میشود. ایران نیز برای حفظ تنگه هرمز، به عنوان مهمترین برگ برنده راهبردی خود، تلاش میکند.تفاهم اخیر میان دو طرف، با وجود برخی ابهامها، آشکارا به سود ایران بود و انتظار پایبندی ج.ا. ایران به آن را در سطح جهانی افزایش داد. با این حال، ج.ا. ایران با غیرقابل اعتماد دانستن آمریکا، با نگاهی تردیدآمیز به این تفاهم مینگریست. از همین رو، حاضر نشد بر سر موقعیت خود در تنگه هرمز امتیازی بدهد، زیرا احساس میکرد ایالات متحده از سر ناچاری تن به تفاهم داده و آماده از سرگیری جنگ نیست. ایجاد کانال عمانی، که بر پایه برخی گزارشها زیر فشار آمریکا انجام شد، به این بیاعتمادی دامن زد و ج.ا. ایران را به واکنش واداشت. آمریکا نیز، بهویژه در آخرین مورد، با پاسخی تند کوشید نشان دهد که از آغاز دوباره جنگ ابایی ندارد. حتی ترامپ مدعی پایان آتشبس شد.با این حال، هر دو طرف همچنان آمادگی از سرگیری نبرد را ندارند، زیرا میدانند بحران موجود در نهایت از راه جنگ حل نخواهد شد. کشورهای منطقه نیز با تجربه جنگ پیشین و نگرانی از تخریب زیرساختهای خود، مخالف تشدید درگیری به نظر میرسند. بیتردید تقویت موقعیت راهبردی ایران در تنگه هرمز برای آنها خوشایند نیست، اما در مقایسه میان هزینههای جنگ و پذیرش نقش راهبردی ایران در تنگه، شاید در مجموع گزینه دوم را ترجیح دهند. از سوی دیگر، راهبرد چین و روسیه در حل بحران از مسیر سیاسی تغییری نکرده است.در وضعیت کنونی، آمریکا بر سر دوراهی پذیرش نقش راهبردی ایران در تنگه هرمز یا بازگشت به رویارویی نظامی قرار دارد. ج.ا. ایران نیز تنگه هرمز را یکی از مهمترین مؤلفههای بازدارندگی و امنیت راهبردی خود میداند و حاضر به عقبنشینی از آن نیست. به نظر میرسد مقامات ایران هزینههای ناشی از جنگ را کمتر از هزینه از دست دادن این اهرم راهبردی برآورد میکنند؛ از این رو، با وجود خسارتهای احتمالی، آن را ترجیح میدهند.اسرائیل نیز که از دید بسیاری از تحلیلگران به اهداف خود دست نیافته، از تشدید درگیری استقبال میکند.بیتردید جنگ، بحران اقتصادی ایران را پیچیدهتر و وضعیت معیشتی طبقات پایین را دشوارتر خواهد کرد، اما به نظر میرسد این پیامدها در محاسبات راهبردی طرفهای درگیر نقشی تعیینکننده نداشته باشد. در این وضعیت، به نظر میرسد تنها دو عامل بتواند بر معادله کنونی تأثیر بگذارد و از آغاز دوباره جنگ جلوگیری کند: نخست، مخالفت جدی کشورهای منطقه و قدرتهای بزرگ، بهویژه چین، با تشدید درگیری؛ دوم، موضع جناح مخالف جنگ در کاخ سفید و کنگره. در کنار این دو، شاید اعطای امتیازی چشمگیر به ج.ا. ایران نیز بتواند موضع مقامات مخالف جنگ در ایران را تقویت و آنان را به تعدیل موضع خود متقاعد کند.در مجموع، به نظر میرسد بحران کنونی بیش از آنکه راهحل نظامی داشته باشد، به نقطهای از بازدارندگی متقابل رسیده است؛ وضعیتی که در آن هیچیک از طرفین توان یا آمادگی تحمیل اراده خود از طریق جنگ را ندارد. از این رو، تا زمانی که موازنه کنونی دگرگون نشود یا یکی از طرفین به امتیاز سیاسی معناداری دست نیابد، احتمال تداوم این وضعیت شکننده بیش از آغاز یک جنگ تمامعیار به نظر میرسد.علی میرموسوی۱۸ تیرماه ۱۴۰۵@alimirmoosavi
