
"نویسنده، داستان نویس،فیلمنامهنویس"📚سفارش کتاب از سایت زیر : Soltaniali.com✅اینستاگرام👇🏻https://www.instagram.com/aliii_soltaniiii/?hl=en
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 60 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/11
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 62 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
مقایسه قتلِ احساس ِ زنده بودن است...نمیر لطفاً ! @aliii_soltaniiii
برای امروز :)@aliii_soltaniiii
و من به تو قول میدهم عزیزِ من؛که در زندگیات شبی خواهد بود که از شدت خوشحالی خوابت نمیبرد.
میاز و مناز و متاز و مرنجچه تازی به کین و چه نازی به گنج💬فردوسی
سه دقیقه وُ بیست ثانیه؛ رها کن همه چی رو این موسیقی رو پلی کن.یکی از موسیقیهای متنِ فیلم اودیسهست ؛ بینظیره 🤌🏻ترجیحاً با چشمانِ بسته...@aliii_soltaniiii
همهچيز از همان شبهای کشدار تابستان شروع شد! وقتی همسايهی جديد طبقهی بالایی بیخوابی به سرش میزد و نيمهشب میايستاد در بالکن اتاق و يک موسيقی را مدام گوش میداد و نگاه از ستارهها برنمیداشت...آن روزها زندگی برايم جز حالِ يکنواختی چيزی نداشت. اما به آن ساعت از شب که میرسيد تکيه میدادم به نردههای بالکن و بدون اينکه خبر داشته باشد همراهش موسيقی گوش میدادم. بدون اينکه بفهمد شريک لحظههايش شده بودم.حتی سيگارم را وقتی روشن میکردم که به اتاقش برگشته بود تا بوی بيتابیام به مشامش نرسد.بعد از مدتها ذوقِ کور شدهی نوشتنم، تازه شده بود اما جرأت آشتی با قلم و کاغذ را نداشتم و تا خيالم از نبودنش راحت میشد در گيجیِ ناشی از بيخوابی شروع میکردم به بداهه گفتنهایی که از حرفهايش با ستارهها نشات میگرفت و همانجا در بالکن خوابم میبرد.چند باری در آسانسور ديده بودمش، دختری با سرو وضعی نامرتب و موهای فرخوردهای که با شانه، غريبه بودند و چشمانی که از آينه به لبهايم زل میزد تا شايد بگويم آن حرفی را که دهانم را خشک کرده بود.اما من به تنهایی عادت کرده بودم و ترس به اعترافِ دوست داشتن تمام جانم را فرا میگرفت و رضايت میدادم به همان موسيقی و نيمهشبهای پرالتهابی که مخفيانه همراهيش میکردم و به خيال بوييدن آغوشش به خواب میرفتم.او در گذشته جا مانده بود و خاطرات تلخش تنها نقطهی اشتراک شبهايش با من بود و من همانند سينمایی متروک بودم که مدام در حال اکران يک فيلم بیسر و ته بود. يک فيلم بیسر و ته که تمام بليطهايش را از قبل به آتش کشيده بودند تا هيچکس روی صندلیهايش به تماشا ننشيند.شبهای زيادی به همين ترتيب ميگذشت و تا نزديک صبح بیخبر از حالِ هم، همراه هم بوديم تا اينکه سه شبِ متوالی سر قرارش با آسمان نيامد! صبح روز چهارم جلوی درب خانهاش رفتم اما هر چه در زدم باز نکرد.فهميدم سه روز است از خانه بيرون نيامده... در را شکستم و داخل شدم و يکراست به سمت اتاق خوابش رفتم بیخوابیهايش تمام شده بود و برای هميشه چشمهايش را بسته بود!با قاب عکسی در آغوش! و شيشهی قرصی خالی، روی ميز کنار تخت خوابش!ديوار اتاق پر بود از شعرهایی که به خيالم هيچوقت نفهميد برايش میخواندم. گرچه فهميده بود اما هيچوقت نگفت...نگفتچون گاهی آدم به جایی میرسد که توان شروعی دوباره را نداردبه جایی میرسد که هيچ آيندهای را با گذشتهاش طاق نمیزنداينجا نقطهی پايان است!پايانی که انگار هيچوقت، هيچ نقطهی آغازی نداشت! #على_سلطانى📚 چيزهايى هست كه نمیدانى@aliii_soltaniiii
استوریای امروز رو ببین 🫶🏻instagram.com/aliii_soltaniiii/?hl=en
قرار نیست کسی نجاتم دهد،خودم باید خودم را نجات دهم.حتی باید خودم را از دستِ خودم نجات بدهم و خودم را وادارم که گامهای کوچکی به جلو بردارم.همهی روز هر روز و حتی وقتی حس و حالش را ندارم .💬مل رابینز
شايد سختترين نبردِ آدمزيستن اُميدوارانهشونه به شونهى نااُميدى باشه...
برایِ تویی که بیداری شبت بخیر دلت آروم (قلب)
«من چی میخوام»فکر کنم آرامش فقط مال کسیه که میتونه به این سؤال جواب بده…و آدمی میتونه بهش جواب بدهکه هویتش شکل گرفته.بلاتکلیفی واقعاً جهنمه!وقتی ندونی از رابطهت چی میخوای همش جنگه!وقتی ندونی از شغلت چی میخوای همش خستگیه!وقتی ندونی از زندگی چی میخوای همش پوچیه!…فرض بگیر دنیا یه مأموری دارهکه آرزوها رو برآورده میکنه!…حالا فکر کن تو هر روز یه فکری میکنی…دنیا دقیقا چی باید بهت بده!؟عزیزم؛تو جهان رو هم با این بلاتکلیفی سردرگم میکنی!!!و نهایتاً سهم کامل از هیچ چیزی بهت تعلق نمیگیره!…شاید جادوی «استمرار» همینه اصلاً … و جالب اینجاست،وقتی تکلیفت با خودت معلومه،حتا اگه به موفقیت نرسی،احتمالاً بازم احساس بازندگی و خسران نداری!«من چی میخوام»بهش فکر کناین سؤال، شروع خیلی از تجربهها…و احتمالاً پایانِ خیلی از بلاتکلیفیهاست …#علی_سلطانی
وقتی مرد گلوله را اختراع کرد؛یک زن، استفانی کولک،جلیقهی ضدگلوله را اختراع کرد .
شبم از بیستارگی، شبِ گوردر دلم پرتو ستارهی دورآذرخشم گهی نشانه گرفتگه تگرگم به تازیانه گرفتبرسرم آشیانه بَست کلاغآسمان تیره گشت چون پرِ زاغمرغِ شبخوان که با دلم میخواندرفت و این آشیانه خالی ماندآهوان گم شدند در شب دشتآه از آن رفتگان بیبرگشت...💬هوشنگ ابتهاج
هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیرآرامتر از آهو، بیباکتر از شیرمهر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیررنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر💬مولانا
هیچ کدام «دارایی» تو نبوده:نه آن چیزی که از دست دادینه آن چیزی که به دست آوردی!«حالا که چه؟؟»که اینکه توتنها «صاحبِ» چیزهایی هستی که آمادهای «رهایشان» کنی ...#علی_سلطانی
برای غرق شدن در لحظاتِ روزِ تعطیل@aliii_soltaniiii
قسم به زندگی؛که هر باراز میانِ زخمهاراهی برای شکفتن پیدا میکند...
اُمیدوارم وقتی یک روزِ هزارساله را تحمل میکنی،کسی باشد که آخرِ شب شانهات را لمس کندو بگوید طاقت آوردی، تمام شد،حالا استراحت کن...💬حمید سلیمی
من نه آدم زندگی توی دخمه هستم نه آدم ِ زندگی مجللمن مزارع پرت افتاده را دوست دارم؛اتاقهای خالی، خلوت درون، کار واقعی.اگر چنین زندگی کنم، بهترین خواهم بود.💬 آلبر کامو
زندگی دوباره سبز خواهد شد! این یک وعده نیست؛این، ذاتِ زندگیست!قرارمان این باشد؛سبز بمانیم در میان هزاران تاریکی 🌱موسیقی با چشمانِ بسته...@aliii_soltaniiii
اگه دروغ گفته بودی معامله جوش میخورد، نگفتی و معامله به نتیجه نرسید : سود کردی!اگه به بیعدالتی توی محل کار اعتراض نمیکردی کارت رو از دست نمیدادی. اعتراض کردی و اخراج شدی: سود کردی.اگه حق بقیه رو ضایع کرده بودی به رویات میرسیدی. نکردی، نرسیدی: سود کردی.اگه پارتی بازی کرده بودی کارت راه افتاده بود. نکردی، کارت بدجور گره خورد: سود کردی.اگه اخم و بدرفتاری کرده بودی بهت احترام میذاشتن، نکردی، احمق فرضت کردن: سود کردی.اگه پول مردم رو بالا کشیده بودی، امکانات و آسایش خوبی داشتی، نکردی، به سختی افتادی: سود کردی.اگه حیله و کلک پیاده کرده بودی بیشتر گیرت میومد، نکردی، به حقت قانع بودی: سود کردی.اگه...بيا تعریفمون از سود و ضرر رو عوض کنیم!آدم شرفش بره ضرر داده! یه ضرر خیلی بزرگ!میدونم این حرفا از مُد افتاد اما تو از انسانیتت نیفتی...!تو فرق داشته باش!نگو خواستم انسان باشم و درست زندگی کنم و باختم...برد و باخت وقتی معنی پیدا میکنه که توی بازی باشی!تو پیروزمندانه خارج شو از گود!پُشت کن به جماعت وُ دور شو...برو و یه جهانی بساز برای خودت که معنی برد و باخت، معنیِ سود و ضرر فرق داشته باشه.#علی_سلطانی
لرد بیلیش: همه دیر یا زود میمیرن.نگران مرگت نباش، نگران زندگیت باش.کنترل زندگیت رو به دست بگیر تا هر زمانی که ادامه پیدا کنه.💬Game Of Thrones
دو دقیقه وُ چهارده ثانیه ول کن همه چی رواین موسیقی رو گوش کن.موسیقی با چشمانِ بسته...@aliii_soltaniiii
مراقبِ تنهاییت باشنسپرش به غریبهها…#علی_سلطانی
مولانا: شمس چرا اینقدر خاموشی؟شمس: بعضی حرفها را نمیتوان گفت، باید احساسشان کردمولانا: در سکوت چه میابی؟شمس: خودم را گُم میکنم و او را پیدا...مولانا: و او کیست؟شمس: آنکه هر چه بیشتر دنبالش میگردم، بیشتر در دلم آشکار میشود.
حالا بشر یاد گرفته چگونه در هوا مثل پرنده پرواز کند و چگونه در دریا مثل ماهی شنا کند.تنها یک چیز مانده که هنوز بلد نیستیم؛ اینکه چگونه روی زمین مثل آدم زندگی کنیم.💬جورج برنارد شاو
کدرهگیریِ سفارشهاما یه تعداد محدودی کتاب دختر نیستی که بفهمی چاپ ۲۲ موجود کردیم.هر چند از شما درخواست داریم به کتابفروشیها مراجعه کنید،تا منافعش به اونها برسه،اما خب کسانی که واقعاً دسترسی ندارن،میتونن از سایت سفارش بدن❤️🫂
به درخت نگاه کردماختیاری جز سبز شدن و روییدن نداشت... ابتدا فکر کردم که کاش من هم چون درخت قدرت اختیار نداشتم و مجبور بودم به سبز شدن و قد کشیدن!فکر کوتاهی بود!من اختیار داشتم…اختیار داشتم که سبز شوم،تا غلیظترین سبزگونهی هستی.اختیار داشتم که قد بکشم، تا بلندای اَبدیت…همچنان که اختیار داشتم زرد بمانم وُ کوتاه وُ خشک...مواجهی سبزی بود! درخت لحظهی خزان را باور ندارد؛برای همین میرویدبرای همین قد میکشد...#علی_سلطانی@aliii_soltaniiii
اهمیتِ مهربونی :)
و در زمانی که بیش از هر چیزخواستار مرگ بودم،شجاعت به خرج دادم، زندگی کردم.💬ریحانه اکبری
موسیقی با چشمانِ بسته...@aliii_soltaniiii
اگر زنده ماندم و یک روزی باهم در یک خانه چای خوردیم؛برایت تعریف میکنم که این روزهاچقدر سخت و دیر و دور گذشت.
کارِ من خیلی سخت است.هر روز، صبحِ زوداز خواب برخاسته؛«تو را دوست میدارم» :)💬جیحون ییلماز / فارسیِ علیرضا شعبانی
آدم اگر انتهای یک چیز را بداند، مثل عشق، تحصيل، کار و خیلی چیزهای دیگر، قطعا ولع و حرص و جوشش برای آن به صفر میل میکند.در این میان تنها چیزی که در زندگی انتهایش معلوم است خودِ زندگی است !و این را همه میدانیم، خوب هم میدانیم !اما نمیدانم باز بر سر چه چیزی اینگونه میجنگیم !#علی_سلطانی@aliii_soltaniiii
هر شخصی محدودیتهای زاویه دید خود را، به مثابه محدودیتهای دنیا میبیند .💬آرتور شوپنهاور
به قول شمس تبريزى:اندوه تمام نمیشود؛تو آنقدر وسيع مىشوى، كه اندوه در تو گم میشود.
داشتم فکر میکردم آدم باید مراقب باشه که،عذاب وجدانش رو خاموش نکنه!…احساس میکنم،جهان، یک سیستم پیچیدهای داره،که وقتی تو،به خاطر کار اشتباهی که کردی،عذابوجدان میگیری،و پیش خودت، اعتراف میکنی که پشیمونی،طی یک فرایندی، یه اتفاقاتی برات میفته، و توی یه موقعیتهایی قرار میگیری،که عذاب میکشی و نهایتاً تسویه و تصفیه میشی…اما وقتی عذابوجدانت خاموشهو همیشه حق رو به خودت میدی،جمع میشهجمع میشهو یه جاییخیلی سنگین باهات تسویه میکنه…همین!…
بیخیالی؛ تنها راهِ تحمل رفتار عجیب آدمهاست!💬foad
آرام باش عزیزِ من!آرام باش.حکایت دریاست زندگی، گاهی درخشش ِ آفتاب، برق وُ بوی نمک، ترشح شادمانی، گاهی هم فرو میرویم، چشمهایمان را میبندیم، همهجا تاریکی است.آرام باش عزیزِ من!آرام باش!دوباره سر از آب بیرون میآوریمو تلالو آفتاب را میبینیمزیر بوتهای از برفکه ایندفعهدرست از جایی که تو دوستداری، طالع میشود...#شمس_لنگرودی@aliii_soltaniiii
«اکبر عبدی» تکرار نمیشه :)خندههای از تهِ دلی داشتیم با کاراش…روحش شاد…
میگفت وقتی یکی ترکمون میکنه وُ میرهچرا در به در دنبالشیم که برگرده؟برگرده که چی اصلا؟کنارمون خوشحال نبود که رفته،دوستمون نداشته که رفته،برگرده که چی بشه؟!دوباره بیاد و بهمون بفهمونه که دوست داشتنی نیستیم؟؟
موسیقی با چشمانِ بسته...@aliii_soltaniiii
یه چیزی بگو رفیقبگو هنوز یه بهانههایی وجود داره که به خاطرش بخوای فردا از خواب بیدار بشی!بگو هنوز یه چیزایی هست که وقتی بهشون فکر میکنی دلت پَر میکشه واسه زندگی کردنبگو هنوز یه دلایلی هست که نخوای به مهاجرت فکر کنی... به رفتن از خونهت و خودت!بگو که آخرِ همه دل گرفتگیت و گریههات یه امیدی هست که پاشی و بجنگیبگو که هنوز میخندیبگو که دلِ خوشی داریبگو که دلخوشی داری !دلم گرفته رفیقبگو که باور کنم زندهایم...#علی_سلطانی
بر هر چه همی لرزی؛میدان که همان ارزی!💬مولانا
افراعلیبهارداره جالب میشه :)#Netflix
برسه به ♥️ تو مرداد ماهیِ عزیزاگه آرومه و سازگار، اما باید مراقب باشی عصبانیش نکنی چون اوضاع خطری میشه :)اگه برای عشق ورزیدن ترسی توی وجودش نیست.اگه با یه جمعی یا آدمی، احساس آشنایی کنه، از اون آدمِ ساکت، تبدیل میشه به ورژن پر سر وُ صدا و شوخ و پر حرف خودش ...اگه روحیهی پدر / مادر بودن توی وجودش هست و همیشه حواسش به آدمای نزدیک زندگیش جَمعه.اگه همیشه نظرش روی آدمها اثرگذاره.اگه بدون اینکه کار خاصی کنه، آدما جذبش میشن !اگه باهوش و خوش تیپه :)اگه وقتی کنارشی باعث میشه به قشنگیای زنده بودن و زندگی کردن بیشتر توجه کنی...اگه دلش میخواد همیشه ازش تعریف تمجید بشه :)بغلش کن، بگو تو مردادماهیِ خوشگل وُ باوقار وُ مهربون منی، که همیشه هوامو داشته.#علی_سلطانی@aliii_soltaniiii
سومین کاراکتر #Netflix#علی_سلطانی
نمیخواد کار خاصی بکنیتوی دنیای شلوغِ امروز که هیچکس حوصلهیکسی رو نداره، گوشِ شنوای حرفهاش باشآدما انقدر پیش بقیه قضاوت شدنکه دیگه جرأت حرف زدن ندارنکه یه دنیا حرف توی مغزشون گندیده...هیچی نگو فقط گوش کن بهشبذار بهت بگه چی بهش گذشته تا آروم بشه!#علی_سلطانی
برایِ امشب...@aliii_soltaniiii
پیجی که فالو میکنی لِول تو رو تعیین میکنه! آدمایی که باهاشون وقت میگذرونی لِول تو رو تعیین میکنه. جاهایی که میری/ کتابی که میخونی/ فیلمی که میبینی/ لباسی که میپوشی لِولِ تو رو تعیین میکنه! توجه به تمیزی و نظم/ توجه به بهداشت و نظافت، توجه به غذایی که میخوری/ توجه به سلامت جسم و روح، لِول تو رو تعیین میکنه! «و لِولِ تو، پارتنرت رو تعیین میکنه!»یادت باشه آدما جذبِ کسی میشن که دوست دارن اونجوری باشن! واسه همین میگم لِولت رو بیار بالا که جذبِ آدمِ بیلِول نشی! و تا یه آدمحسابی میاد سراغت پسش نزنی! با همهی اینها، احتمالش هست که یه آدم ناحسابی گیر یه آدم حسابی بیفته، اما احتمالِ اینکه با هم به نتیجه برسن تقریباً صفره!#علی_سلطانی @aliii_soltaniiii
دنیا به کام همه باشد، امروز به کام ِ تو بیشتر :)
تو «زورت» خیلی زیاده !برای آدمهایِ شب …#علی_سلطانی
همه جا حرف از جنگ بودجز میان دو نفر که در ابتدای دوست داشتنِ هم بودند جز میانِ دو نفرکه سهم بیشتری از زندگی میخواستند!خاورمیانه جای عجیبیستعشق هم بوی باروت میدهد!#علی_سلطانی
خدا کند سهم مردم این سرزمین،روزهایِ روشن و دلهای آسوده باشد.
مولانا: آدمی خسته نمیشود از این همه دویدن و نرسیدن ؟شمس: گاهی زیباترین مقصد؛ همان انسانِ جدیدیست که در طولِ مسیر شدهای...