🔫 مسئله اصلی فقط باز یا بسته بودن تنگه هرمز نیست؛ مسئله، حفظ قدرت و بازدارندگی ایران در این منطقه…
انتشار: 2026/08/08 03:39 UTCدریافت: 2026/08/11 06:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 06:37 UTC
🔫 مسئله اصلی فقط باز یا بسته بودن تنگه هرمز نیست؛ مسئله، حفظ قدرت و بازدارندگی ایران در این منطقه است. اگر تنگه هرمز به یک مسیر صرفاً عبوری تبدیل شود که ایران در آن حاکمیت و اهرم واقعی نداشته باشد، عملاً مهمترین ظرفیت ژئوپلیتیکی کشور را واگذار کردهایم. آمریکا میتواند با پذیرش ظاهری حاکمیت ایران، در عمل فقط یک شرط بگذارد: رفتوآمد کشتیها نباید مختل شود؛ در این صورت اسم و عنوان برای ما میماند و اهرم فشار برای طرف مقابل. از طرف دیگر، نباید فراموش کرد که جنگ نه به نفع ایران است و نه ذاتاً مطلوب؛ اما صلح بدون بازدارندگی، صرفاً تعویق جنگ است. تجربه حملات مکرر نشان میدهد صرفِ توانایی یکبار بستن تنگه، بازدارندگی پایدار ایجاد نمیکند؛ طرف مقابل باید بداند تکرار حمله، هزینهای واقعی و سنگین دارد. به همین دلیل، مسئله فقط نظامی نیست؛ ظرفیت اقتصادی تنگه هرمز نیز بخشی از قدرت ملی ایران است. همانطور که کانال سوئز برای مصر درآمد و اهرم سیاسی ایجاد میکند، هرمز هم میتواند برای ایران ظرفیت اقتصادی و راهبردی ایجاد کند؛ هرچند مقایسه مستقیم این دو بدون توجه به تفاوتهای جغرافیایی و حقوقی درست نیست. نکته مهم دیگر، بازی انتخاباتی ترامپ و سیاست داخلی آمریکا است؛ اگر فشار نظامی و اقتصادی علیه ایران در نهایت با باز شدن تنگه و بازگشت سریع جریان انرژی همراه شود، پیام آن برای واشنگتن این خواهد بود که هزینه حمله قابل تحمل بوده است. بنابراین نباید اجازه داد تنگه هرمز صرفاً به ابزاری برای حل موقت مشکلات انتخاباتی آمریکا تبدیل شود. در عین حال، نگاه سادهانگارانه به «دموکرات و جمهوریخواه» هم خطاست؛ در مسائل راهبردی، بخشهای مختلف دو حزب میتوانند بر سر منافع آمریکا با یکدیگر همجهت شوند. ایران باید روی منافع و توان داخلی خودش حساب کند، نه تغییر حزب حاکم در واشنگتن. حتی توافق و تفاهم روی کاغذ نیز زمانی ارزشمند است که ضمانت اجرای واقعی داشته باشد؛ تجربه برجام و افزایش تحریمها پس از آن نشان داد متن توافق بهتنهایی تضمینکننده منفعت پایدار ایران نیست. در نهایت، راهبرد عقلانی نه جنگطلبی است و نه تسلیم؛ ایجاد بازدارندگی معتبر، حفظ اهرمهای ژئوپلیتیکی، کاهش آسیبپذیری زیرساختها و تحمیل هزینه قابلمحاسبه به هرگونه تجاوز است. اگر چنین بازدارندگیای شکل بگیرد، احتمال جنگ کمتر میشود؛ اما اگر طرف مقابل مطمئن شود حمله میکند، هزینه محدودی میپردازد و چند ماه بعد همهچیز به حالت عادی برمیگردد، طبیعی است که دوباره همان مسیر را امتحان کند.
