🔹 «ایرانگرایان» کِی می رسند؟✍ حسین عسکریشعری از «نسیم شمال» شاعر و روزنامه نگار مشروطه خواه بر ج…
انتشار: 2026/07/31 12:21 UTCدریافت: 2026/08/02 05:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 05:57 UTC
🔹 «ایرانگرایان» کِی می رسند؟✍ حسین عسکریشعری از «نسیم شمال» شاعر و روزنامه نگار مشروطه خواه بر جای مانده که مقارن با جنگ جهانی اول سروده شده و دو ربط البرزی دارد؛ یکی سراینده شعر که در واقع «شمس الدین محسن برغانی» نوه فقیه شهید و شناخته شده روزگار قاجار یعنی آیت الله شیخ محمدتقی برغانی است و به دلایل خانوادگی به اشرف الدین گیلانی و نسیم شمال مشهور شده. دیگری اشاره نسیم به «کرج» (مرکز استان البرز) و «ینگی امام» (کاروان سرای تاریخی در شهر هشتگرد) است:پس به همراه رفیقان عظام رفتم اندر کرج و ینگی امامرفقا نقشه کشیدند تمامعارفی خواند همین شعر مدامخاک ايران شده ويران ز سه فيلروسوفيل، انگلوفيل، آلمان فيلاین شعر در قالب تَرجیعبَند (بند گردان) سروده شده و بیت تکراری اش همین است:خاک ايران شده ويران ز سه فيلروسوفيل، انگلوفيل، آلمان فيلدر این یادداشت به جای توضیح ربط های البرزی این شعر سیاسی، می خواهم ذهن مشغولی ام و نکته ای درباره تغییر بنیادین جریان شناسی فرهنگی - سیاسی ایران امروز عرض کنم.همان گونه که اشاره شد، این شعر در سال های جنگ جهانی اول (۹۷ - ۱۲۹۳ خورشیدی) سروده شده؛ جنگی ویرانگر که بی طرفی ایران از سوی بیگانگان به هیچ گرفته شد و شوربختانه وطن عزیزمان اشغال، ویران و قحطی زده شد.نسیم وقتی ترجیع بندش را سرود که نخبگان سیاسی و دولتمردان در ایران آن روزگار، بعضی «روس پرست»، برخی «انگلیس پرست» و جمعیتی «آلمانیست» بودند. واژه «فیل» در ادبیات سیاسی و مطبوعاتی اواخر قاجاریه و اوایل پهلوی به معنای «دوستدار» است.در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در سپهر سیاسی ایران دو جریان چپ (اصلاح طلب) و راست (اصول گرا) پدید آمد. با همین دوگانه عجیب و غریب بود که سیاسیون درون نظام، سال ها در انتخابات های مختلف با هم رقابت کردند و برای تصاحب و حفظ قدرت، حزب و جریان و جبهه ساخته و منحل کردند.با وجود شعار «نه شرقی نه غربی» بر پیشانی ساختمان قدیمی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، این دو جناح به مرور، «شرق گرا» و «غرب گرا» یعنی فیلی شدند و متاسفانه ایران و دغدغه هایش را به نسبت های متفاوت، فراموش کردند! در هیاهوی رقابت های شکننده و بیهوده این دو جناح، آشکار شد «ایران مظلوم و کهن» همچنان بی متولی است.از افکار سنجی های انجام شده معتبر می توان دریافت، سالیانی است ایرانیان دیگر به این دوگانه فرسوده و ناکارآمد باور و اشتیاق ندارند.در این میان اما «ایران گرایان» نه غرب گرایند نه شرق گرا بلکه «مدافع حکومت ملی» هستند که بر هفت رکن استوار است:۱. «وحدت ملی» به معنای یگانگی سرزمین ایران که تجزیه ناپذیر و مغایر با فدرالیسم و پان های رنگارنگ وارداتی است؛۲. «حاکمیت ملی» به معنای چیرگی همه ملت بر سرنوشت خودشان از طریق مردم سالاری و جمهوریت؛۳. «استقلال ملی» به معنای انکار هرگونه دخالت خارجی در امور داخلی ایران؛۴. «فرهنگ و میراث ملی» با دو رکن تشیع (اسلام ایرانی) و زبان فارسی؛۵. «توسعه ملی» به معنای رشد و رفاه مادی ایران و ایرانیان؛۶. «منافع ملی» به معنای در نظر گرفتن منافع همه ملت ایران در فرآیند حکمرانی؛۷. «مصالح ملی» یعنی تدبیر در هر شرایطی که موجودیت ایران را تضمین کند.منتظر می مانیم تا «ایرانگرایان» از راه برسند. گرچه در دو جناح فرسوده چپ و راست موجود هم می توان مدیران و نخبگانی پیدا کرد که منافع ملی ایران عزیز برایشان مهم و قابل اعتنا است.«ایرانگرایی»، جریان حزبی و انتخاباتی، سلطنت طلبی و باستان گرایی پهلوی، استعمارستیزی مصدقی، جریان ملی - مذهبی، اصلاح طلبی (چپ اسلامی)، امت گرایی صرف، جهان وطنی چپ گرایانه، آریاگرایی و نژادپرستی نیست.«ایرانگرایی»، جنبشی فرهنگی، مصلحانه، استقلال گرا، مشروطه خواه، مدافع آزادی و مردم سالارانه است و تنوع فرهنگی و مذهبی ایرانیان را زیر چتر فرهنگ و میراث ملی، انکار نمی کند و در پی حذف و نابودی آنها نیست.امیدواریم پس از دو جنگ تحمیلی اخیر، «ایران گرایان جوان» از راه برسند و زمام امور را در مدیریت کشور به دست گیرند و با تلاش فوری و فراگیر خود و البته با همکاری و پشتیبانی ملت عزیز ایران، عقب ماندگی های وطنمان از کاروان توسعه، آبادی، رفاه و عدالت را جبران کنند.برخی مفاهیم و ایده های مورد استفاده در این یادداشت را مدیون جرعه نوشی نزد جناب استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی و مطالعه مقاله ای در شماره ۱۷ «مجله آگاهی نو» هستم.📖 منتشر شده در ماهنامه فراز البرز، دوره دوم، شماره ۱۴، امرداد ۱۴۰۵، صفحه ۸دانلود ماهنامهایرانمهر @alborzology

