ادامه 👇هر آینه و هر چند هر سرزمینی که ارزش هایش، مواریثش و مردمانش با ارزش ها و مواریث میهن من، زاد…
انتشار: 2026/07/31 12:10 UTCویرایش: 2026/08/01 00:06 UTCدریافت: 2026/08/02 05:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 05:57 UTC
ادامه 👇هر آینه و هر چند هر سرزمینی که ارزش هایش، مواریثش و مردمانش با ارزش ها و مواریث میهن من، زادگاه من خویشاوندتراست با آن جا و آن سرزمین احساس خویشاوندی و موآنست زنده تر و گرم تر می کنم که بسیار طبیعی هم است. میهن من همیشه میهن من است. همان گونه که پدر و مادر من، خواهر و برادر من، همیشه مادر و پدر و خواهر و برادر من هستند. نه تنها مانع بر سر راه زندگی من نمی شوند که راه را هموارتر نیز می کنند؛ من با دیگری مناسبت و معاشرت گرم تر و صمیمانه تر و همدلانه تر، داشته باشم و دیگری را صمیمانه تر بپذیرم و بشناسم و بفهمم. میهن دوستی نفی دیگری نیست. اتفاقاً دست دوستی گشودن به سوی و به روی دیگری است. آن که تعلق خاطر به خانه خود ندارد؛ همسایه اش را هم نمی تواند دوست داشته باشد. ایده و اندیشه و آرمان جهان وطنی با سرشت انسانی و انسان بودن و نحوه حضور انسانی ما در جهان سازگار نیست. فریب ناک و خطرناک و خطرخیز هم است. غم انگیز است ایده چپانه ای که سرش به سنگ و صخره تاریخ خورده است و متلاشی شده است اینک با رنگ و لعاب غلیظ دینی و بزک کاری شده از برخی بلندگوهای نماز جمعه شنیده می شود. چنین است خطر تاریخ ناشناسی!چنین است وقتی نمی دانی در کجای تاریخ ایستاده ای و در چگونه جامعه و جهانی زندگی می کنی و بر کدام سنّت و میراثی تکیه زده ای و نمی دانی ایرانی بودن محمل چه معنایی است. نمی دانی چقدر ژرف و ریشه ای و سرچشمه اسلام و قرآن هم بر رنگارنگی سرشتین جامعه و جهان بشری ما مُهر تأیید نهاده است هم بر مهلت شیطان، انگشت تأکید نهاده است که به شر و انواع شرور و رفتارهای شیطانی بیدار و حساس و هشیار بمانیم. بیدار و حساس و هشیار بمانیم که در دام شر و شیطنت گرفتار نشویم. رنگارنگی همان قدر که در سرشت انسان بودن ما است، ذاتی فرهنگ و زندگی انسانی ما نیز هست و است. میهن دوستی سُرُم نیست که به تن و جان و وجدان ما تزریقش کرده باشند. چنان که مهر و محبت مادران و مادرانه به فرزندان تزریقی نیست. طبیعی است. در طبیعت مادر، در سرشت مادرانه او پیشاپیش هست. در محیط ها، فضاها، سرزمین ها، زمان هایی که انسان ها زاده شده اند؛ به طور طبیعی دوستشان داشته اند. فرزند زمانه ای و سرزمینی بوده اند که در آن زاده شده و زیسته و زندگی کرده و بزرگ شده و بالیده اند.میهن من، عالمی از ارزش ها و باورهای من است خاطرات ازلی من است، سنّت و میراث مدنی و معنوی من است، سرگذشت و تقدیر تاریخ و فرهنگ و میراث مشترک من با هم میهنان من است. سرگذشت مشترکی که زیر آسمان آن و در ارض تاریخ آن، قدم و قلم و رقم و ورق خورده است. حُسن خطام سخن آن که:از آن به دیرِ مغانم عزیز میدارندکه آتشی که نمیرد، همیشه در دلِ ماست۱۴۰۵/۴/۱۹ هجری خورشیدی📖 منتشر شده در ماهنامه فراز البرز، دوره دوم، شماره ۱۴، امرداد ۱۴۰۵، صفحه ۳دانلود ماهنامهایرانمهر @alborzology

