🔹 میهن من، همیشه میهن من است پاسخ استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی به یک پرسش دانشجویی درباره سخن امام…
انتشار: 2026/07/31 12:08 UTCویرایش: 2026/08/02 05:57 UTCدریافت: 2026/08/02 05:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 05:57 UTC
🔹 میهن من، همیشه میهن من است پاسخ استاد دکتر حکمت اله ملاصالحی به یک پرسش دانشجویی درباره سخن امام جمعه کرج درباره جهان وطنی✍ پرسشسلام و عرض ادب خدمت جناب استاد آقای دکتر حکمت اله ملاصالحیخدمتتان عرض کنم امروز و هفت سال پیش آقای سید محمدمهدی حسینی همدانی در یکی از سخنرانی هایش و خطبه نماز جمعه کرج، این گونه از «جهان وطنی» سخن گفته اند:- «ما مسلمانیم و اسلام جهان وطن است...» ۱۳ مرداد ۱۳۹۸.- «اساساً اسلام، جهان وطن است و هر جا یک مسلمان باشد آنجا وطن مسلمانان است...» ۱۹ تیر ۱۴۰۵.ممنون می شوم در نقد این دیدگاه و تعیین نسبت درست ما با «جهان وطنی» و «ملیّت ایرانی» ابراز نظر فرمایید.از دانشجویان شما.✍ پاسخ دکتر حکمت اله ملاصالحی استاد دانشگاه تهران و عضو هیأت امنای بنیاد ایران شناسیبسم الله الرحمن الرحیم«يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَ جَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ: ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و ملت ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. بی تردید گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست. یقیناً خدا دانا و آگاه است» (حجرات / ۱۳).رنگارنگی انسان بودن ما، جامعه و جهان بشری ما، نحوه بودن و باشیدن و حضور رنگارنگ انسان در جهان، لقلقله زبان نیست. امری و اصلی ریشه ای و سرچشمه ای و بنیادین است. سرشت انسانی و انسان بودن ما را آشکار می کند. قرآن ما را فراخوانده است؛ در رنگارنگی در نسبت با دیگری، یکدیگر را بشناسیم. یکدیگر را تعارف و تعریف کنیم. حذف و انکار نکنیم. مهلتی را که خداوند به شیطان و شر داده است بپذیریم. «قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ: گفت: پروردگارا، پس مرا تا روزى كه برانگيخته خواهند شد مهلت ده. فرمود: تو از مهلتيافتگانى، تا روز [و] وقت معلوم» (حجر / ۳۶ - ۳۸). بپذیریم که بیدار بمانیم و بدانیم انسان بودن چه مسئولیت خطیر و سنگین و سهمگینی است. یک جامعه و جهانی که همه به یک نحوه می خورند و می پوشند و می اندیشند؛ جامعه و جهان سرد و منجمد و دلگیر و ملال آور و بی روح و بی رمق است. با سرشت انسان بودن ما با نحوه بودن و حضور رنگارنگ ما در جهان آن گونه که قرآن شریف هم می فرمایند سازگار نیست. همسو نیست. سر سازگاری ندارد. دیدید و دیدیم؛ سرِ چنین فکر و ایده و ایدئولوژی و آرمان جامعه و جهان و مدینه جاهله مارکسیستی - کمونیستیِ «جهان وطنیِ» (Cosmopolitaism) جهان وطن پرستانِ ناسازگار با سرشت انسانی ما با ماهیت رنگارنگ و رنگارنگی فرهنگ و تاریخ و جامعه و جهان بشری ما چگونه به سنگ و صخره تاریخ خورد و متلاشی شد. دیدید و دیدیم؛ داعشی های بازسازی شده نظام های سلطه عالم مدرن قاره غربی با کژفهمی و سوءاستفاده از مفهوم «امت» و «امت واحده» چه خون ها که نریختند و چه جنایت ها که سنگدلانه مرتکب نشدند و چه ستم ها که به مسلمانان و مردمان منطقه ما وارد نیاوردند و همچنان وارد نمی آورند و همچنان زخم نمی زنند و آسیب نمی رسانند!میهن داری و میهن دوستی ساخته و پرداخته ذهن و فکر این نابغه فکری و ذوق و ذائقه هنریِ این هنرمند و دانش و دانایی آن دانشمند، نیست. هریک از ما بومی و رومی، شرقی و غربی، انسان این یا آن سرزمین این یا آن قاره سیاره زمین، فارغ از خواست یا اراده و عزم و اختیار خود در جایی و در مکانی و در سرزمینی و در زمانی خاص، زاده شده ایم و فرزند مادر و پدر یا والدین خود هستیم. به عزم و اراده و اختیار خود نیز انتخابشان نکرده ایم. آنجا و آن سرزمین همان قدر که به طور طبیعی و به اقتضای طبیعت زادگاه و خانه و میهن من است که والدین من مادر و پدر من هستند؛ مادر و پدر دیگری نیستند. همان قدر که در دامن گرم محبت و مراقبت مادرانه و پدرانه آن ها بزرگ شده ام و نمی توانیم انکارشان کنم. وطن من هم، چنین است. زادگاه من است. خانه من است زیر سقف ارزش های آن در حریم و فضای خاطرات آن، تجربه های تلخ و شیرین و نوشناک و نیشناک آن، غم ها و شادی های زیسته آن در یک نسبت و رابطه طبیعی با دیگر هم میهنانم بزرگ شده ام. بالیده ام. زندگی کرده ام. به دیگر سخن میهن من، سرزمین ارزش های مشترک من با دیگری است. زادگاه و زیست جهان سنّت های من، مواریث فرهنگی مدنی و معنوی من است؛ خانه من است. سرزمین بیگانه نیست. نمی توانم انکارش کنم. نادیده از کنارش بگذرم و بگریزم. به ماه و مریخ هم که بروم با من هست. به آن تعلق خاطر دارم. طومار زندگیم و خاطراتم و سرگذشتم در آن قدم و قلم و رقم و ورق خورده است.ادامه 👇

