🔹 کرج شهر اهورایی البرزکرج ای شهر پیدا و نهان هاکرج ای جایگاه کاروان هاتویی جولانگه مردان عالمشاه ع…
انتشار: 2026/07/27 13:48 UTCویرایش: 2026/08/01 00:06 UTCدریافت: 2026/08/01 00:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:06 UTC
🔹 کرج شهر اهورایی البرزکرج ای شهر پیدا و نهان هاکرج ای جایگاه کاروان هاتویی جولانگه مردان عالمشاه عباسی تو ورد زبان هانوشتند کاتبان عاشق توبه نامت شعرها و داستان هابسی در بینشان البرزدان استکه مهرابش بود سلطان آن ها بدو گفتم که نامش می نویسمفراری شد ز هر نام و نشان هاحسین عسکری دیگر عزیزیکه مشهور است در ثبت مکان هاکرج شهر اهورایی البرزکه معراجش بود در آسمان ها به مصباحش گذر کن تا ببینی نشان رادمردی در جوان هافروزنده و پیغامی نسب هاکه رفتند بلبلان از آشیان هابه زیر آتش دشمن سه تا دوستبسی کردیم جنگ با آن فلان هادهی بوده الان مشهور گشتهچو استانی شده در بیکران هاپل پیر قدیمی اول شهرپل دختر زمان ساربان هاکرج دارد ستونی در دل خودکه چسبیده به طاق آسمان هاکرج را کاخ های بی شماریست سلیمانیه اش فوق مکان هاکرج شهر هنرمندان عالمآقامیری بود مرد کیان هاکه گنجینه در عالم ثبت گشتهشده نامش به جمع پهلوان هاترا پیری بود در این رسانهمنوچهر عبادی رازدان هاستاره در صبح و روزش سیاستخبر می ساخت جوجه از کران هاامام زاده به البرزش زیاد استولی طاهر جلای روح و جان ها هزاران عالم و استاد اخلاقشفیع صدری ولی سالار جان هاکرج را جاده ای پر پیچ و تاپی استکه باشد جاده چالوسش گران هابه دل دارد یخ و غار مرادیکه رازی خفته از آن باستان هابه باغش کافه ای پیر و قدیمیکه جا دارد در او کافه جهان هادو باغ روبرو در سینه همیکی فاتح یکی معشوق جان هاکرج را در جهان جایی نباشدکه باشد نام او در کهکشان هاهمه شهرهای او مشهور هستندجهان شهرش مثال شهر خان ها کرج دارد به دل دریای پنهانبه سدش قایق است و بادبان هاکرج دارد به سر کوهی فراوان به آتشگاه مانده وا دهان هاکرج دارد به دل باغ قشنگیچه سرسبز است باغ میزبان هابهاران در کرج مبهوت گشتهتو باشی خیره در فصل خزان هاخدا رحمت کند نیکان عالمکه باشد فاتحش ورد زبان هایکی از پهلوانان قدیمیکه حیف است نام او ناید به سینیبه باغ فاتحش تندیس آن استجوادی پهلوان و مهربان استبه شهر طالقانش آبشاریستکه نامش کرکبود از آن زمان هابه گیلیردش بود مردی خدایینبیند مثل او دیگر جهان هاساوجبلاغ البرز جای ترکانکه باشد در وجودش قهرمان ها نظرآباد در خود داشت مردیکه ملی کرد نفت از دست زان هابرغان کهن دارد درختی که شاید دیده او اشکانیان هابه سمت ماهدشتش گر روی تودلت گردد بسان باغبان هابه البرزش اگر رفتی نظر کن عقاب تیزبین چون دیدبان هایکی شهر قدیمی سمت غرب استکه اشتهارد بردند نام از آن هابود غار نمک در این ولایتکه باشد قدمتش قد جهان هاورودی کرج در هفت جوبشبود ارکی به دور از آن زمان هاکه رفتن اندرون ممکن نباشدز بس که حلقه بستند پاسبان هابه بیلقانش سفر کن تا ببینیپلی دارد مثال داستان هابه مانند صراط مستقیم استنبیند مثل او خاورمیان هاکرج دارد هزاران شاعر عشقچو ناظر نیست در این گل ستان هاتو هم هستی کنون ایران کوچککه شد هفتاد دو فرهنگ ز آن هاز دل مهری بر این البرز دارندکه هستند جملگی ایرانیان هاتو هم نافذ یکی از این جماعتکه گشته نام تو در میزبان ها✍ علی مصطفی حفاری قاضی جهانی (نافذ تبریزی)۲۰ مهر ۱۴۰۴روز فرهنگی کرج🎧 این شعر با صدای شاعرایرانمهر @alborzology

