🔹برون رفت از بن بست مدیریت شهری؛ با انتخاب "نخبگان شورایی" و "شورای نخبگانی"✍ مرتضی دهقان آزادتحلیل…
انتشار: 2026/07/23 05:02 UTC
🔹برون رفت از بن بست مدیریت شهری؛ با انتخاب "نخبگان شورایی" و "شورای نخبگانی"✍ مرتضی دهقان آزادتحلیلگر رسانه واکاوی علل بروز بحران های چند ضلعی در مدیریت های شهری کلانشهرها از بی توجهی شش دوره ای کلان تصمیم گیران سیاست سالار کشور در به کارگماری نخبگان "تخصص مدار" بر اریکهٔ مدیریت شهری حکایت دارد و این در حالیست که کلانشهر کرج، به موازات این قاعدهٔ غلط، با تاثیرپذیری ناگزیر از سلطهٔ سویه دار احزاب سیاسی و سیطرهٔ جبری جریان های جناحی، سالهاست که نادیده انگاری شئون شایسته گزینی و پشت پا زدن به قواعد انتخابات و انتصابات مردمسالار دچار خروج از مدار مدیریت"دانش محور" با کنار گذاری مدیران"نخبه مدار" شده که نتیجهٔ آن جز فرصت گدازی و سرمایه سوزی های سریالی پیامد دیگری نداشته و با تداوم این روبکرد، مدام درگیر چالش های بی پایان بوده و با حجم انبوهی از ناکارآمدی، ثابت کرده کلید واژهٔ "بحران"؛ لزوماً به معنی کمبود منابع مالی یا زیرساختی نیست؛ بلکه آنچه حوزهٔ حکمرانی شهری را ناکارآ ساخته، ظهور شکاف های عمیق بین تصمیم گیری های سیاسی، سنتی و فاصله از پارادایم های پراگماتیسم عملگرا و تفکرات تکنوکراتیک منطبق با سازوکارهای فنی، مهندسی بوده است.امری که در آستانهٔ هفتمین دورهٔ انتخابات شوراها حکایت از آن دارد که تسریع در تغییر الگوواره های منسوخ مدیریت شهری، نه تنها یک شعار تریبونی؛ تبلیغاتی نیست، بلکه ضرورت بلا انکاریست که بر شتابدهی در بروزرسانی و بازنگری در بازچینی هرم هندسهٔ حکمرانی شهری تاکید دارد و تیم تصمیم سازان را ملزم می سازد تا به فوریت، فلش سیاست های شکست خورده و تئوری های تاریخ مصرف گذشتهٔ این حوزه را از سوی "مدیریت سیاسی صرف" به سمت "مدیریت تخصصی اثر گذار" برگردانند و با بازگشت به مدار مدیریت مبتنی بر مبانی "علمی" به ایدهٔ "نخبگان شورایی" و "شورای نخبگانی" تحقق "عملی" ببخشند.چرا که طبق ساختار فعلی شورای شهر، وجود کمیسیون های تخصصی سالهاست که با چالش فقدان اشراف و عدم تسلط غالب اعضاء بر جزئیات فنی طرح و لوایح و انطباق آن با ترازوی علمی مواجه است و همین ضعف، منجر به اتخاذ تصمیمات و اقدامات خسارت باری شده که اثرات وضعی آن در بلند مدت، باعث بروز بحران و تحمیل هزینههای مادی، معنوی طاقت شکنی بر دوش شهر و بدنهٔ شهرداری و بخش های بودجه گذاری شده.، ایرادی که مسئولان تصمیم گیر را وامی دارد که قطار "انتخابات شورا" و "انتصابات شهرداری" را که فرآیند آن، طبق عادات پیشین، در پشت درهای بسته و پستوهای پنهانکاری سیاسیون، دچار انحراف معیاری مبنایی شده، به ریل قانون و قاعده مندی بازگردانند.بی گمان، با تحقق این امر، تعاریف اصیل انتخاب و انتصاب؛ با بازیابی مفهومی، به تنظیمات کارخانه باز می گردند و مقدمات ورود "نخبگان" و "متخصصان"حوزه های مختلف را به "صحن تصمیم و نظارت شورا" و "صحنهٔ اقدام و عمل شهرداری" فراهم می سازند. لذا با تحقق این ایده و پیوست متخصصان به پهنهٔ کمیسیونهای فنی، تخصصی پارلمان محلی، هر گونه شکاف عمیق بین عرصهٔ تصمیم و اجرا به خوبی پر می شود و با "تسهیلگری علمی"حلقهٔ مفقوده ای بنام کمیسیون ها را به اصلی ترین کانونهای "تولید تصمیمات" تبدیل می نماید.خلاصه که، شورای هفتم مکلف است با توجه به تحولات سیاسی، اجتماعی جامعه در دوران جنگ و پساجنگ، توجهی تام بر روی مطالبات آحاد مردم و جلب و جذب رضایتمندی نسل نوجوان و جوان منتقد و معتقد به تحول داشته باشد و با فاصله گیری از الگوهای سیاسی، سنتی امتحان پس دادهٔ مشروط و مردود شده! یقین بداند ملاک و معیار این دوره از انتخابات، مثل گذشته، صرفا بر اساس پیوندهای اجتماعی، فرهنگی، یا بستگی های قومی، قبیله ای و وابستگی های سیاسی، جناحی و اتکا به آرای چند درصدی شهروندان شکل نخواهد گرفت. لذا باید افق شعائر و برنامه های خود را با عقربهٔ تحولات تازهٔ جامعه و مقبولیت و مشروعیت مردمسالار تنظیم نماید. البته،وقوع این شرایط شهروندان کرج را هم مکلف می سازد تا با هر نگاه و سلیقه و قومیتی، چنانچه در پی خروج "ایران کوچک" از بحران ها و بنبست های مدیریتی و کاهش فساد ساختاری و ارتقاء کیفی سطح زیستی و رفاه و نشاط اجتماعی هستند، باید با مشارکتی معنادار در برپایی "نهضت نخبگانی" هوش و هویت خود را در علاقه مندی به آینده و آبادی شهر نمایش داده و با رهاسازی حکمرانی شهری از سیطرهٔ مدیریت سیاست زدگان "پخمه" و مدیران "رابطه محور"، میدان را به متخصصان "نخبه" و کاربلدان "ضابطه محور" واگذار کنند تا به روایت سهراب سپهری اثبات نمایند که باید: "جای مردان سیاست بنشانیم درختتا هوا تازه شود!"اول امرداد ۱۴۰۵ایرانمهر @alborzology

