📝 به مناسبت روز خبرنگار؛ یک دردِ دل از نزدیک به یک دهه فعالیت رسانهای۱۷ مرداد، روز خبرنگار است؛روز…
انتشار: 2026/08/08 05:35 UTCدریافت: 2026/08/10 02:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 02:05 UTC
📝 به مناسبت روز خبرنگار؛ یک دردِ دل از نزدیک به یک دهه فعالیت رسانهای۱۷ مرداد، روز خبرنگار است؛روزی که شاید برای خیلیها فقط یک مناسبت در تقویم باشد، اما برای ما که سالها در فضای رسانهای این شهرستان فعالیت کردهایم، یادآور روزهایی است که با عشق، بدون چشمداشت و گاهی با هزینه شخصی، دنبال خبر رفتیم و تلاش کردیم صدای مردم باشیم.نزدیک به ۱۰ سال است که از کانال تلگرامی «اخبار بندرترکمن» شروع کردهام. در این سالها دورههای خبرنویسی، فن بیان و آموزشهای خبرنگاری را گذراندهام و با وجود تمام کمبودها، سعی کردهام فعالیت رسانهای را جدی دنبال کنم.در شهرستان ما خبرنگاران رسمی شاید کمتر از انگشتان یک دست باشند و بسیاری از مردم حتی آنها را نشناسند؛ اما در کنار آنها، سالهاست مدیران کانالها و فعالان رسانهای قدیمی و باسابقهای فعالیت میکنند که بخش زیادی از اخبار شهرستان، اطلاعرسانی عمومی و مطالبهگری مردم بر دوش آنها بوده است.ما همانهایی هستیم که گاهی برای یک خبر، کیلومترها راه رفتیم، پیگیری کردیم، تماس گرفتیم و هزینه کردیم؛ بدون اینکه از ارگانی بودجهای بگیریم یا توقعی داشته باشیم.ما همانهایی هستیم که در روزهای سخت، از جمله دوران کرونا، وقتی اطلاعرسانی عمومی اهمیت دوچندانی پیدا کرده بود، کنار مردم و مسئولان بودیم و مطالب آموزشی و اطلاعرسانی را بدون هیچ چشمداشتی منتشر کردیم.چون برای ما، قبل از هر چیز مردم مهم بودند.البته گاهی ما را خبرنگار میدانستند؛زمانی که به اطلاعرسانی نیاز داشتند.لوح تقدیر و عنوان خبرنگار هم میدادند؛اما وقتی برای مطالبه یک شهروند پیگیری میکردیم، ناگهان سؤال میشد:«کارت خبرنگاریات کجاست؟»این دوگانگی، چیزی است که بسیاری از فعالان رسانهای شهرستان سالها با آن روبهرو بودهاند.در این سالها چندین فرماندار، شهردار، فرمانده و مدیر اداره آمدند و رفتند. بعضیها برای خدمت آمدند، بعضیها برای دیده شدن، بعضیها هم اشتباه کردند و رفتند. ما اما ماندیم و همان مردم را داشتیم.بارها به خاطر انتشار یک خبر مورد انتقاد قرار گرفتیم؛گاهی در خیابان بیاحترامی دیدیم،گاهی پیامهای تند دریافت کردیم،گاهی حتی در سختترین شرایط، از جمله روزهای جنگ، بابت انتشار یک مطلب مورد اعتراض قرار گرفتیم.مطالبی منتشر شد که برایشان شکایت شد و حتی پای بعضی از ما به دادسرا رسید؛ اما بسیاری از این مسائل را هیچوقت رسانهای نکردیم، چون هدفمان حاشیهسازی نبود.هدف ما مطالبهگری، پرسش از مسئولان و پیگیری مشکلات مردم بود.قطعی برق، مشکلات آب، پیگیری مسائل ساحل ، مشکلات شهری، درخواستهای مردمی، پیدا شدن وسایل و مدارک گمشده و دهها موضوع دیگر...شاید برای بعضیها اینها خبرهای سادهای باشد، اما وقتی یک وسیله گمشده با انتشار یک پست پیدا میشود و گره کوچکی از زندگی یک همشهری باز میشود، واقعاً خوشحال میشویم.حتی وقتی خبر فوت عزیزی را منتشر میکنیم، خودمان ناراحت میشویم؛ اما میدانیم انتشار آن میتواند باعث شود دوستان و آشنایان از درگذشت او باخبر شوند و برای شادی روحش فاتحهای بخوانند.واقعیت این است که راضی نگه داشتن همه مخاطبان غیرممکن است.ما هم خسته شدیم.ما هم دلگیر شدیم.ما هم بارها گفتیم دیگر ادامه نمیدهیم.اما دوباره ادامه دادیم؛ چون باور داریم آگاهی بهتر از شایعه است و اگر بتوانیم با پیگیری و انتشار درست خبر، بخشی از واقعیت را به مردم برسانیم، ارزشش را دارد.شاید امکانات یک رسانه بزرگ را نداشته باشیم. شاید نتوانسته باشیم همیشه شخصاً وارد تمام مسائل شویم و پیگیری میدانی کنیم، اما تا جایی که توان داشتیم، تلاش کردیم.یک موضوع را هم بعد از سالها برای اولین بار میگویم؛ موضوعی که فقط چند نفر از همکاران قدیمی و مدیران باسابقه کانالها از آن اطلاع داشتند.زمانی یکی از فرمانداران سابق شهرستان گفته بود که «نیازی به فعالان مجازی ندارم».این جمله به گوش چند نفر از مدیران قدیمی و معتبر فضای مجازی رسید و برای ما سنگین بود؛ نه به خاطر شخص، بلکه به خاطر اینکه احساس کردیم شأن و جایگاه فعالیت رسانهای و مجازی نادیده گرفته شده است.چند نفر از مدیران قدیمی با هم تصمیم گرفتیم مدتی اخبار فرمانداری را منتشر نکنیم.اتفاقی که افتاد، نشان داد اگر فعالان رسانهای واقعی و قدیمی در کنار هم باشند، صدایشان شنیده میشود؛ تا جایی که موضوع از استانداری پیگیری شد که چرا اخبار فرمانداری در فضای مجازی منتشر نمیشود.این اتفاق البته هزینههایی هم برای من داشت؛ فشارهایی که حتی تا محل کسب و زندگی شخصیام کشیده شد و اخطارهای پلمب و اتفاقات دیگری را به دنبال داشت.در نهایت با وساطت چندین اداره و ورود دادستان، جلسهای برگزار شد و موضوع ختم به خیر شد.اما همه دردها گفتنی نیستند...


