واژگان و اصطلاحات تبری به قلم غلامحسین باقری الاشتی 🔺بیزِن ⚡️ کَسی که اَخمو اَست . عَبوس🔺 بولِنگ ⚡️…
انتشار: 2026/08/25 17:55 UTCدریافت: 2026/08/27 07:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/27 07:15 UTC
واژگان و اصطلاحات تبری به قلم غلامحسین باقری الاشتی 🔺بیزِن ⚡️ کَسی که اَخمو اَست . عَبوس🔺 بولِنگ ⚡️ پُفِ چِشم. بر آمادگی و وَرِم چَشم بر اَثر کم خوابی🔺 پِتی ⚡️ دَرپوش . سَرپوش . هر وسیله ای که در شِکافِی فرو کنند تا مایع از ان خارج نشود 🔺 پِسبِلیک. ⚡️ هَر چیز بسیار کوچکِ 🔺. پولِک. ⚡️ دکمِه🔺 پیتِه چو. ⚡️ چوب پوسیده . 🔺 تارو ⚡️. جِرم و چِرکِ پَشم 🔺 تاش ⚡️. هَمِ وَزن. هم اندازه . 🔺 تَجِن ⚡️. نام رودی. در شهرستان ساری به معنای تازیِدن. رودی که میتازد. . در زبان مازندرانی به کسی که خیلی راه میرود وجنب و جوش زیادی دارد. میگویند. ته چه اَندِه تَجِنی! . به گویش محلی تِجِن گویند🔺 توتِک ⚡️ نان محلی مازندرانی که در ابعاد بسیار کوچکِ میپزند 🔺 تیکا ⚡️ پرنده توکا. . مرغ مینا.🔺تِنگِل .⚡️. پیرو. دنباله رو . 🔺 چَلب و چِلیک⚡️ بسیار چرب و روغنی به هر غذائی که بسیار روغنی باشد در زبان تبری چَلب و چِلیک میگویند🔺 چِلکِه⚡️ باقیمانده . مقدار کم از هر چیزی🔺 خالوک ⚡️ به مردی که حرکات و رفتارش مانند زنها باشد .. 🔺 دِل هول دَکِته ⚡️ نِگران شدم. دلواپَس شدم 🔺دِل وِج⚡️ کَسی که حرص ادَم را در می اوَرد🔺زِِک زِک ⚡️ اندَک اندک . کَم کَم 🔺 شیش ⚡️ تَرکه . چوب نازک از شاخه درخت🔺کَلِنگدوش ⚡️ کتف. دوش . شانه. قرار دادن طفل روی شانه و گردن🔺 کِلوا. ⚡️نوعیِ نان محلی که در زیر خاکستَر گرم میپَزند که پختنِ این نوع نان در بین دامداران و در گاوبنه ها بسیار مرسوم است و نانی. بسیار خوشمزه است🔺گَگِل . ⚡️ رفیق . صمیمی . دو یا چند دوست بسیار صمیمی.🔺لَلِمباز ⚡️. سنجاقَک 🔺لَم چوخا ⚡️ لباس نیم تنه و بدون آ ستینی که دامداران در فصل زمستان روی لباس خود میپوشند تا از سرما در امان بمانند . که اصولا این نوع تن پوش ها. تا روی زانو فرد را می پوشاند . که در گویش های محلی. لَم چوقا هم میگویند✍ غلامحسین باقری اِلاشتییکشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۱۱🔘ڪانالــ اهــوراt.me/+Pi9uDFFpzOvhisAJ
