https://youtu.be/jiJNB54e8YY?si=pwZEULX7SHYUzGiJ@ahmadzeidabad
انتشار: 2026/08/21 18:27 UTCدریافت: 2026/08/22 07:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 07:30 UTC
پستهای تلگرام — نگاه متفاوت (احمد زیدآبادی)
فرمول جادویی دکتر راغفر! اقتصاددانانی مثل دکتر حسین راغفر این روزها به طور مرتب نسبت به گسترش بیسابقهٔ فقر و فلاکت و احتمال شورش گرسنگان هشدار میدهند.بسیار عالی! هشدار کاملاً به جایی است. هر کس زندگیش به درآمدی عادی وابسته باشد و یا با مردم گرفتار در تنگناهای فزایندهٔ اقتصادی در حشر و نشر باشد، میداند که اقشار وسيعی از جامعه رنجشان از حد گذشته و زخم نداری به حلقومشان رسیده است.با این حال، هنگامی که یک شهروند عادی یا تحصیلکرده هشدارهای توقفناپذیر امثال آقای راغفر را میشنود، انتظار دارد که راهحلی هم برای مهار فقر از زبان آنها مطرح شود.البته این افراد مدعی ارائهٔ راهحل هم هستند. راهحلشان اما چیست؟ کنترل نقدینگی و تورم، تقویت پول ملی از طریق کاهش ارزش دلار به ۲۰ هزار تومان، ادامهٔ توزیع منابع انرژی با حداکثر سوبسید و مسائلی از این دست!لازمهٔ اين کارها اما چیست؟ ظاهراً از نگاه این افراد، لازمهٔ خاصی ندارد! فقط کافی است دولت سیاستهای اقتصادی "نئولیبرال" را کنار بگذارد تا این امور به خودی خود عملی شوند!پناه بر خدا! من گمان میکردم که هر کس مدرکی در حوزهٔ علم اقتصاد داشته باشد، لابد باید به چیزی به نام منابع و کمبود یا وفور آن هم واقف باشد، اما گویا چنین ضرورتی وجود ندارد!حالا اینها مربوط به خود اقتصاددانان است تا به حساب هم برسند!آنچه اما مرا از دیدگاههای کسانی چون دکتر راغفر تا سرحد مرگ به وحشت میاندازد مخالفت آنها با هرگونه راهحل دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ است!آقای راغفر با خیال راحت همهٔ دولتمردان سابقی را که خواهان توافق به منظور خاتمهٔ جنگ و لغو تحریمها علیه کشور هستند به "فروش ایران به آمریکا" متهم میکند!با این نگرش، قاعدتاً او باید به ادامهٔ جنگ تا آخرین نفس و آخرین گلوله معتقد باشد.این هم برای خودش البته اعتقادی است! اما پرسشی که میتوان در برابر او و همفکرانش گذاشت این است که کدام دولت در دنیا وجود داشته و یا میتواند وجود داشته باشد که هم با بزرگترین قدرت نظامی جهان در جنگ باشد، هم سنگینترین تحریمهای اقتصادی دنیا را تحمل کند و همزمان انواع کالاها را با بیشترین سوبسید ممکن در اختیار عموم شهروندان بگذارد، ریشهٔ تورم و گرانی را بخشکاند، دلار را به ۲۰ هزار تومان کاهش دهد و خلاصه فقر و فلاکت را چنان ریشهکن کند که اصلاً زمینهای برای شورش فقیران قابل تصور نباشد؟ من که گمان نمیکنم چنین فرمول جادویی در جهان یافت شود! اما اگر آقای راغفر و دوستانش به آن فرمول دست یافتهاند در عجبم که چرا دکتر پزشکیان مهار شتر سرکش اقتصاد را به دست آنان نمیسپارد که کشور را از این همه بلای اقتصادی برهانند تا مردم ما همگی شادکام و سعادتمند شوند و در عين حال، پوزهٔ آمریکا را هم برای همیشه به خاک بمالند که عالمی از دستش آسوده شود!#احمد_زیدآبادی
در کلیسای کازان در کلیسای کازانِ شهر سنپترزبورگ احساس معنوی عمیقی به من دست داد. فضای نيمهروشن کلیسا به این احساس دامن میزد. شمایل عیسی مسیح، مادرش مریم و قدیسان کلیسای ارتدوکس در هالهای از نور ملایم جاذبهٔ خیرهکنندهای پیدا کرده بودند.طنين آواز دو گروه مردانه و زنانهٔ کُر در دو سوی محراب کلیسا بسیار دلنشین بود. با خاموشی آنها یک کشیش آراسته و خوشسیما و خوشصدا و جوان مشغول تکخوانی میشد. آهنگ صدایش تا اعماق روح آدمی نفوذ میکرد.زنان روس، با موهای پوشیده در روسری، شمایل قدیسین را میبوسیدند و در مقابل مجسمههای مریم و عیسای مصلوب شمع روشن میکردند. چند تنی هم درست در وسط کلیسا در صفی کوتاه منتظر نوبت بودند تا کشیش میانسالی به حالِ ایستاده و رو در رو به اعتراف آنها گوش دهد و در آخر کار پارچهای متبرک را به نشانهٔ بخشش روی سرشان بیاندازد.کشیش هنگام شنیدن اعتراف، گاه لبخندی به لب میآورد که به نظرم کمی شیطنتآمیز میآمد. تصورم این بود که در برابر سادهدلی برخی از آن زنان توان خویشتنداری ندارد.هیچ پدیدهای در عالم انسانی عجیبتر از اعتقادی بدین حد از وسعت و بدین پایه از ماندگاری به عیسای ناصری به نظرم نمیآید.مرد جوانی در بیش از دو هزار سال پیش که تاریخ فقط یک جمله در بارهٔ وجود واقعی او ثبت کرده است، به زبان رمز حرفهایی مطرح کرد که قوم خودش او را تکفير کردند و به حاکمان رومی مسلط بر یهودیه سپردند تا پس از آزار بسیار، در میان دو راهزن بر فراز تپهای در اورشلیم مصلوبش کنند. پیروانش بعدها او را پسر خدا و به عبارتی خودِ خدا دانستند؛ خدایی که به واسطهٔ روحالقدس در هیئت یک انسان تجسد یافت تا با تحمل آزار و شکنجه و مرگ بر صلیب، بار گناه اولیه را از دوش موجود دوپا بردارد تا برای این موجود راه رستگاری و نجاتی گشوده شود.این باور، سبب تدوين الهیاتی بسیار بغرنج بر مبنای مفهوم تثلیث در دنیای مسیحیت شد، تثلیثی که منازعه بر سر کیفیت آن، خونریزیهای بسیار و انشعابهای مختلف در دستگاه کلیسا به دنبال داشت.بعد از گذشت بیش از ۲۰ قرن، هنوز توضیحی از تثلیث که عقل متعارف یک شکاک آن را به روشنی دریابد، ارائه نشده است اما با این حال، ميلياردها انسان در سرتاسر جهان همچنان به این موضوع ایمان دارند و دهها میلیون از آنها در روسیه زندگی میکنند.بلشویکها با جهانبینی مادی خود کوشیدند تا مسیحیت ارتدوکس را در میان روسها از سکه بیاندازند و با معرفی کردن آن به باوری خرافی، مارکس و انگلس و لنین و استالین را به جای عیسای ناصری بنشانند.آنها با توسل به زور، کلیساها را بیرونق و بعضاً تخریب کردند، اما پس چند دهه، عیسای مصلوب انگار با رستاخیزی دوباره در روسیه همهٔ آنها را مغلوب و منکوب کرد!کلیساها با گنبدهای عظیم و باشکوه خود، هویت مسیحیت ارتدوکس سنپترزبورگ را با صدای بلند اعلام میکنند.کلیسای غازان فقط یکی از این کلیساها بود.با حسی سرشار از لطافت در حالی که پژواک آوای نرم و ملایم و نافذ و شیرین کشیش جوان در ضمیرم طنینانداز بود، در مقابل مجسمهٔ کوچکی از عیسای لاغر و استخوانی و میخکوب شده به صلیب ایستادم و زیر لب خطاب به او نجوا کردم که در تو چه رازی است که پس از قرنها همچنان زنده و اثرگذاری؟راز غریبی در میان نیست! خداوند انسان را به صورت خود آفرید و او را نیازمند وجود خود کرد! من از مسحیت چیز زیادی در بارهٔ خدا نیاموختهام. آنچه آموختهام دیگر نه عقلم آن را میپذیرد و نه احساسم را ارضا میکند. در عوض من از متن قرآن در بارهٔ خدا بسیار آموختهام و میدانم که دلیل ماندگاری مسیح چیزی جز آیت زیر نیست:"يَا أَيُّهَاالنَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَیاللَّه"#احمد_زیدآبادی@ahmadzeidabad
صلح شرافتمندانه حمایت سیدمحمد خاتمی از "صلح شرافتمندانه" به مذاق محافل تندرو خوش نیامده است.برخی از آنها میپرسند منظور از "صلح شرافتمندانه" چیست؟آقای خاتمی خودش آن را توضیح داده است. صلح شرافتمندانه یعنی احیا و اجرای کامل تفاهمنامهای که بین رؤسای جمهور ایران و آمریکا رسماً امضا شده است.جایگزین این تفاهمنامه سه چیز است. اول، آغاز دوبارهٔ جنگ که هزینهها و نتایج مترتب بر آن آشکار است. دوم، ادامهٔ وضعیت موجود و تداوم محاصرهٔ اقتصادی کشور که عواقبش نیاز به توضیح ندارد. سوم، تن دادن به فرمولی یکجانبه که به لغو تحریمها منجر نشود.کدامیک از این سه جایگزین به کام تندروها شیرین میآید که اجرای تفاهمنامه را به عنوان مبنای صلح شرافتمندانه نفی میکنند؟#احمد_زیدآبادی@ahmadzeidabad
ساختار معیوب آگاهی! چرا در ادبیات فارسی این همه بر درس گرفتن از تاریخ تأکید شده است؟به این دلیلِ روشن که ما ایرانیان کمترین علاقهای به درس گرفتن از تاریخ نداریم وگرنه چرا باید این موضوع تا بدین اندازه تکرار میشد؟تجربهٔ ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ جلوی چشم ماست! هیچ نیروی سیاسی را نمیتوان یافت که از آن ماجرا درس لازم را گرفته باشد.اعقاب همهٔ نیروهایی که سلباً یا ایجاباً در آن فاجعه نقش بازی کردند، نه فقط در حال تکرار آن اشتباهات هستند بلکه خطاهای خود را تشدید کردهاند.آیا همانطور که احمد شاملو گفته بود، حافظهٔ تاریخی ما ایرانیان ضعیف است؟ضعف حافظهٔ تاریخی در این ماجرا بینقش نیست، اما به نظرم "ساختار معیوب آگاهی" نقش بسیار بزرگتری را بازی میکند.ساختار آگاهی در هر جامعه به نظرم بسیار مهمتر از ساختارهای دیگر است و تا آن اصلاح نشود، اصلاح ساختار سیاسی و اجتماعی به نظر ممکن نمیآید. ساختارهای سیاسی و اجتماعی را میتوان با شورش و انقلاب از هم پاشاند، اما اگر ساختار آگاهی سالم نباشد، آن دو ساختار دوباره به طرز فجیعتری بازتولید میشوند. اصلاح ساختار آگاهی یک جامعه اما امری بینهایت دشوار است، زیرا اولاً دستیابی به توافق جمعی بر سر معیارهای معیوب یا سالم بودن یک فکر یا آگاهی آن هم در جامعهای که همگان فریفتهٔ افکار خود هستند، فراتر از دشواری است. ثانیاً، لازمهٔ اصلاح ساختار آگاهی جامعه از خودانتقادی آغاز و با صبر و حوصلهٔ لازم برای متقاعد کردن دیگران از راه بحث و گفتوگو ادامه مییابد. در کشور ما خودانتقادی علامت ضعف به حساب میآید و به واقع خودزنی تلقی میشود. از این رو، ضعفیابی نه در جبههٔ خود که در جبههٔ مقابل باید جستجو شود.وقتی برای خود ضعفی قائل نباشیم و جبههٔ خودی را در "نوک پیکان تکامل تاریخ!" ببینیم، طبیعی است که صبر و حوصلهٔ گفتوگوی متقاعد کننده را هم پیدا نمیکنیم و حذف و نادیدهانگاری و کوچکسازی دیگران را مسیر سهل و سادهتری تصور میکنیم! خلاصه ما به دلایل تاریخی ساختار آگاهی معیوبی پیدا کردهایم و باز هم به دلایل تاریخی علاقهای به اصلاح آن نشان نداده و نمیدهیم. از این رو، سرنوشت خود را در دایرهای بسته تکرار میکنیم. این بار اما راههای طی شدهٔ قبلی هم سد شدهاند. بنابراین شگفتترین حوادث تاریخ در انتظارمان نشستهاند. #احمد_زیدآبادی @ahmadzeidabad