وعده ی ما کوفه ای نور دو عینخواب راحت کن خداحافظ حسین دلها رو ببریم دروازه ی کوفه.آخه گویا هنوز اسر…
انتشار: 2026/07/14 10:15 UTCدریافت: 2026/08/15 01:38 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:38 UTC
وعده ی ما کوفه ای نور دو عینخواب راحت کن خداحافظ حسین دلها رو ببریم دروازه ی کوفه.آخه گویا هنوز اسرا رو در کوفه دارن می گردونن.گویا اسیران پیغمبر تو کوفه ان.از اینجا قافله ی دل رو ببریم کوفه.ای وای ای وای اومدن وارد کوفه شون کنن.گفتن نه باید تمام شهرو خبردار کنیم. مردم رو خبردار کنیم.تبلیغات وسیعی رو در کوفه انجام دادن.باید یک شب اونا رو پشت دروازه ی کوفه نگه داریم تا کوفه رو آماده کنیم برا ورود کسانی که شکست خوردن.برا اسرای خارجی. ای وای ای وای ای وای یک شب اهل بیت پیغمبر رو دروازه ی کوفه نگه داشتن.در حالی که داغ فراوان دیدن.مسیر کربلا تا کوفه رو اومدن.تازیانه خورده ان.سیلی خورده ان..گرسنه. میگه اون شب دشمن غذا درست کردبوی غذا به مشام بچه های حسین می رسید در حالی که رقیه گرسنه خوابید. در حالی که سکینه گرسنه خوابید زنها و بچه ها گرسنه خوابیدند..صدای قهقهه ی دشمن میومد در حالی که صدای ناله ی بچه های حسین هم میومد .نیمه ی شبه. داغ حسین دیده ان.داغ عباس.علی اکبر.علی اصغر .قاسم زینب دو جگرگوشه اشو از دست داده دروازه ی کوفه ست شبه امام سجاد علیه السلام می فرماد صدای ناله ی عمه ام زینب در اون نیمه ی شب بلند شد.خدایا چه شده؟اومدم صحنه ی رو دیدم جگرم سوخت.دیدم عمه ام زینب داره نماز شب می خونه.داره با خدا حرف می زنه.گفت به خدا داره گریه میکنه ولی اون چیزی که جگر مرو می سوزونه این بود دیدم عمه ام زینب نماز شبشو داره نشسته می خونه.آخه دیگه زانوهاش قدرت نداره. زانوهاش توان نداره ولی باید نماز شبشو بخونه. باید قدرت بگیره .باید از خدا قدرت بگیره تا روز کوفه که دروازه ی کوفه باز شد چه جمعیتی بود؟چه غوغایی بود؟تا دیدن سرهای بریده به روی نیزه ها وارد کوفه شدن.تا مردم کوفه دیدن عده ای زن و بچه ی اسیر که جای تازیانه بر بدن های آنها نمایانه شروع کردن به کف زدن.هلهله کردن.غوغایی شد. همه ی مردم کوفه دارن می خندن.دارن کف می زنن.هلهله می کنن.که ناگهان صدای زینب بلند شد می خواد خطبه بخونه. در حالی میخواد خطبه بخونه که اونها رو میگن اسرای خارجین. در حالی میخواد حرف بزنه که سرهای بریده ی عزیزانش روی نیزه در مقابل دیدگانشن.خیلیه ها .این همه سرهای بریده ی عزیزانش روی نیزه ن.می خواد حرف بزنه.به گونه ای شمشیر زبانشو کشید که بین مردم کوفه ولوله افتاد این زن کیه؟چقدر صداش شبیه صدای علی مرتضاست. چقدر این زن شبیه علی مرتضی داره حرف میزنه؟و خطبه میخونه.گویا علی زنده شده.فریاد بلند شد یا اهل الکوفه ای مردم کوفه وای بر شما .شروع کرد به خطبه خوندن.خود رو معرفی کردن.ای وای ای وای ای وای آروم فهمیدن چه جنایتی رو مرتکب شدن.شروع کردند به گریه کردن.صدای زینب بلند شد مردم کوفه مردان شما عزیزان ما رو در کربلا کشتند شما دارید گریه می کنیدنفرینشون کرد.گفت اشک چشم شما خشک مباد می دونید چه جگری از پیغمبر رو سوزوندید. می دونید چه جگری از زهرا رو سوزوندید. می دونید چه کردید چنان خطبه خوند .تمام مردم کوفه ساکت. زینب حاکم بر تمام مردم کوفه.چه کرد اون ملعون گفت باید ساکتش کنیم. اینو علما میگن گفت چه کنیم گفت اون سر بریده رو نزدیک تر بیارید .سر بریده ی برادرو نزدیک بیارید ساکتش کنید.تا نزدیک آوردند مردم کوفه دیدند لحن زینب عوض شد دیگه با محبت داره حرف میزنه.دیگه با عاطفه داره حرف میزنه .دیگه با مردم کوفه حرف نمی زنه داره با جای دیگری حرف میزنه.آی شهید داده ها. اشاره داره میکنه به سر بریده ی برادر.هی میگه ای هلال یک شبه ی من. ای حسین من ای حسین من ای حسین من.خیلی دلم برات تنگ شده. حسین از روز عاشورا که خداحافظی کردی دیگه ندیدمت دیگه برام حرف نزدی حسین با من حرف بزن.خدایا جواب این عزاداران امام حسینو چی می خوای بدی یا علی بن مهزیار اینا اومدن امشب گدایی در خونه ت امشب عمه ات زینبو واسطه قرار دادند. هی صدا می زد ای هلال یک شبه ی من ای حسین من.حسین با من حرف بزن. هی حرف زد هی سخن گفت.جوابی نشنید. یه نگاهی کرد دید طفل حسینه. دختر حسینه. هی داره نگاه به سر بریده ی بابا میکنه. هی داره به سر بریده ی بابا که روی نیزه تکان می خوره داره جان از بدنش یرون میره.داره جان از بدن این دختر بیرون میره.خیلی سر بریده ی بابا روبروی دختری روی نیزه ای تکان بدن مردم اشاره کنن. صدا زد حسین اگر با خواهرت زینب حرف نمی زنی نزن ولی یه نگاهی به دخترت کن.از گوشه ی چشمت یه نگاهی به دخترت کن .ببین داره می میره.کلامی با او حرف بزن.حسین حسین.هر کی مریض داره حالا حاجت بگیره ها هر کی گره به کارش افتاده حاجت بگیره ها.چه شد اونقدر این سنگدلا دلاشون نرم شد که اومدن شروع کردن خرما نون پرتاب می کردن به عنوان صدقهباز فریادش بلند شد ای مردم کوفه صدقه بر ما حرامه.ما آل رسولیم فرزند بتولیمای مردم کوفه صدقه به ما حرام است