مریض بعدی پشت در ایستاده. جوان بیرون میآید، برافروخته. مینشیند روی صندلی وسط راهرو. بازوی چپ را ب…
انتشار: 2026/07/21 15:16 UTCدریافت: 2026/08/15 02:29 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:29 UTC
مریض بعدی پشت در ایستاده. جوان بیرون میآید، برافروخته. مینشیند روی صندلی وسط راهرو. بازوی چپ را به دست گرفته. انگشتان دست جمع شده و در اختیارش نیست. مرد میپرسد: «باز هم گرفت بابا؟» جوان با چشمهای فشرده از درد سر تکان میدهد. مرد برمیگردد به سمت ما. یکی میپرسد: «مشکلشون چیه؟»پدر انگار منتظر همین سؤال بوده. میگوید از شب هجدهم دی اینطوری شد. از دیدرس پسر پنهان میشود و با صدای خفه حرف میزند. «شب اول تو خیابون کتکش زدن. چند نفر بودن. یه دختری هم کنارش تیر خورده و تمام. فردای اون روز تشنج کرد و سمت چپ بدنش لمس شد.»بخشی از یادداشت نرگس جودکی در هفتادوچهارمین شمارهی ماهنامهی شبکه آفتابمتن کامل را در وبسایت ما میتوانید بخوانید.تصویر: بخشی از چیدمان محیطی چهار آناهیتا بر روی صخره - نوشین نفیسی






