باید آرامتر میشدم و آرامتر ادامه میدادم، خبری نبـود که! این من بودم که همه چیز را زیاد جدی گرفت…
انتشار: 2026/07/24 05:44 UTCدریافت: 2026/08/15 05:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:05 UTC
باید آرامتر میشدم و آرامتر ادامه میدادم، خبری نبـود که! این من بودم که همه چیز را زیاد جدی گرفته بودم... زندگی روالش آهستگی بود و من تند میرفتم و این خودم بودم که خودم را آزار میدادم! عجول که باشی و تند که بروی و صبـور که نباشی، دائما مضطرب خواهیبود و من خودم هر صبح، هیزم به آتش اضطراب خودم میریختم و در عجب بودم که این حجم سیال نگرانی و اضطراب از کجا میآید!؟از یک جا به بعد به اشتباهاتت پی میبری و مهم نیست کجای مسیری، قاطعانه میزنی روی ترمز و نفس عمیقی میکشی و از نو شروع میکنی، اینبار اما سنجیدهتر، آهستهتر، آرامتر...و زندگی دقیقا از همانجاست که روی خوشش را به تو نشان خواهد داد و تو درخواهییافت که جهان بهسان تماشای یک نوزاد، آرام و خونسرد و زیباست...👤 نرگس صرافیان طوفان@AFTABEHMESI✌️