▪️خزانهی غیب▪️پانصد تومن زدم به حسابت شرمنده زین سیاه پشیزماز مادرت قبول کن این را دیگر نداشتم که…
انتشار: 2026/07/24 14:34 UTCدریافت: 2026/08/15 03:48 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:48 UTC
▪️خزانهی غیب▪️پانصد تومن زدم به حسابت شرمنده زین سیاه پشیزماز مادرت قبول کن این را دیگر نداشتم که بریزمچیزی بخور اگرچه نه قابل، چیزی بخر به قیمت نازلاین هم به دستم آمده مشکل زیرا نه پست هست و نه میزمبگذار صاحبان مناصب میلیاردها تومن بفرستندآن سوی آب بهر عزیزان، اینقدر سهم ماست عزیزم بگذار سرخوش از صله باشند دزدان، شریک قافله باشنداز رانت، مست هلهله باشند غافل ز آه زلزلهخیزم چیزی نخوردی و نخریدی از دام خورد و خواب رهیدیایکاش مثل چون تو شهیدی من هم از این قفس بگریزمپانصد تومن زدم به حسابت غافل که همزمان شده واریز سرمایهای برای تو از عرش، مافوق هستی و همه چیزمحالا تو از خزانهی داور واریز کن به سینهی مادرصبری چنان که تا دم آخر با خصم قاتلت بستیزم✍️ افشین علا🗓️ مرداد ۱۴۰۵✨🆔 @afshinala ✨🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺




