#روایت_نقدزال، پهلوان سپیدموی سیستان، آوازهی زیبایی رودابه، دختر مهراب شاه کابل، را شنید و دل به ا…
انتشار: 2026/08/02 06:59 UTCدریافت: 2026/08/05 07:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 07:37 UTC
#روایت_نقدزال، پهلوان سپیدموی سیستان، آوازهی زیبایی رودابه، دختر مهراب شاه کابل، را شنید و دل به او باخت. رودابه نیز وصف زال را شنیده بود و عاشق او شد. اما میان آن دو، تبار و گذشتهی خانوادگی ایستاده بود؛ مهراب از خاندان ضحاک بود و این پیوند برای خاندان سام پذیرفتنی نبود.با این همه، عشق راه خود را پیدا کرد.شبی زال به پای کاخ رودابه آمد. رودابه از فراز بام او را دید و گیسوان بلند خود را پایین فرستاد و گفت از آن بالا بیا. زال نپذیرفت که موی رودابه را نردبان خود کند؛ کمندش را به کنگرهی کاخ انداخت و بالا رفت و به دیدار رودابه رسید.از عشق آن دو، پسری به دنیا آمد که نامش رستم شد؛ بزرگترین پهلوان شاهنامه.این تصویر از رودابه، ایستاده بر فراز کاخ، و گیسوانی که به سوی زال فرومیریزد، ما را به یاد یکی از قصههای مشهور جهان میاندازد: راپونزل.شاید یکی از لذتهای خواندن شاهنامه همین باشد؛ اینکه در میان قصههای فردوسی، تصویری را میبینیم که قرنها بعد، در قصهای دیگر، با چهرهای تازه دوباره زنده شده است.#شاهنامه#زال_و_رودابه📝 #آنوش_رزازان@adabi_revayat



