🖥برنامه کامل دروب الرجاء 📣 کلام منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی 📅سهشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۰۶ ---2026…
انتشار: 2026/07/30 18:47 UTCدریافت: 2026/08/06 21:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 21:52 UTC
🖥برنامه کامل دروب الرجاء 📣 کلام منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی 📅سهشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۰۶ ---2026/07/28 در 9⃣ قسمت ▪️🌿🌹▪️ عضویت ↙️ @abualishibanyمن اگر فردا با ابومحمد بنشینم، او را مؤمن به ولایت علی بن ابیطالب میکنم، اما بزرگترین فرد ایرانی اگر با او بنشیند او را یهودی میکند! ولی من اگر با او بحث و استدلال کنم، به خدا سوگند کاری میکنم که به علی بن ابیطالب مؤمن شود و فردا برود زیارت حضرت زینب — که البته حضرت زینب نیست اما در برابر مردم به این نام شناخته میشود — میدانید چرا؟ چون وقتی با کسی که شایسته بحث است مجادله میکنی، یا او تو را مجاب میکند یا تو او را مجاب میکنی.استادم با من بود، یک جانماز و پارچه بسیار سبکی داشت، آن را پهن کرد و به من گفت: بیا من و تو گوجه و نان بخوریم. نماز خواندیم، بیا من و تو بخوریم، یالا! مردی بر ما دلش سوخت، دید نانمان را گذاشتهایم و خیاری گذاشتهایم، هر کداممان یک خیار داشت، او یک خیار داشت و من یک خیار، او یک گوجه داشت و من یک قرص نان. گفت: عموجان اجازه میدهید برایتان بهترین غذا را بیاورم؟ گفت: بنشین ای مرد، بنشین! مرد نشست و مات و مبهوت ماند، ماشین زیبایی داشت که پارک کرده بود، ایستاد و دید ما کنار جاده نشستهایم و من و او غذا میخوریم. گفت: توجه مرا جلب کردید که کنار جاده نشستهاید و نان میخورید و... گفت: بنشین! مرد نشست و سلام کرد: السلام علیکم. گفت: وعليکم السلام. به او گفت: آرزویت در زندگی چیست؟ مرد که فهمیده بود، ماتش برد و گفت: آرزویم در زندگی... من فرزندی ندارم و ثروت عجیب و غریبی دارم. گفت: برگرد پیش همسرت و دستت را روی سینهاش بگذار و بعد از یک دقیقه بگو: «لا أسألك إلا المودة في القربى»، الله اکبر! گفت: بعد از آن دستت را روی شکمش بگذار و بگو: «آمنت بمحمد العربي إله الهاشمي الأبطحي القرشي التهامي أبا الحسن والحسين، فبحقهم عند محمد أن يكون لي محمد». و به او گفت: ما میرویم. آن مرد لبخندی زد و گفت: عموجان حتی اگر این کار را بکنم... گفت: برو، نیامد قبول کند! گفت: نه، مگر تو چه کسی هستی که داری آموزش میدهی و نان و خیار میخوری؟ گفت: خب، تو وقتی از در بیرون آمدی همسرت را زدی و او به تو گفت طلاقم بده! وقتی این را به او گفت، مرد عقب کشید و گفت: درست است! به او گفت: برو پایش را ببوس! دوستم دست مرد را که غذا میخورد گرفت و گفت: از کجا دانستی که او را زدم و گفت طلاقم بده؟ به او گفت: برای اینکه به آنچه گفتم ایمان بیاوری، سوار ماشینت شو و برو از او عذرخواهی کن! مرد رفت. بعد از چهار سال در همان مکان نشستیم، مرا آورد تا در همان مکان بنشینیم. ناگهان دیدیم همان مرد با همان ماشین بعد از چهار سال -که عوضش نکرده بود- آمد و پیاده شد. دید ما داریم غذا میخوریم. همسرش هم پیاده شد در حالی که فرزندی در آغوش داشت و فرزند دیگری هم همراهش بود، کودکی همراهش بود. به او گفت: السلام علیکم، یقیناً تو امام هستی! گفت: قطعا خیر! من مثل علمای شما نیستم که ادعای چیزی که در آنها نیست را بکنم، من بنده او هستم و قدم به قدم جای پای او میگذارم، به چیزی میگویم باش و موجود میشود.از خدا خواستم که به تو روزی دهد و کاری کند همسرت را بسیار دوست بگیری و از خدا خواستم او هم تو را همانطور که دوستش داری دوست بدارد. مرد به او گفت: میخواهم برایم دعا کنی. گفت: بگو چه میخواهی؟ گفت: میخواهم برایم دعا کنی که به مکه بروم. گفت: نه! برایت دعا میکنم که حسین را صابرانه و به امید پاداش الهی زیارت کنی. گفت: سوار ماشینت شو و برو، دیگر حرف نزن! از آن روز درسی آموختم که زیارت حسین مطلقاً هیچچیزی شبیهاش نیست. و «من يعمل منكم مثقال ذرة»، از استادم پرسیدم یعنی چه؟ گفت: یعنی کسی که برای حسین آشپزی میکند یا کسی که حسین را زیارت میکند.یا کسی که حسین را یاد میکند، هر کس از شما به اندازه سنگینی ذرهای خیر انجام دهد آن را میبیند و هر کس از زیارت حسین یا کمک به زائران حسین خودداری کند، شر آن را خواهد دید. خدایا لعنت کن هر کس را که به فاطمه زهرا ظلم کرد و در یک چشم برهم زدن پهلویش را شکست، جنینش را سقط کرد، میان او و خلافتش فاصله انداخت، ارث و میراثش را مصادره کرد و علی را به عزایش نشاند؛ لعنتی که اهل آتش از آن به فریاد آیند، ای سختنیرو! از قول استادم: هر جنگی نیاز به دستور امام دارد و تمام جنگهای ما باطل است. ای عراقیها به من گوش دهید، هر جنگی نیاز به امام دارد، تمام جنگهای ما باطل است، مگر اینکه دفاع از خود باشد، مگر دفاع از خود. همه جنگها باطل است مگر دفاع از خود، مگر به دستور امام. این را بفهمید، انشاءالله که بفهمید. خدایا درود فرست بر حسن مجتبی و لعنت کن معاویه پسر آزادشدگان و ابوموسی اشعری را و درود فرست بر مهدی بزرگ. خدایا درود فرست بر حسینی که بدون زکات به حج و زیارت او میروید، پس بر شماست که قبل از اینکه وقت بگذرد و در حالی که مشرک و کافرید بمیرید، زکات بدهید. خدایا درود فرست بر مهدی بزرگ. خدایا درود فرست بر علی بن الحسين و مهدی بزرگ و عظیم.
