چند روز پیش بیمقدمه، پیامکی برای خانم دکتر حمیده چوبک نوشتم که «سلام خانم دکتر چوبک. یهو دلم براتو…
انتشار: 2026/07/26 08:54 UTCدریافت: 2026/08/11 06:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 06:22 UTC
چند روز پیش بیمقدمه، پیامکی برای خانم دکتر حمیده چوبک نوشتم که «سلام خانم دکتر چوبک. یهو دلم براتون تنگ شد. دوستتون دارم. یوسف علیخانی.» نمیدانم شاید دلتنگ روزهایی شدم که به لطف خانم دکتر، من و دوستم افشین، روستا به روستای رودباروالموت میرفتیم و قصه و نَقل ضبط میکردیم. قرار بود هفت مرحله پیش برویم که در همان مرحلهٔ دوم متوقف شد کار. و مرحلهٔ سوم را تنهایی ادامه دادم؛ شانزده روستای مراغستان را. و بعد یک مرحله هم دلی برای خودم کار کردم؛ ضبط قصههای مردم زادگاهم.نمیدانم شاید به نظرم رسید، یک آدم چقدر میتواند عاشق یک جایی باشد که اینطور با تمام سختیهایش دوام بیاورد و منظورم فقط و فقط و فقط حمیدهٔ چوبک بود که میدانم اینسالها چه کشیده از دست مسوولان نفهم و روستاییان جاهل. برای همین شاید دلم برای تحملاش تنگ شد.نمیدانم شاید هم بعد از بیستوچند سال دلم خواست دوباره بروم دنبال آن کار ناتمام قصههای مردم.#قصه_های_سرزمین_الموت بعدها با پیگیری دکتر چوبک و حمایت محمدعلی حضرتی، رئیس وقت میراث فرهنگی قزوین در انتشارات طه منتشر شد؛ که بعد از زمینزدن حضرتی، هرکاری او کرده بود، زدند زمین و خبر دارم بیش از پانصد جلد از کتاب قصههای سرزمین الموت هم در زیرزمین میراث فرهنگی قزوین، زندانی است؛ شاید هم گذاشتند اونجا که عتیقه بشود!چند ساعت بعد از پیامام، خانم دکتر یک پیام صوتی مفصل از واتساپ فرستاد و دلتنگیام را بیشتر کرد. گفته بود «الان برای ثبت پروندهٔ الموت در بوسان کره جنوبی هستم.»و بعد خواسته بود دعا کنم که برایش نوشتم «تا شما هستید و شکوهِ الموت، دعا بیمعناست.» یکبار سالها قبل در مراسمی به بهانهٔ الموت، دربارهٔ دکتر حمیدهٔ چوبک، جملهای گفتم که من نگفتم، آمد به سرم و حک شد. گفتم «این روزها حمیدهٔ چوبک، دنبال حسن صباح است و شکوه او، روزی دیگر، کسی دیگر، دنبال کاوش و پژوهش دربارهٔ حمیدهٔ چوبک خواهد بود؛ در خاک الموت.»ثبت جهانی #قلعه_الموت را فقط و فقط و فقط به #حمیده_چوبک تبریک میگویم.@aamoutkhaneh
