*قصههای سرزمین الموت*سه جلدگردآوری: افشین نادری و یوسف علیخانیزیر نظر دکتر حمیده چوبک (پایگاه فر…
انتشار: 2026/07/27 11:32 UTCدریافت: 2026/08/06 09:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 09:17 UTC
*قصههای سرزمین الموت*سه جلدگردآوری: افشین نادری و یوسف علیخانیزیر نظر دکتر حمیده چوبک (پایگاه فرهنگی الموت)انتشارات مینودر قزوینچند دوره در سایت کتابفروشی موجود استaamout.irو الباقی در زیرزمین میراث فرهنگی قزوین زندانی است@aamoutbookstore
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — کتابفروشی آموت
«#سوگ_سیاوش»در مرگ و رستاخیزنویسنده: #شاهرخ_مسکوبانتشارات: #نشر_خوارزمی"سوگ سیاوش" شامل مقدمهایست که در آن نویسنده به اختصار داستان سیاوش را در آنذبازگو مینماید؛ پس از آن سه بخش اصلی کتاب با عنوانهای "غروب" و "شب" و "طلوع" قرار گرفته است.در بخش نخست اثر با عنوان "غروب" نویسنده ضمن ارائهی اطلاعات مختصری از اسطورههای کهن ایران، شرح پیدایش جهان و انسان و جدال نیک و بد، داستان سیاوش را شروع میکند. سیاوش همان مرد بلندرفتار و باوقار است که خواهان مرگ نیست اما وقتی مرگ به او تحمیل میشود، چنان رفتار آزادانهای از خود نشان میدهد که برای همیشه به چهرهای ماندگار و مثال زدنی از یک شهید واقعی بدل میشود. بخش دوم کتاب که "شب" نام دارد، بررسی رویکرد شخصیتهایی همچون کاووس و سودابه و افراسیاب و گرسیوز است که در مقابل مرگ، به هر نحوی، قادر به تصمیمگیری نیستند. در نهایت بخش سوم اثر با عنوان "طلوع"، انسانی است که با مرگ به صورت فاعلانهای برخورد میکند و ارادهی خود را به رخ آن میکشد و این فرد کیخسرو، فرزند سیاوش است.ارسال به سراسر کشور 👇🏻aamout.ir09368828180@aamoutbookstore
به فاصلهٔ سه چهار روز با دو عزیز حرف زدم که میگفتند «کتاب در ایران مُفته.» و گفتم «عمرا اگر جرات داشته باشید اینو بلند بگین!» اولی تا رسید به کتابفروشی و دید که *طلا در مس* رضا براهنی را به سهمیلیونوسیصدهزار تومان داریم، فوری خرید. این کتاب حداقل سه سال مانده بود اینجا و هر بار فقط قیمتاش را پابهپای ناشر عوض کرده بودیم. لابد تعجب منو دیده بود که گفت «همین یکماه پیش یک کتاب گرفتم کمتر از جلد اول طلا در مس، به شصتودو دلار.و ما بدبختبیچارهها که بشمارسه شروع میکنیم با دلار روز، ضربدر کردنش؛ اون روز به گمانم دلار هنوز روی صدوهشتاد هزار تومان بود و امروز نشده بود که صدونودوپنج هزار تومان شده باشد. حساب کردم و دیدم اوه! یه کتاب رو خرید به پول ما بالای یازده میلیون تومان.همین هم شد که اون روز اصلا تعجب نکرده وقتی دو پلاستیک کتاب جمع کرد که سر جمع شد چهارده میلیون تومان و من ذوق کرده بودم از چنین خریداری و او احتمالا، خوشحالترین صیادِاین روزها.بعدش فکر کردم خب دلاری حقوق میگیرند و دلاری هم خرج میکنند.بعد یک روز بعدترش با عزیز دیگری حرف زدم که گفت «در تمام هفت سال گذشته، هیچوقت نتونستم کتابهای درسیام را نو و تازه بخرم.» بعد هم توضیح داد که کتابهای نو و دستاول، زیر پنجاه دلار نیست و قاعدتا زور یک دانشجویی مثل من نمیرسد و میروم توی دستدوم فروشها و همون کتابها را بین ده تا بیست دلار میخرم.همون وقت که اینها را میگفت ذهن من مشغول این موضوع شده بود که «چقدر شبیه ایران! اینجا وقتی میروی به سایتهای دستدوم فروش مثل ترب و باسلام و… میبینی دستدومفروشها نهتنها همقیمت کتابفروشیها نیستند که خیلی وقتها بیستدرصد هم گرانتر از ماها هستند.به هر حال اینجا ایران است و صدای ما را از یک کتابفروشی خلوت میشنوید.دلار چند شده الان؟ یا الان؟@aamoutbookstore
#بهنام_ناصح برایم نمونهٔ کامل یک نویسندهٔ بیسروصداست که در سکوت، مینویسد و هر چند سال یکبار، به مخاطبانش سلام میکند.خیلیها شاید حتی ندانند مجلهٔ اینترنتی ماندگار که سالها فعالیت داشت، به همت او به روز میشد و حتی خیلیها نمیدانند تا چند ماه پیش، خیلی از خبرها و گزارشهای روزنامهٔ دنیای اقتصاد، به قلم او تنظیم میشد.در کنار نوشتن و روزنامهنگاری، ویراستاری میکند و برای خودش در این حوزه هم کلاسکاری خاصی دارد؛ معتقد است، ویراستار تا آنجایی حق دخالت دارد که لحن نویسنده یا مترجم، باقی بماند.حاصل این چند سال نوشتناش رمان #ایراندخت است که عاشقانهایست در دورهٔ ساسانیان و #پروانه_ای_روی_شانه که عاشقانهایست از حالوهوای دخترپسرهای کمشنوا و #خاطرات_خانه_ابری که شما را به یک فضایی رئالیسم جادویی در شصتسال پیش گیلان دعوت میکند.از جمله معدود نویسندگانیست که تمام کتابهایش برندهٔ جوایز ادبی میشوند و در عینحال پرفروش هستند.بهنام ناصح، زیاد میخواند و کم حرف میزند و بهموقع مینویسد.@aamoutbookstore
در همین آموت هم کلی ایرانی چاپ کردیم در یک دورهای. چند نفرشان فقط ادامه دادند؛ گیرم کتابهای بعدیشان به هر دلیلی در آموت منتشر نشد که یکجایی احساس کردم توان معرفی بیشتر کتابهای ایرانی را ندارم و در انبار، تلانبار میشوند.#پروانه_سراوانی از آنها بود که همان آخرین دَمهای پذیرش داستانایرانی، رمانش در آموت پذیرش شد.رمانی که خیلی خوششانس بود؛ هم خوب خوانده شد و هم نامزد و برنده چند جایزه شد.خانم سراوانی دغدغهاش کلمه و کتاب است؛ چه وقتی داستان مینویسد و چه وقتی نقد میکند.برایش آرزوی بهترینها را دارم.شما #پرتقال_خونی را خواندید؟@aamoutbookstore





